عرفان ثابتی،همجنسگرائی،بیت لعدل

Sardabir
فعّال
پست: 458
تاریخ عضویت: یک شنبه 18 تیر 1385, 11:31 am

عرفان ثابتی،همجنسگرائی،بیت لعدل

پستتوسط Sardabir » دو شنبه 29 خرداد 1391, 7:12 pm

عرفان ثابتی،همجنس گرائی،بیت العدل

پژوهش در "شما و سردبیر" نوشت:
سردبیر گرامی

با توجه به اینکه بحث پیرامون موضوع همجنس گرائی در بهائیت از مدتها قبل مطرح بوده و ارای متفاوتی مطرح شده است

به تازگی عرفان ثابتی در صفحه خویش متنی از بیت العدل در همین موضوع آورده و تقریری داشته است قابل تامل و جدید

که نشان می دهدو بیت العدل نیز اخیرا موضع خاصی اتخاذنموده است بدنیست دوستان پژوهشگر در این موضوع به گفتگو

بنشینند.چنانچه تاپیکی در این زمینه گشوده شود مناسب خواهد بود.

این تاپیک بدین منظور گشوده می شود و از همه پژوهشگران درخواست می شود مشارکت فرمایند.
خرين ويرايش توسط 2 on Sardabir, ويرايش شده در 0..

hoda
فعّال
پست: 162
تاریخ عضویت: یک شنبه 20 اردیبهشت 1388, 9:42 am

پستتوسط hoda » دو شنبه 29 خرداد 1391, 7:54 pm

جناب سردبیر، با سلام خدمت شما و جناب پژوهش،
خوب است ابتدا متن نوشته شده توسط ایشان را در کامنت های نخست درج کنید تا از متن فرمایش ایشان مطلع شویم. بعد طبیعتا در مورد آن نظرات پژوهشگران به ویژه جناب پژوهش راهگشا خواهد بود.

pajohesh
فعّال
پست: 265
تاریخ عضویت: دو شنبه 7 آبان 1386, 10:02 am

پاسخ: عرفان ثابتی و همجنس گرائی و

پستتوسط pajohesh » دو شنبه 29 خرداد 1391, 8:04 pm

با تشکر از سردبیر گرامی برای گشودن این تاپیک.

مدتی است مسئله همجنس گرائی در جامعه بهائی مورد بحث است و حتی عده ای همجنس گرا

اعلام نموده اند که ما بهائی هستیم و تشکیلات نیز در برخورد با آنها ابتدا شیوه رد را انتخاب نمود

چون موضوع لواط ( و طبیعتا ازدواج با همجنس) در اقدس تحریم شده است.و در بعضی موارد هم

حکم آن به بیت العدل راجع گشته است.

اخیرا جناب عرفان ثابتی در صفحه اینترنتی خویش مبادرت به ارائه متنی از بیت العدل نموده که در

موضوع همجنس گرائی است. متن نشان می دهد فشار همجنس گرایان بر بیت العدل برای تعیین

تکلیف موثر واقع شده و موضع نرمی در برابر آنان اتخاذ نموده اند و بلحاظ دستور وحدت عالم انسانی

تحت پوشش قرار گرفته اند و برای دفاع از مظلومیت آنان اقدامی صورت پذیرفته است.

ابتدا متن سخن بیت العدل به نقل از عرفان ثابتی و نظرات پیرامون آن در صفحه او را می آورم و

سپس بحث پیرامون آن را آغاز می کنیم.

امیدوارم دوستان همگی کمک کنند تا ابعاد موضوع شکافته شود.


عرفان ثابتی:

Erfan Sabeti

ترجمه و تلخیص پیام بیت العدل اعظم،مورخ ۲۷ اکتبر ۲۰۱۰، درباره رویکرد بهاییان به همجنسگرایان:

هدف آیین حضرت بهاءالله تحقق وحدت ارگانیک کل نوع بشر است و بهاییان موظفند هر گونه تعصبی را از زندگی خود بزدایند و به همگان احترام گذارند. بنابراین، هر گونه تعصب یا انزجار از همجنسگرایان، مخالف و مغایر با روح آیین بهایی است. افزون بر این، بهاییان مامورند که مدافع و حامی مظلومین باشند و باید از کسانی که حقوق اساسی شان نقض شده با تمام توان دفاع کنند... جامعۀ بهایی در پی تحمیل ارزش های خود به دیگران نیست و ایشان را بر اساس موازین اخلاقی بهایی داوری نمی کند. جامعۀ بهایی خود را یکی از گروه ها یا سازمان های اجتماعی در حال رقابتی نمی داند که هر یک خواهان به کرسی نشاندن دستور کار اجتماعی خاص خودند. در تلاش برای تحقق عدالت اجتماعی، بهاییان باید ناگزیر میان وجوهی از امور اجتماعی که با تعالیم بهایی همخوانی دارد و جنبه هایی که با تعالیم بهایی سازگاری ندارد، تمایز گذارند. در حالت نخست،بهاییان می توانند فعالانه از آن امور اجتماعی حمایت کنند ولی در حالت دوم، نه حمایت می کنند و نه مخالفت. در رابطه با همجنسگرایان، بهاییان باید فعالانه از رفع تبعیض علیه آنها حمایت کنند ولی دربارۀ ازدواج مدنی بی طرف خواهند بود، نه حمایت خواهند کرد و نه مخالفت. چنین تمایزاتی در پرداختن به هر یک از مسائل اجتماعی اجتناب ناپذیر است. مثلا بهاییان فعالانه برای استقرار صلح جهانی می کوشند ولی در جریان این کار درگیرِ فعالیت های سیاسی حزبی علیه هیچ دولتی نمی شوند...


Mehrzad Mohebpour:

اينه...فرق اساسي آئين من كه مي تونم بهش افتخار كنم. از بيخ و بن در آورده ريشه تعصب و برتري طلبي رو...


Pejman Mahboubi :

https://balatarin.com/permlink/2012/5/30/3041655


Erfan Sabeti:

Very many thanks for your kind care, Pejman jan.


دانا روحانی:

چقدر جالب بود عرفان. همه باید کمی تعصبات رو کنار بذارن و با دید باز به مسائل توجه کنن


Leva Zand:

Haha, clever colorblind racism! So we know something is wrong n we dont do anything about it! Viva bahaism hypocrisy!


Fraidoon Vahdatshoar ‎"

البته ترک تعصب در مواردی پسندیده و در بسیاری از موارد هم خطاست . مثلا کسی در انجام تکلبف درسی و یا انجام وظیفه خدمت به مردم و یا دفاع از خانه و کاشانه اش و اهلش متعصبانه بکوشد و یا در حفظ اخلاق پسندیده متعصب باشد و یا در احترام به پدر و مادرش متعصب باشد نه که مذموم و نکوهیده نیست بلکه بسیار پسندیده و خوب نیز هست برعکس خلاف ان نکوهیده و مذموم میباشد , اینکه با منحرفان همجنسگرا چه باید کرد! خیلی روشن و واضح است, یک گناه دو جنبه دارد هر کسی تا و قتی که در چهار دیواری منزلش هر گناهی میکند به خودش و خدایش مربوط و به هیچ کس ربطی ندارد, اما از لحاظ بعد اجتماعی !!!, , از این لحاظ که اجتماع کلان که نشاءت و پایه میگیرد از مهمترین و بنیانی ترین نوع اجتماع یعنی اجتماع یک زن و یک مرد که در مجموع یک اجتماع کلان مثل یک بدن عمل میکند که باید از هرمیکرب و اسیبی در امان بماند ,بنابر این برای حفظ بنیان اجتماع دفاع از جامعه کلان وظیفه تک تک افراد جامعه پویا است , بنا بر این وظیفه هر زن و مرد است که در مقابل چنین معضلاتی که بنیان و اساس جامعه را هدف قرار داده بی تفاوت نباشد و واکنش نشان دهد چه بسا بی رگ و بی اثر بودن در اینجا جنایتیست در حق ایندگان . به زبان مثال : یعنی کسی نمیتواند تیشه بردارد مشغول بریدن بن درختی شود که همه ما بر ان سواریم . و "نه حمایت و نه مخالفت "در بسیاری از جاها درست اما به نظر بنده اینجا میتواند اثر ویران کننده ای داشته باشد , بهر حال در خوشبینانه ترین رویکرد باید کسانی مامور شوند این اشخاص را در وجه اول به سمت خانه و درخت حیات خود راهنمایی کنند , و در صورت اصرار این افراد به این خلاف با انها به صورت جدی برخورد کنند .البته بنده از وجه کتب الهی که این رویه "نه حمایت و نه مخالفت "ایا با نص صریح ایات الهی در تضاد است یاخیر, به این نپرداختم, خواستم خلاصه وار وجه اجتماعی ان را فقط برسی کرده باشم. البته خب پسندیده است که در مقابل هر ظلم (و نه فقط ظلم به همجنسگرایان) اجتماعی که در اولویت انها مسئله گشنگان و اوارگان افریقایی و افغانی و فلسطینی متاثر از جنگ میباشند که " با تمام توان " باید از انها دفاع کرد که متاسفانه در تمام اوقات تا کنون به صورت " نه حمایت و نه مخالفت " عمل شده. حتی بیانیه ای هم از بیت العدل اعظم محترم در محکوم کردن ظالمان این نقطه ارض صادر نگردیده که انشالله در اینده شاهد ان باشیم این رویه نا منفعل به "حمایت واقعی از این مظلومان "عملا تغییر پیدا کند.


دانا روحانی

عرفان، پس چرا در کتاب اقدس حکم این کار خیلی سنگین تعیین شده؟ چرا حضرت بهاءلله این رو کلا به بیت العدل ارجاع نکردن؟! دیانت بهائی نظری نمیده ولی قطعا یک فرد همجنسگرا نمیتونه بهائی باشه...درسته؟


Pejman Mahboubi :

حکم کتاب اقدس در مورد پسربازی و بچه بازی است که در ایران از دیرباز رایج بوده. همجنسگرایی به عنوان رابطه‌ای عاطفی و مرضی‌الطرفین در کتاب اقدس مطرح نشده است. خلط این دو موضوع اشتباه است


Erfan Sabeti:

دانا جان، آیه کتاب اقدس به همجنسگرایی ربطی ندارد بلکه paedophilia را نهی می کند. متاسفانه در فرهنگ سنتی ایرانی بین این دو مسئله تمایز قائل نمی شده اند. با مهر و ارادت فراوان


دانا روحانی :

معنی پدوفیلیا چی میشه؟!


دانا روحانی :

در انوار هدایت، به طور واضح همجنسگرائی و رابطه بین دو همجنس نهی شده و گفته شده که این افراد نمیتوانند بهائی باشند!!

دانا روحانی

فکر کنم عنوان و موضوع آن هم لواط ذکر شده.


Erfan Sabeti :

دانا جان، آیه کتاب اقدس نهی از غلمان یا همان بچه بازی ست که متاسفانه در ایران رواج داشته. البته در آثار شوقی افندی و پیام های بیت العدل، رابطه جنسی بین دو همجنس تایید نشده ولی با مقایسه پیام های بیت العدل در دهه های گذشته با پیام های سال های اخیر به نظر می رسد خوشبختانه موضع رسمی جامعه بهایی روزآمد شده و دیگر همجنس گرایان را به مشاور و روان پزشک ارجاع نمی دهند و پذیرفته شده که همجنس گرایی بیماری نیست. حسن بیت العدل همین پویایی ست. با مهر و ارادت فراوان


دانا روحانی :

‎" قد حرم علیکم الزنا و اللواط و الخیانه ان اجتنبو یا معشر المقبلین"


دانا روحانی :

http://reference.bahai.org/search?max=1 ... 8%A7%D8%B7


Erfan Sabeti :

دانا جان، غلمان و لواط متفاوتند. جناب اشراق خاوری و آقای دکتر قدیمی این دو را خلط کرده اند. همین طور که می بینی در عین این که لواط نهی شده ولی حضرت بهاالله مجازاتی برای آن تعیین نکرده و این امر را به بیت العدل ارجاع داده اند (در همان لینکی که شما لطف کردی در رساله سوال و جواب است). بیت العدل هم تاکنون نه تنها مجازاتی تعیین نکرده اند بلکه گفته اند دو حالت دارد. 1-به طور کلی باید تعصب و تبعیض علیه همجنسگرایان از میان برود و بهاییان هم موظفند در این راه با تمام توان بکوشند. 2- بهاییان در اموری مثل ازدواج همجنسگرایان بی طرف می مانند. با مهر و ارادت فراوان


Payam Aghsani :

شاید مطالعه قسمتی از دستخط 20 دسامبر 2010 بیت العدل اعظم نیز در این زمینه مفید باشد: در خصوص افرادی که تمایلات همجنسگرایی دارندبه استحضار می رساند که بهاییان معتقدند که انسان ها همگی عضو یک خانواده نوع بشر هستند و هر فردی مستحق احترام، محبت و عدالت می باشد. از این رو بهاییان بر این نظرند که این نفوس نباید از حقوق شهروندی خود محروم گردند و یا با تعصب با آنان رفتار شود. تعالیم بهایی ازدواج را وصلت بین یک مرد و یک زن می داند و روابط جنسی را تنها در چارچوب زندگی زناشویی مشروع می شمرد، و حضرت بهاءالله همجنسگرایی را به طور موکد و صریح نهی فرموده اند. اما بهاییان عقاید یا معیارهای اخلاقی خود را به دیگران تحمیل نمی کنند. البته هر کس بخواهد عضو جامعه بهایی باشد باید تمامی تعالیم حضرت بهاءالله را قبول کند.


Fraidoon Vahdatshoar ‎":

در رابطه با همجنسگرایان، بهاییان باید فعالانه از رفع تبعیض علیه آنها حمایت کنند ولی دربارۀ ازدواج مدنی بی طرف خواهند بود، نه حمایت خواهند کرد و نه مخالفت" باید پرسید در جامعه بهایی چطور ؟ ایا این رای ممتنع برای دو فرد همجنسگرای بهایی به معنی این خواهد بود که ایشان میتوانند در عین حال بعد از ازدواج بهایی بمانند و یا طرد خواهند شد؟ به نظر بنده در صورت اجرای هر کدام از حالات به رای بهایی عمل نخواهد شد و این تناقضی بزرگ بوجود خواهد اورد .


Ali Abdi ‎@ Fraidoon Vahdatshoar

جنابِ فریدون. من البته با آیینِ بهاییت آشناییِ چندانی ندارم، و لذا از رویکردِ این آئین به مقوله‌ی همجنسگرایی بی‌خبر هستم. هر چند رویکردِ مداراجویانه‌ و انسان‌مدارانه‌ی انسان‌هایی مانند جنابِ ثابتی به این معنی است که می‌توان بهایی بود و با تبعیض علیهِ همجنسگرایان مبارزه کرد. و این بسیار امیدبخش است. همان طور که رویکردِ انسان‌هایی مانند دکتر آرش نراقی که با استناد به قرآن از حقوق اقلیت‌های جنسی دفاع می‌کنند و قرائتی از اسلام ارائه می‌دهند که با همجنسگرایی سرِ ستیز ندارد جایِ خوشوقتی است.

اما نکته‌ای که فرموده‌اید مِن بابِ منحرف بودنِ همجنسگرایان، نکته‌ی درستی نیست. همجنسگرایان را «میکروب» نامیدن و ایشان را «خطرناک برای آیندگان» دانستن، نقضِ کرامتِ انسانیِ افرادی است که گرایشِ جنسی‌شان با گرایشِ جنسیِ اکثریتِ افرادِ جامعه یکی نیست. تبعیض علیهِ یک اقلیت تنها با نابرابری‌های قانونی یا نابرابری در فرصت‌های اجتماعی یا خشونتِ فیزیکی رخ نمی‌دهد، بلکه با خشونت‌های کلامی و توهین و تحقیرِ اقلیت توسط اکثریت مرزِ بین اقلیت و اکثریت پررنگ تر رسم می‌شود تا پروسه‌ی «دیگری-سازی» ادامه پیدا کند و اکثریت بتواند با ایزوله کردن و سرکوبِ اقلیت برای خود هویت و اعتبار کسب کند.

تبعیض علیه همجنسگرایان به خاطرِ گرایشِ جنسیِ متفاوت درست مانندِ تبعیض علیه بهاییان به خاطرِ آئینِ متفاوت و درست مانند تبعیض علیهِ سیاه‌پوستان به خاطرِ رنگِ پوستِ متفاوت است. آن‌چه که بنیانِ زیستِ اجتماعیِ ما را هدف قرار می‌دهد و برای آیندگان خطرناک است، نه همجنسگرایی یا بهاییت یا انتخاب و زیستِ سبک‌های مختلفِ زندگی، بلکه عدمِ رواداری نسبت به دیگرانی است که لزومن مانندِ ما زندگی نمی‌کنند.


Ali Abdi ‎Erfan Sabeti:

ضمنِ این که رویکردِ آئینِ بهاییت در مقایسه با تفاسیرِ غالب از رویکردِ ادیانِ ابراهیمی نسبت به همجنسگریان مترقی‌تر است، امیدوارم که سیرِ تحولِ آئینِ بهاییت به جایی برسد که در زمانه‌ای که همجنسگرایان به خاطر حقوقی مانند ازدواج در حالِ مبارزه‌اند، موضعِ بهاییان سکوت نباشد چرا که سکوت در زمانه‌ای که تبعیضی رخ می‌دهد یا ظلمی اتفاق می‌افتد به معنای ایستادن کنارِ ظالم است

pajohesh
فعّال
پست: 265
تاریخ عضویت: دو شنبه 7 آبان 1386, 10:02 am

پستتوسط pajohesh » دو شنبه 29 خرداد 1391, 8:26 pm

ابتدا سعی می کنم مطالب بیت العدل منقول از جناب عرفان ثابتی را فهرست کنم:

1-هدف بهائیت تحقق وحدت ارگانیک (؟) کل نوع بشر است لذا همجنس گرایان را هم در بر می گیرد.

2-بهائیان موظفند تعصب را کنار بگذارند و به همه(از جمله همجنس گرایان) احترام گذارند.

3-انزجار از همجنس گرایان، مخالف و مغایر با روح آیین بهایی است.

4-بهاییان مامورند که مدافع و حامی مظلومین (بطور خاص در این پیام: همجنس گرایان)باشند و فعالانه از رفع تبعیض علیه آنها حمایت کنند.

5-بهائیت و بهائیان دربارۀ ازدواج مدنی همجنس گرایان بی طرف خواهند بود.نه حمایت خواهند کرد و نه مخالفت.



فعلا با همین نکات بررسی ها را آغاز نمائیم.

pajohesh
فعّال
پست: 265
تاریخ عضویت: دو شنبه 7 آبان 1386, 10:02 am

پستتوسط pajohesh » دو شنبه 29 خرداد 1391, 9:00 pm

نخست سری به ویکی پدیا می زنیم برای تعریف و سابقه همجنس گرائی:

گزیده از ویکی پدیا:

"رفتار همجنس‌گرایانه به برقراری رابطه جنسی با فردی همجنس اطلاق می شود.
همجنس‌گرا به افرادی گفته می‌شود که ترجیح می‌دهند مدتی طولانی به فعالیت جنسی با افراد همجنس خود بپردازند.

سه دین ابراهیمی یهودیت، مسیحیت و اسلام با همجنس‌گرایی مخالفت کرده‌اند...
یهودیت
در آئین یهود، در مذهب ارتدکس رابطه جنسی بین دو همجنس غیر قابل قبول است.
مسیحیت
بیشتر مکاتب مسیحی همجنس‌گرایان را طرد نمی‌کنند (همانطور که هیچ گناه‌کاری را طرد نمی‌کنند) اما اکثر آن‌ها بر این نکته پافشاری می‌کنند که روابط همجنس‌خواهانه گناه است. کلیساها در قرون وسطی مواضعی سرسختانه از خود در برابر همجنس‌گرایی نشان می‌دادند و مجازات همجنس‌گرایی مرگ بوده‌است.

هم اکنون واتیکان و پاپ به همجنس‌گرایان و همجنس‌گرایی روی خوش نشان نمی‌دهند و آن را گناه می‌دانند. همچنین کلیسای ارتدکس نیز هرگونه رابطه بین دو همجنس را مردود می‌داند.اگر چه بعضی کلیساها موضع سخت نگرفته اند...
اسلام
اصطلاح همجنس‌گرایی در واژه‌شناسی اسلامی وجود ندارد ولی نزدیک‌ترین واژه به آن عبارت «لواط» است که اعمال جنسی میان دو مرد است که برگرفته از نام قومی است که در قرآن به عنوان قوم لوط آمده‌است . قرآن در آيات مختلفى داستان لوط و قوم او را بيان می‌کند و براى عمل اين قوم تعابير مانند فحشا، اسراف، جرم، ظلم، خباثت، جهالت و فسق آورده‌است .

لواط از جانب محمد(ص)، پیامبر اسلام و تمامی امامان شیعه نهی شده و از عواقب اخروی آن به شدت یاد شده است... مجازات‌های دنیوی سنگینی نیز برای لواط و دیگر کنش‌های همجنس‌خواهانه در نظر گرفته شده‌است. در فقه شیعه و قوانین ایران؛ لواط، که معمولاً دخول کامل مقعدی بین دو مرد تعریف می‌شود، کیفر اعدام دارد، تفخیذ (التذاذ جنسی دو مرد بدون آنکه به لواط بیانجامد) وقراردادن حدّی ۱۰۰ ضربه تازیانه و در بار سوم یا چهارم اعدام، بوسیدن پسران از روی شهوت و خوابیدن عریان دو مرد یا دو زن در زیر پوشش مشترک، بدون وجود ضرورت، مجازات تعزیری دارد. مساحقه (التذاذ جنسی دو زن)نیز مستحق مجازات حدی یکصد ضربه شلاق و در نوبت چهارم مستوجب اعدام است.
لواط یکی از گناهان کبیره از نظر دین اسلام است و از آن به شدت نهی گردیده و از عواقب اخروی آن به شدت یاد شده است...

همجنس‌گرایی در قانون مجازات اسلامی جرم محسوب می‌شود و دارای قوانین جزایی است. در خصوص لواط، به معنای انجام آمیزش جنسی مقعدی بین دو مرد، در حضور چهار شاهد عادل و یا چهار مرتبه اقرار از سوی کسانی که لواط کرده‌اند در دادگاه، بنا بر فقه امامیه که مبنای قانون مجازات در جمهوری اسلامی را تشکیل می‌دهند حکم اعدام برای هر دو طرف اجرا می‌گردد. تفخیذ نیز مجازات حدی صد ضربه شلاق و در صورت سه بار تکرار در مرتبهٔ چهارم مجازات اعدام دارد...

بهائیت نیز رابطه جنسی میان مردان را رد می‌کند و هرگونه رابطه جنسی میان همجنس را تحریم کرده‌ است. مجازات لواط و زنا در بهاییت از پیش تعیین شده نیست و تعیین آن به بیت العدل سپرده شده‌ است. بهاءالله در توضیح ممنوعیت روابط همجنس‌گرایانه گفته‌ است: «هر قدر عشق و محبت بین دو همجنس شدید و خالص باشد، اگر به روابط جنسی منجر گردد نادرست و خطاست..."

چنانکه ملاحظه شد همجنسگرائی مذموم و گناه کبیره شمرده شده و برای آن مجازات های سنگینی تعیین شده است.اما در بهائیت با آنکه لواط ممنوع اعلام شده برای آن مجازاتی تعیین نشده و در بعضی نصوص آنها تعیین مجازات به بیت العدل ارجاع داده شده و بیت العدل نیز چنانکه ملاحظه فرمودید دستور ملاطفت داده و در مورد ازدواج همجنسگرایان نیز گفته است این یک امر مدنی است و به خود جوامع مربوط می شود و ما بی طرفیم .نه مخالفت می کنیم نه موافقت.

habibollah
فعّال
پست: 531
تاریخ عضویت: دو شنبه 31 اردیبهشت 1386, 11:41 am

پستتوسط habibollah » سه شنبه 30 خرداد 1391, 6:48 am

من با مراجعه به کتاب اقدس که توضیحات حضرت ولی امرالله را هم در بر دارد، در این مورد چنین یافتم:
ص194
...
-١٣٤حکم الغلمان (بند ١٠٧)
مقصود از کلمه غلمان در اين مورد رابطه جنسی شخص مذکّر با پسران است . حضرت
وليّ امراللّه در تبيين اين حکم فرموده‌اند که مراد تحريم همه نوع روابط جنسی بين
افراد هم جنس است . روابط جنسی بر حسب تعاليم بهائی منحصراً در ظلّ ازدواج
حلّيّت دارد و بنيان جامعه بشری بر آن استوار است و مقصد از اين تعاليم مبارکه


ص ١٩٥
حمايت و تقويت آن اساس الهی است . بنا بر اين شريعت بهائی روابط جنسی را فقط بين
زن و مردی که با يکديگر ازدواج نموده باشند مشروع می شمارد .
در توقيعی که حسب الامر حضرت وليّ امراللّه تحرير يافته چنين مذکور است :
هر قدر عشق و محبّت بين دو هم جنس شديد و خالص باشد ، اگر به روابط جنسی منجر
گردد نادرست و خطا است و اگر گفته شود که اين روابط کمال مطلوب عشق و محبّت است
چنين ادّعائی عذری است نامقبول . حضرت بهاءاللّه هر نوع انحراف و فساد اخلاقی را
به کلّی تحريم فرموده‌اند و نيز رابطه نامشروع بين دو هم جنس را علاوه بر آنکه
بر خلاف قانون طبيعت است از انحرافات اخلاقی محسوب فرموده‌اند .
ابتلا به چنين
بليّه‌ای ثقلی عظيم بر روح هر فرد با وجدانی تحميل می کند ، امّا نفوس مبتلا
قادرند که با مشاوره و مساعدت اطبّاء و اراده و سعی راسخ و دعا و مناجات بر اين
ضعف و مشکل فايق آيند . (ترجمه)
حضرت بهاءاللّه تعيين مقادير حد زنا و لواط را به بيت العدل اعظم محوّل
فرموده‌اند (سؤال و جواب ، فقره ٤٩) .

habibollah
فعّال
پست: 531
تاریخ عضویت: دو شنبه 31 اردیبهشت 1386, 11:41 am

پستتوسط habibollah » سه شنبه 30 خرداد 1391, 6:51 am

لطفا این بیان نقل شده را با آنچه که بهاییان در کامنت های بالا مطرح نموده اند مقایسه نمایید تا مشخص شود آیا می توان توضیحات آنان و هم چنین بیت العدل را قبول نمود یا خیر؟
امیدوارم جناب عرفان ثابتی و دوستانشان توضیحات خود را در این مورد بفرمایند.

pajohesh
فعّال
پست: 265
تاریخ عضویت: دو شنبه 7 آبان 1386, 10:02 am

پستتوسط pajohesh » سه شنبه 30 خرداد 1391, 6:15 pm

چون حقیر چند روزی ناگزیر از رفتن به سفر هستم توفیق ادامه بحث را ندارم

از دوستان دیگر تقاضا دارم با مباحث خود بحث را ادامه بفرمایند.

بطور خلاصه نظر خود را عرض می کنم
:

1-آیا بیت العدل اجازه قانونگذاری در عرض رهبران بهائی را دارد؟

آیا می توانداحکام مربوط به همجنس گرایان را عوض کند یا تلویحا ازدواج آنها را آزاد کند

و یا چنانکه در این پیام آمده منفعل باشد و بی طرف؟

2-نص صریح متون بهائی که در بالا اشاره ای به آنها شده است،همجنس گرائی

را حرام و "عذری نامقبول "گفته اند ،حال چه شده که بیت العدل به فکر مظلومیت

آنها افتاده و به حمایت از آنها پرداخته است؟

3-آزاد اندیشان می پرسند:

بیت العدل می خواهد رضایت همجنس گرایان را با چه بهائی بدست آورد؟

دیدیم که اوباما برای بدست آوردن آرای همجنس گرایان در دور بعدی ریاست

جمهوری امریکا چطور به آنها قول داد که اقداماتی برای آنها در قانونی کردنشان

انجام دهد.بیت العدل چه نقشه ای دارد که اینطور بر خلاف نصوص بهائی،

در صف حامیان همجنس گرائی در آمده است؟

4- بیت العدل چطور با سرنوشت بهائیان بازی می کند و هر روز با دستورات متناقض

آبروی آنها را به حراج می گذارد تا مجبور باشند موضعگیری های او را توجیه کنند؟

5-آئینی که تشریع را به شرایط مدنی و خواست انسانها واگذار می کند (چنانچه

ازدواج با اقارب را هم به افراد و مصالح خودشان ارجاع داده) چه نسبتی با ادیان

الاهی دارد؟

6- آیا این بیت العدل با چنین رفتارها و پیام ها و موضعگیری ها ، صلاحیت اداره بهائیت

را دارد یا چنانکه بهائیان ارتدکس اعتقاد دارند بدلی و تقلبی است؟

hoda
فعّال
پست: 162
تاریخ عضویت: یک شنبه 20 اردیبهشت 1388, 9:42 am

پستتوسط hoda » چهار شنبه 31 خرداد 1391, 7:47 pm

جناب پژوهش، برای شما آرزوی سفری خوش داریم.

واقعا در این لحظات که پشت کیبورد نشسته‌ام، نمی‌دانم چه بنویسم و چگونه تعجب خود را ابراز کنم.

باور کردنی نیست که بیت العدل و به تبع آن، افرادی چون عرفان ثابتی، چنین بی پروا، از هم جنس گرایان

و حقوق آنان حمایت کنند و در مقابل این عمل شنیع، موضع انفعال اتخاذ کنند.

واقعاً بهائیان را چه شده که تن به تبعیت از چنین دستوراتی می‌دهند؟ دستوراتی که روح و روان آدمی

را کسل و افسرده می‌کند.

من فقط چند سؤال دارم:

آیا لواط از نظر بهائیان زشت و نادرست و مخالف فطرت انسان‌ها هست یا نه؟

اگر نیست که دیگر حرفی ندارم، اما اگر بهائیان با چنین رفتار شنیعی مخالف‌اند، چه سازکاری برای مقابله با آن دارند؟

چگونه گرفتاران در این وادی را از چنین کاری منع می‌کنند؟

آیا اصولاً چنین ممانعتی را قبول دارند یا در برابر آن بی‌ تفاوتند؟

راستی مجازات بهائیان هم جنس گرا چیست؟

pajohesh
فعّال
پست: 265
تاریخ عضویت: دو شنبه 7 آبان 1386, 10:02 am

پستتوسط pajohesh » پنج شنبه 8 تیر 1391, 8:07 am

ضمن پوزش از تاخیر بدلیل سفر و تشکر از محقق گرامی هدی و حبیب برای مطالب ذیقدرشان

بحث را پی می گیریم.

چرخش غیر قانونی بیت العدل

سخن بر سر این بود چرا بیت العدل به خود اجازه داده است برخلاف نصوص اصلی بهائیت ،

عمل غیر قانونی همجنس گرائی را مجاز نموده و به فکر دفاع از حقوق مدنی آنها افتاده و

برای مظلومیت آنها اقدام نموده و عمل قبیح آنها را مباح اعلام نموده و بگوید نه مخالفت می

کنیم نه موافقت.

نظری به کامنت های ذیل بیانیه بیت العدل بیاندازید تا این تناقض و چرخش را از نگاه دوستان

بهایی آقای عرفان ثابتی ببینید.

فردی به اسم دانا روحانی به عرفان می نویسد:

"عرفان، پس چرا در کتاب اقدس حکم این کار خیلی سنگین تعیین شده؟ چرا حضرت

بهاءلله این رو کلا به بیت العدل ارجاع نکردن؟! دیانت بهائی نظری نمیده ولی قطعا یک

فرد همجنسگرا نمیتونه بهائی باشه...درسته؟ "

و در کامنت های بعدی هم می گوید:

"در انوار هدایت، به طور واضح همجنسگرائی و رابطه بین دو همجنس نهی شده و

گفته شده که این افراد نمیتوانند بهائی باشند!!

فکر کنم عنوان و موضوع آن هم لواط ذکر شده. "

و بعد برای روشن شدن جناب" عرفان ثابتی" یک مدرک از سخنان رهبران بهایی هم

برای اثبات سخن خود می آورد:

"دانا روحانی :

‎" قد حرم علیکم الزنا و اللواط و الخیانه ان اجتنبو یا معشر المقبلین"

http://reference.bahai.org/search?max=1 ... 8%A7%D8%B7

اما جناب "عرفان ثابتی" به توجیه خنکی دست می یازد و می گوید:

"دانا جان، آیه کتاب اقدس به همجنسگرایی ربطی ندارد بلکه paedophilia را نهی

می کند. متاسفانه در فرهنگ سنتی ایرانی بین این دو مسئله تمایز قائل نمی

شده اند .دانا جان، آیه کتاب اقدس نهی از غلمان یا همان بچه بازی ست که

متاسفانه در ایران رواج داشته. البته در آثار شوقی افندی و پیام های بیت العدل،

رابطه جنسی بین دو همجنس تایید نشده ولی با مقایسه پیام های بیت العدل در

دهه های گذشته با پیام های سال های اخیر به نظر می رسد خوشبختانه موضع

رسمی جامعه بهایی روزآمد شده و دیگر همجنس گرایان را به مشاور و روان پزشک

ارجاع نمی دهند و پذیرفته شده که همجنس گرایی بیماری نیست. حسن بیت العدل

همین پویایی ست. با مهر و ارادت فراوان "!

"دانا جان، غلمان و لواط متفاوتند. جناب اشراق خاوری و آقای دکتر قدیمی این دو را

خلط کرده اند. همین طور که می بینی در عین این که لواط نهی شده ولی حضرت

بهاالله مجازاتی برای آن تعیین نکرده و این امر را به بیت العدل ارجاع داده اند (در همان

لینکی که شما لطف کردی در رساله سوال و جواب است). بیت العدل هم تاکنون نه

تنها مجازاتی تعیین نکرده اند بلکه گفته اند دو حالت دارد. 1-به طور کلی باید تعصب و

تبعیض علیه همجنسگرایان از میان برود و بهاییان هم موظفند در این راه با تمام توان بکوشند.

2- بهاییان در اموری مثل ازدواج همجنسگرایان بی طرف می مانند. با مهر و ارادت فراوان "

******************
دقت می فرمائیدکه هم به تناقض گویی و چرخش بیت العدل اقرار نموده و آن را حسن

و ترقی شمرده و هم نص صریح اقدس در مورد لواط را به همجنس گرایی مرتبط ننموده

و هم با فهم اعظم مبلغین بهایی از نصوص اقدس و...به مخالفت برخاسته است! و چه

توجیه خنکی نموده که گفته لواط و غلمان با همجنس گرایی دوتاست و همجنس گرایان

مظلومند و بهائیان و بیت العدل باید از این مظلومان حمایت کنند!

یعنی همجنسگرایی و ازدواج همجنسگرایان را نه مصداق لواط می داند نه حکم غلمان و برای

آنها هم چون مجازاتی توسط بیت العدل معین نشده دلالی محبت و رافت نموده است!

آفرین به این جناب روشنفکر بهایی و از سوی ایشان مرحبا به همجنس گرایان که در بهائیت

به آسودگی زندگی کنند و از حمایت بیت العدل بهره مند گردند!

hoda
فعّال
پست: 162
تاریخ عضویت: یک شنبه 20 اردیبهشت 1388, 9:42 am

پستتوسط hoda » جمعه 9 تیر 1391, 2:47 am

نکته جالبی که در مورد صحبت های آقای عرفان ثابتی به ذهن من می‌رسد آن است که ایشان، به صراحت اعلام می‌کند که هم جنس گرایی یک اختلال روانی نیست! من فکر می‌کنم این حرف، با فطرت هر انسان سالم و دارای روان سالم در تعارض است و بهتر است جناب عرفان ثابتی و البته اعضای محترم بیت العدل، به جای آن که برای تمام انسان‌ها نسخه روان شناسی بپیچند، خود با یک روان پزشک کارکشته مشورت کنند تا شاید برخی مسائل روان شناختی خودشان حل و فصل شود.
مگر می‌شود کسی یا نهادی چنین گستاخانه، به جنگ با فطرت انسان‌های سالم برود و از این جنگ و نزاع بین عقل و فطرت، با شیطان و شهوت احساس رضایت کند و خود دچار مشکل نباشد؟
جناب پژوهش عزیز!
سردبیر گرامی!
جدا از نقل جملات آینده از شما پوزش می‌طلبم! واقعا شکستن عفت قلم و بیان مطالب ذیل برای خود بنده هم دشوار است. تا کنون هم چند بار خواستم این مطلب را بنویسم، اما حیا مانع از آن شد که نگارش این سطور را به انجام برسانم. اما وقاحت عرفان ثابتی، چاره ای جز این برایم نگذاشت تا با بیان بخشی از خاطرات مرحوم، فضل الله صبحی، پرده ای از پرده های این قصه را برای خوانندگان بهائی پژوهی بالا بزنم تا بلکه علت این دست و پا زدن بیت العدل و عرفان ثابتی روشن تر شود.
فضل الله صبحی را بسیاری از فرهیختگان و پژوهشگران می شناسند. او نخستین قصه گوی برنامه قصه ظهر جمعه از رادیو ایران بوده است. خیلی ها می‌دانند که او در عنفوان جوانی از مبلغان بنام بهائی بوده و حتی مدتی در سمت کاتب عبدالبها به بهائیت خدمت کرده است. صبحی بر اثر مشاهده تناقض‌ها در رفتار و گفتار رهبران بهائی و هم چنین آگاهی از برخی آلودگی های آنان، سرانجام به دامان پاک اسلام بازگشت و در رد بهائیت، کتابهایی نوشت. خلاصه ای از کتاب پیام پدر او تحت عنوان مسافر صبح، هشتمین کتاب از منشورات بهائی پژوهی است.
خوب به یاد دارم که در زمان چاپ کتاب مسافر صبح، در میان نویسنده و برخی دیگر از پژوهشگران سایت، گفت و گو و مباحثه ای بود بر این که آیا آلودگی های جنسی شوقی که در خاطرات صبحی نمود دارد، در این کتاب بازتاب داده شود یا خیر؟ در آن مقطع، حیا مانع از آن شد که برخی مطالب نوشته شده توسط صبحی در مورد شوقی افندی به رشته تحریر در آید. چرا که ارزش مطالب کتاب های بهائی پژوهی و عفت حاکم بر آن، مانع از آن بود که تمام آلودگی های شوقی در آن کتاب بیان شود.
اما حالا که بیت العدل به خود اجازه داده تا به گونه ای هم جنس گرایی را آزاد اعلام کند و به دفاع از حقوق هم جنس گرایان بپردازد و جناب آقای عرفان ثابتی نیز هم جنس گرایی را از دایره‌ی اختلالات روانی خارج کرده اند، به نظرم رسید این بخش از خاطرات صبحی را عیناً از کتاب پیام پدر صفحه 145 نقل کنم تا شاید ریشه‌ی اصلی این گونه طرز تفکرها روشن شود:
در ميان نواده‏هاي عبدالبهاء در روزهاي نخست من با شوقي آشنا شدم و او داراي سرشت و نهاد ويژه‏اي بود که نمي‏توانم درست براي شما بگويم. خوي مردي کم داشت و پيوسته مي‏خواست با مردان و جوانان نيرومند دوستي و آميزش کند! شبي با او و دکتر ضياء بغدادي فرزند يکي از بهائيان نامور که در امريکا کارش پزشکي بود و براي ديدار عبدالبهاء به حيفا آمده بود در عکا گرد هم بوديم و شوخي‏هائي که جوانان يکه [=مجرد] مي‏کنند مي‏کرديم، در ميان گفتگو من براي کاري از اطاق بيرون رفتم و بازگشتم در بازگشت ديدم دکتر ضيا کار ناشايستي کرده.... من برآشفتم و گفتم: دکتر! اين چه کاري است که مي‏کني؟ شوقي رو به من کرد و گفت اگر تو هم مردي داري نشان بده!! ماننده‏ي اين سخنان و کارها چند بار از او شنيدم و ديدم و دريافتم که بايد کمبودي داشته باشد.
هر چند از يادآوري اين سرگذشت شرمنده‏ام و مي‏دانم که نبايد جز به ناچاري اين سخنان را گفت ولي چون نيازمندي دارم که شوقي را خوب بشناسيد و بدانيد همانندهاي اين گونه مردمان کم و کاستي دارند چنانکه نمي‏شود اينها را نه در رج مردان گذاشت و نه از زنان به شمار آورد. نه بويه و دلبستگي و مهرورزي زنان را دارند و نه خرد و هوشياري و مهرباني مردان را. در اينگونه آدمها دلبندي‏هاي ويژه‏ايست که دشوار است انسان به آن پي ببرد. نمي‏دانم شنيده‏ايد؟ که گاهي کرت پزشکي مردي را روي تخت مي‏خواباند و باکنش پزشکي او را زن مي‏کند و يا زني را مرد مي‏نمايد و هم آدمي که پيکره‏ي مردي دارد ولي نارس است و داراي خوي زنان است مي‏شود که بر نيروي مرديش افزود.
اي کاش در جواني شوقي بکرت پزشک دانائي برمي‏خورد و ايارش يک پهلوي مي‏شد.اينکه مي‏بينيد نه دلبستگي به پدر دارد و نه اندوه برادر و خواهر مي‏خورد، نه رنج مادر را در پرورش و نگهباني خويش به ياد مي‏آورد و نه دوستان جانفشان را سپاسگذار است؛ فرمانها مي‏دهد که کار مرد خردمند نيست، بهانه‏ها مي‏گيرد که از هوشياري بدور است همه از آنجا سرچشمه مي‏گيرد.


کوتاه سخن آن که آئینی که رهبران آن دچار اختلالات روانی و جنسی هستند باید هم بر حقوق هم جنس گرایان پافشاری کند و باید این گونه باشد که هم جنسگرایی را یک اختلال روانی نپندارد. چنین آئینی باید هم دفاع از حقوق پایمال شده هم جنس گرایان! را افتخار خود بداند و باید هم بر مظلومیت هم جنس گرایان مرثیه سرایی کند. تجربه است دیگر...

Sardabir
فعّال
پست: 458
تاریخ عضویت: یک شنبه 18 تیر 1385, 11:31 am

پستتوسط Sardabir » پنج شنبه 22 تیر 1391, 1:32 am

دوستان پژوهشگر

تقاضا دارم به دور از جهات احساسی و احتمالا بر انگیزاننده در دوستان بهایی موضوع را در مستوای علمی و تحقیقی
ارزیابی فرمائید.یک دوست بهایی احتمالا از اینکه رهبر او به یک بیماری خاص نسبت داده شود خوشحال نمی شود و
خودش هم از اینکه متهم به همراهی با همجنسگرایان شود خرسند نخواهد شد.بهتر است در انگیزه های رویکرد
جدید بیت العدل در دفاع از همجنسگرائی (که مورد نفرت همه فطرت های پاک و ادیان الاهی است ) در زمان معاصر
پرداخته شود و این اقدام او مورد بحث و گفتگوی آزاد قرار گیرد و هرکسی تحلیل خود را در این زمینه ارائه نماید که البته
مجال خوبی است و به نظر من خود بهائیان این اقدام بیت العدل را قبول ندارند و به آن معترض هستند.
لذا ادامه بحث را در این قالب توصیه می نمایم.

hoda
فعّال
پست: 162
تاریخ عضویت: یک شنبه 20 اردیبهشت 1388, 9:42 am

پستتوسط hoda » یک شنبه 25 تیر 1391, 4:58 am

با تشکر از جناب سردبیر نسبت به تذکرشان
علت بیان سابقه هم جنس گرایی در میان رهبران بهائی آن بود که عرض کنم اگر امروز بیت العدل، حکم به حرمت هم جنس گرایی و مجازات هم جنس گرایان بدهد، ابتدا باید از رهبران خود شروع کند که ناشدنی است. لذا مجبور است چنین فتوایی صادر کند.
اما اصل تذکر شما درست است. یعنی تجزیه و تحلیل علت رویکرد بهائیت به چنین دستوراتی باید در دستور کار قرار گیرد.
بعد از ارسال کامنت قبلی، یکی از دوستان در تذکری به من فرمودند که ظاهرا برخی روان شناسان غربی، امروزه هم جنس گرایی را از فهرست اختلالات روانی حذف کرده اند. هر چند که مبنای این نظریه برای بنده روشن نشد، اما باعث شد مطلبی به ذهنم برسد که در این کامنت با سایر کاربران بهائی پژوهی در میان بگذارم.
به نظر می‌رسد یکی از عوامل مهم در اتخاذ چنین رویه ای در بین تصمیم سازان جامعه بهائی، رویکرد درونی این دین نسبت به همراهی با تمام موضوعات جدید است.
بهائیان مرتبا تبلیغ می‌کنند که دین ایشان با مقتضیات زمان و پیشرفت انسان ها همراه است و به همین بهانه، ادیان دیگر را فرسوده و کهنه می پندارند و تاریخ مصرف آن را تمام شده معرفی می کنند.
لذا هنگامی که مثلا با پدیده دموکراسی مواجه می شوند، آن را می پذیرند و تأیید می کنند. یا هنگامی که با پدیده لیبرالیسم مواجه می شوند، آن را نیز می پذیرند و ترویج می کنند. یا آن چنان که در مصاحبه آقای ثابتان در یکی از تالارهای گفت و شنود گذشت، در مورد غذا خوردن، چندان به حلال و حرام بودن توجهی ندارند و هر چه را که علم تأیید کرد که برای بدن مفید است، می خورند! اگر چند صباح دیگر نیز علم جدیدتری خوردن آن را نفی کرد، آن موقع دیگر همان خوراکی را نمی خورند.
این مشی بهائیان و باور ایشان است که دقیقا در نقطه مقابل ادیان ابراهیمی و آسمانی است.
اما در ادیان آسمانی دقیقا برخلاف این عمل می‌شود. مثلا در بحث خوراکی ها در اسلام حلال و حرام پیامبر تا قیامت حلال و حرام است و هیچ علمی نمی تواند گوشت خوک را حلال کند! در یهودیت نیز چنین است. گوشت میته در آن آیین حرام است و حتما باید به شکلی خاص، ذبح شود تا برای یک یهودی باورمند قابل خوردن باشد.
اما بهائیان اصلا چنین رویه ای ندارند. اگر امروز برخی دانشمندان علم روان شناسی به این نتیجه رسید که هم جنس گرایی یک اختلال نیست و اشکالی ندارد دو هم جنس نسبت به یکدیگر تمایلات عاطفی و عشق و جذبه جنسی داشته باشند، بهائیان می پذیرند. چون دوست دارند وانمود کنند دین آنان با علم در تضاد نیستند و بلکه با آن همراه اند.
اگر چند سال دیگر همان روان شناسان با مطالعات بیشتر به این نتیجه رسیدند که هم جنس گرایی یک اختلال روانی است، آن موقع لاجرم بیت العدل مخالف آن می‌شود. چرا که دین نباید مغایر با علم باشد.
به نوعی بحث تطابق دین با علم و عقل در بهائیت از همین اشکال منشأ می شود.
نتیجه آن که در بهائیت بر خلاف تمام ادیان آسمانی، این دین است که به دنبال علم می دود و سعی می کند نتایج حاصل از آن را در خود پیاده کند. حال آن که اسلام دقیقا روشی برعکس دارد. احکامش مشخص است و این علم است که باید به دنبال دین بدود تا فلسفه احکام را مشخص کند.
این موضوع البته یکی از علل اصلی صدور چنین فتوایی است. این مسأله ابعاد دیگری نیز دارد که در کامنتهای بعدی به آن خواهم پرداخت.

hoda
فعّال
پست: 162
تاریخ عضویت: یک شنبه 20 اردیبهشت 1388, 9:42 am

پستتوسط hoda » چهار شنبه 28 تیر 1391, 8:48 pm

بحث در مورد انگیزه های بیت العدل در قبال سکوت در برابر هم جنس گرایی و بیانیه اخیر آن نهاد بهائی بود. در کامنت قبلی اشاره شده که بهائیت برای آن که از غافله علوم جدید عقب نماند و خود را مطابق با نیازهای بشر جلوه دهد، از ممانعت از هم جنس گرایی خودداری کرده است.
در برخوردهای اخیر من با برخی از بهائیان در فضای حقیقی در هفته های گذشته، صحبت سردبیر عزیز سایت را به وضوح ملاحظه کردم که برخی از بهائیان در نوعی حیرت از این تصمیم بیت العدل به سر می برند و از آن جا که هر گونه اعتراض به بیت العدل می‌تواند موجب طرد شدن آنان و گسستن پیوندهای عاطفی و خانوادگی شود، بهائیان ترجیح داده اند در برابر این تصمیم بیت العدل سکوت کنند و تنها برخی بهائیان معلوم الحال مانند عرفان ثابتی تصمیم به دفاع از این تصمیم مفتضحانه گرفته اند.
اما در ادامه‌ی ریشه یابی این تصمیم بیت العدل، نکته‌ی دیگری را در این کامنت به خوانندگان عزیز بهائی پژوهی تقدیم می‌کنم:
مسلماً در دنیای حاضر که بهائیت مترصد است تا به هر بهانه‌ای برای خود عِده و عُده‌ای دست و پا کند و تعداد پیروان خود را در آمار و ارقام افزون کند و بدین وسیله گسترش خود را نمایش دهد بروز چنین رفتارهایی برای جذب افرادی که در واقع به هیچ یک از ادیان الهی پایبند نیستند، یک موفقیت محسوب می‌شود.
جالب است بدانید که هیچ یک از نهادهای رسمی مذهبی در هیچ یک از ادیان آسمانی، حاضر نشده اند در برابر عمل شنیع هم جنس گرایی سکوت کنند. نه کنیسه ها و نه کلیساها و نه مساجد و معابد مسلمانان، هیچ یک حاضر نیستند ازدواج دو هم جنس را ثبت کنند و تمام این نهادها، مخالفت قطعی خود را با چنین عملی ابراز داشته اند.
حال فرض کنید که هم جنس گرایان بخواهند برای رفتار خود، محملی دینی دست و پا کنند یا آن که در فضایی شبهه دینی، ازدواج خود را ثبت کنند. یا بعد از ازدواج! خود را به دینی معتقد نشان دهند. طبیعتاً به سراغ هیچ یک از ادیان آسمانی و الهی نخواهند رفت، چرا که از نظر آن ادیان، گناهی بسیار زشت مرتکب شده اند و از نظر برخی از آنان، حتی مستوجب مجازات اند.
در این میان، بهائیت با آغوشی باز به استقبال آنان رفته است و با عدم مخالفت خود با چنین عملی، در واقع چراغ سبزی به آنان نشان داده است تا اگر هیچ دین و مکتب و آیینی پذیرای آنان نبود، بتوانند در آغوش بهائیت جا خوش کنند و از این طریق، هم آرامشی نسبی کسب کنند که بالأخره به دینی متدین اند و هم در آمار و ارقام، تعداد بهائیان افزایش یابد.
با ادامه این سیاست از سوی جامعه بهائی، هیچ بعید نیست که در سال‌های آینده شاهد اقبال هم جنس گرایان به بهائیت باشیم و این البته نقشه حساب شده‌ای از سوی بیت العدل، برای افزودن بر آمار نفوس مؤمن! به بهائیت است.
نگارنده‌ی این سطور هیچ تعجب نخواهد کرد که در سال‌های آینده، از سوی بیت العدل و متفکرانی! چون عرفان ثابتی، زنا کردن به تجاوز به دختران خردسال تأویل و تفسیر شود و اساساً از سوی بهائیت آزادی جنسی اعلام شود و حتی هیچ بعید نیست که به پیروی از بعضی روان شناسان در سال‌های بعد، بیت العدل تصمیم به سکوت در برابر خیانت همسران به یکدیگر بگیرد و انحرافات جنسی را یکی پس از دیگری مباح کند...
چرا که با این کار موفق خواهد شد، بخش عمده ای از منحرفان جنسی بی دین را به خود جذب کند و آمار خود را فزونی بخشد و بدین ترتیب، یکی از مولفه های دلیل تقریر که همان اقبال یک جامعه به یک آیین است را با جمع کردن عده ای هم جنس باز و خائن به دور خود فراهم کند...

habibollah
فعّال
پست: 531
تاریخ عضویت: دو شنبه 31 اردیبهشت 1386, 11:41 am

پستتوسط habibollah » چهار شنبه 4 مرداد 1391, 6:15 pm

خدمت دوستان گرامی عرض سلام دارم و امیدوارم دعاها و عباداتتان در این ماه مبارک رمضان مقبول درگاه ایزدی قرار گیرد.
از آنجا که گفتگو درباره ی موضوع این تاپیک خیلی با حیا سازگار نیست، دوست نمی دارم که در این باره مطالبی را بنگارم، اما از آنجا که بحث علمی و تحقیق و روشن کردن موضوع و راهنمایی انسان ها گاه ضرورت ایجاد می کند، به ناچار مجبور می شوم برای رسیدن به این اهداف در این باره خطوطی چند بنویسم. امید است که سروران و عزیزان این نکته را مد نظر قرار داده و آن ها نیز با همین اهداف به پربار شدن این بحث کمک نمایند.

در کتاب اقدس نوشته ی حضرت بهاءالله ، در این باره آمده است:
ص ٥٨
-٤٩سؤال : از حدّ زنا و لواط و سارق و مقادير آن.
جواب : تعيين مقادير حد به بيت العدل راجع است.


در کتاب اقدس آن گونه که در بالا نقل کرده ام، حضرت بهاءالله حد زنا و لواط و سارق را به بیت العدل ارجاع داده اند. این که برای این سه عمل حد گفته اند، نشان دهنده ی گناه بودن و بد بودن و زشت بودن این اعمال است. حال توجه کنید که بیت العدل به جای آن که برای این اعمال حد تعیین کند، نه تنها از این کار چشم پوشیده است، بلکه حتی انزجار از هم جنس گرایان را مخالف با روح آیین بهائی قلمداد نموده است:
«هر گونه تعصب یا انزجار از همجنسگرایان، مخالف و مغایر با روح آیین بهایی است. »


واقعاً باید از بیت العدل و دیگر بهائیان و هم چنین جناب آقای عرفان ثابتی و کسانی که از این پیام بیت العدل طرفداری می نمایند، پرسید که چه توجیهی برای این تخالف نابهنجار دارند؟

habibollah
فعّال
پست: 531
تاریخ عضویت: دو شنبه 31 اردیبهشت 1386, 11:41 am

پستتوسط habibollah » چهار شنبه 4 مرداد 1391, 6:19 pm

نکته ی مهم دیگری که البته در بالا به صورت خلاصه مطرح کردم و دیگران هم ذکر کرده اند، توضیحات حضرت ولی امر الله است که در این پاره ذکر کرده اند:
ص ١٩٤
-١٣٤حکم الغلمان (بند ١٠٧)
مقصود از کلمه غلمان در اين مورد رابطه جنسی شخص مذکّر با پسران است . حضرت
وليّ امراللّه در تبيين اين حکم فرموده‌اند که مراد تحريم همه نوع روابط جنسی بين
افراد هم جنس است . روابط جنسی بر حسب تعاليم بهائی منحصراً در ظلّ ازدواج
حلّيّت دارد و بنيان جامعه بشری بر آن استوار است و مقصد از اين تعاليم مبارکه

ص ١٩٥
حمايت و تقويت آن اساس الهی است . بنا بر اين شريعت بهائی روابط جنسی را فقط بين
زن و مردی که با يکديگر ازدواج نموده باشند مشروع می شمارد .
در توقيعی که حسب الامر حضرت وليّ امراللّه تحرير يافته چنين مذکور است :
هر قدر عشق و محبّت بين دو هم جنس شديد و خالص باشد ، اگر به روابط جنسی منجر
گردد نادرست و خطا است و اگر گفته شود که اين روابط کمال مطلوب عشق و محبّت است
چنين ادّعائی عذری است نامقبول . حضرت بهاءاللّه هر نوع انحراف و فساد اخلاقی را
به کلّی تحريم فرموده‌اند و نيز رابطه نامشروع بين دو هم جنس را علاوه بر آنکه
بر خلاف قانون طبيعت است از انحرافات اخلاقی محسوب فرموده‌اند . ابتلا به چنين
بليّه‌ای ثقلی عظيم بر روح هر فرد با وجدانی تحميل می کند ، امّا نفوس مبتلا
قادرند که با مشاوره و مساعدت اطبّاء و اراده و سعی راسخ و دعا و مناجات بر اين
ضعف و مشکل فايق آيند .


این فرمایشات جناب شوقی، شامل نکات مهمی در این باره است که باید مورد دقت بیشتری قرار گیرد. جناب آقای عرفان ثابتی، جناب آقای پژمان محبوبی، جناب آقای علی عبدی، توجه نمایید:
1- اگر منظور تنها بچه بازی است، چرا جناب شوقی افندی گفته اند: « هر قدر عشق و محبّت بين دو هم جنس شديد و خالص باشد ، اگر به روابط جنسی منجر گردد نادرست و خطا است و اگر گفته شود که اين روابط کمال مطلوب عشق و محبّت است چنين ادّعائی عذری است نامقبول .»
2- اگر هم‌جنس گرایی بیماری نیست، چرا حضرت ولی امر این افراد را به اطباء ارجاع داده اند؟ « حضرت بهاءاللّه هر نوع انحراف و فساد اخلاقی را به کلّی تحريم فرموده‌اند و نيز رابطه نامشروع بين دو هم جنس را علاوه بر آنکه بر خلاف قانون طبيعت است از انحرافات اخلاقی محسوب فرموده‌اند . ابتلا به چنين بليّه‌ای ثقلی عظيم بر روح هر فرد با وجدانی تحميل می کند ، امّا نفوس مبتلا قادرند که با مشاوره و مساعدت اطبّاء و اراده و سعی راسخ و دعا و مناجات بر اين ضعف و مشکل فايق آيند.»
3- اگر ذره ای در این حکم شک و تردید است چرا چنین فرموده اند که: «حضرت وليّ امراللّه در تبيين اين حکم فرموده‌اند که مراد تحريم همه نوع روابط جنسی بين افراد هم جنس است .»


امید است که این نکات مورد غفلت واقع نگردد، البته مطالب دیگری نیز وجود دارد که شاید وقتی دیگر به آن بپردازم.

pajohesh
فعّال
پست: 265
تاریخ عضویت: دو شنبه 7 آبان 1386, 10:02 am

پستتوسط pajohesh » یک شنبه 14 آبان 1391, 7:36 am

مدتي است از شروع اين تاپيك گذشت و جوابي از سوي جامعه بهايي واصل نشد. اجازه مي خواهم يكبار ديگر به متن جديد بيت العدل در باره همجنسگرايان و توجيهات جناب عرفان ثابتي توجه كنيم و بعد جمع بندي نماييم:

بيت العدل:
"هدف آیین حضرت بهاءالله تحقق وحدت ارگانیک کل نوع بشر است و بهاییان موظفند هر گونه تعصبی را از زندگی خود بزدایند و به همگان احترام گذارند. بنابراین، هر گونه تعصب یا انزجار از همجنسگرایان، مخالف و مغایر با روح آیین بهایی است. افزون بر این، بهاییان مامورند که مدافع و حامی مظلومین باشند و باید از کسانی که حقوق اساسی شان نقض شده با تمام توان دفاع کنند... جامعۀ بهایی در پی تحمیل ارزش های خود به دیگران نیست و ایشان را بر اساس موازین اخلاقی بهایی داوری نمی کند. جامعۀ بهایی خود را یکی از گروه ها یا سازمان های اجتماعی در حال رقابتی نمی داند که هر یک خواهان به کرسی نشاندن دستور کار اجتماعی خاص خودند. در تلاش برای تحقق عدالت اجتماعی، بهاییان باید ناگزیر میان وجوهی از امور اجتماعی که با تعالیم بهایی همخوانی دارد و جنبه هایی که با تعالیم بهایی سازگاری ندارد، تمایز گذارند. در حالت نخست،بهاییان می توانند فعالانه از آن امور اجتماعی حمایت کنند ولی در حالت دوم، نه حمایت می کنند و نه مخالفت. در رابطه با همجنسگرایان، بهاییان باید فعالانه از رفع تبعیض علیه آنها حمایت کنند ولی دربارۀ ازدواج مدنی بی طرف خواهند بود، نه حمایت خواهند کرد و نه مخالفت. چنین تمایزاتی در پرداختن به هر یک از مسائل اجتماعی اجتناب ناپذیر است. مثلا بهاییان فعالانه برای استقرار صلح جهانی می کوشند ولی در جریان این کار درگیرِ فعالیت های سیاسی حزبی علیه هیچ دولتی نمی شوند... "

عرفان ثابتي:

"دانا جان، آیه کتاب اقدس به همجنسگرایی ربطی ندارد بلکه paedophilia را نهی

می کند. متاسفانه در فرهنگ سنتی ایرانی بین این دو مسئله تمایز قائل نمی

شده اند .دانا جان، آیه کتاب اقدس نهی از غلمان یا همان بچه بازی ست که

متاسفانه در ایران رواج داشته. البته در آثار شوقی افندی و پیام های بیت العدل،

رابطه جنسی بین دو همجنس تایید نشده ولی با مقایسه پیام های بیت العدل در

دهه های گذشته با پیام های سال های اخیر به نظر می رسد خوشبختانه موضع

رسمی جامعه بهایی روزآمد شده و دیگر همجنس گرایان را به مشاور و روان پزشک

ارجاع نمی دهند و پذیرفته شده که همجنس گرایی بیماری نیست. حسن بیت العدل

همین پویایی ست. با مهر و ارادت فراوان "!

"دانا جان، غلمان و لواط متفاوتند. جناب اشراق خاوری و آقای دکتر قدیمی این دو را

خلط کرده اند. همین طور که می بینی در عین این که لواط نهی شده ولی حضرت

بهاالله مجازاتی برای آن تعیین نکرده و این امر را به بیت العدل ارجاع داده اند (در همان

لینکی که شما لطف کردی در رساله سوال و جواب است). بیت العدل هم تاکنون نه

تنها مجازاتی تعیین نکرده اند بلکه گفته اند دو حالت دارد. 1-به طور کلی باید تعصب و

تبعیض علیه همجنسگرایان از میان برود و بهاییان هم موظفند در این راه با تمام توان بکوشند.

2- بهاییان در اموری مثل ازدواج همجنسگرایان بی طرف می مانند. با مهر و ارادت فراوان "

----------------------
چهره حمايتي بيت العدل از همجنسگرايان( كه به قول جناب عرفان ثابتي روزآمد شده و تغيير بيدا كرده است) كاملا در پيام مذكور هويداست و وجود همجنسگرايي و ازدواج همجنس را به عنوان يك واقعيت بيروني تاييد نموده و اجازه داده است و أن را به قوانين مدني كشورها سپرده در عين حال ايشان را مظلوم و مستحق مهرباني شمرده است!
تحريف سخن رهبران بهايي و روزامد كردن احكام بمنظور خوشامد افراد و جذب گروههاي همجنسگرا ،نتيجه اين رويكرد بيت العدل بشمار است. قضاوت در اين زمينه به روان هاي پاك و فطرت هاي غير مشوب انساني سپرده مي شود تا سره از ناسره باز شناخته آيد.

yaser
پست: 28
تاریخ عضویت: شنبه 23 اردیبهشت 1391, 8:53 pm

پستتوسط yaser » سه شنبه 16 آبان 1391, 12:11 pm

سلام به همه ی دوستان
خداوند قوم لوط را مجازات کرد به دلیل اینکه اهل لواط بودند و این انرژی مثبت را که خداوند در میان بشر به ارمغان گذاشته بود و آن را برای ادامه حیات جامعه انسانی به انسانها بخشیده بود ، در راه هوی و هوس های خود مصرف می کردند . این عمل به قدری زشت و پلید است که نیاز نیست فردی مسلمان باشد یا به آیین الهی خاصی ایمان داشته باشد تا به زشت بودن آن پی ببرد و در مقابل آن اتخاذ موضع کند . بلکه هر کسی که ذره ای از حیا و عفت در وجود خود داشته باشد شنیع بودن این عمل را تصدیق می کند .
شیطان ذره ذره و قدم به قدم انسانها را به سمت تباهی و عصیان دعوت می کند . امروز در پوشش وحدت عالم انسانی و محبت به نوع بشر ندای محبت به همجنس گراها و ترک عداوت نسبت به آنها را سر می دهند و می گویند :
بیت العدل هم تاکنون نه تنها مجازاتی تعیین نکرده اند بلکه گفته اند دو حالت دارد. 1-به طور کلی باید تعصب و تبعیض علیه همجنسگرایان از میان برود و بهاییان هم موظفند در این راه با تمام توان بکوشند. 2- بهاییان در اموری مثل ازدواج همجنسگرایان بی طرف می مانند

فردا هم حتما اعلام خواهند کرد که اصولا لواط عمل زشتی نیست و هر کسی برای خودش تمایلات جنسیی دارد و محترم است و حضرت بهاءالله فرمان داده به همه محبت کنیم . خدا پس فردایش را بخیر کند .
بنده وقتی در ابتدای این تاپیک مکاتباتی که بین افراد مختلف رخ داده بود را مطالعه می کردم بسی تاسف خوردم که استاندارد ها و ارزش های اخلاقی در بهاییت تا این حد پایین است . نه تنها در قبال چنین عملی موضعی اتخاذ نمی کنند بلکه عاملان آن را هم با بهانه های پوچ و شعارهایی مثل محبت و ترک تعصب و عداوت و . . . تشویق به انجام این عمل منحط اخلاقی می کنند . بی دلیل نبود که از گذشته استعمارگرانی مثل انگلیس و در زمان حال جنایت کارانی چون صهیونیست ها تمام تلاش خود را صرف بارور شدن بهاییت و گسترش آن می کنند . چرا که بهترین روش برای ترویج مشروع فساد استفاده از راههایی است که بهاییت به جامعه بشری ارائه می کند . زیر پوشش وحدت به کثیف ترین و شنیع ترین اعمالی که در تمام ادیان الهی جرم بزرگی شناخته می شده مشروعیت می بخشد . دیگر زشت تر از همجنس گرایی چه گناهی را می توان مثال زد ؟ اگر قبح چنین عملی این قدر راحت شکسته شود دیگر برای اعمالی مثل زنا چه قباحتی را می توان متصور شد ؟

yaser
پست: 28
تاریخ عضویت: شنبه 23 اردیبهشت 1391, 8:53 pm

پستتوسط yaser » پنج شنبه 18 آبان 1391, 11:10 pm

در قبال چنین اعلام موضع هایی شاید بهترین کار فقط سکوت همراه با تاسف باشد . نمی دانم استدلال و برهان آوردن در مقابل چنین مواضع سخیفی چقدر منطقی است ولی مایلم برای اتمام حجت هم که شده چند جمله ای از روی برهان و استدلال با پیروان و موافقان این ایده صحبت کنم :
ممکن نیست که با عملی مخالف باشیم و آن را مغایر اصول اخلاقی بدانیم ولی با عاملان آن مدارا کنیم و به آنان محبت نماییم . اگر انسان تنها برای لذت و خوشی برای این جهان خلق شده بود وآخرت و حساب و کتابی در میان نبود یا اخلاقیات و کرامت انسانی برای مردم ارزش محسوب نمی شد در آنصورت دلیلی نداشت که نسبت به مسائل اخلاقی حساسیتی نشان دهیم بلکه چه بهتر که به دنبال هوی و هوس های خود می بودیم و بیشتر به لذت بردن از این دنیا اعم از لذت های مشروع و غیر مشروع فکر می کردیم . اما انسان صرفا برای لذت بردن به این دنیا نیامده است . به انسان عقل داده شده و توسط حجت های الهی هدایت شده تا مسیر تکامل و ترقی روحانی را بپیماید و به کمال برسد و قطعا هر انسانی روزی در مقابل تک تک اعمالی که انجام داده است باید پاسخگو باشد . لذا جامعه انسانی باید اسباب و لوازم سعادت خود را در اولویت قرار دهد و پیش از اینکه بخواهد دچار عواطف و احساسات بشود باید ببیند که چه کاری می تواند حیات طیبه ی او را در این دنیا و آرامش اخروی او را تضمین کند . لذا درست است که شعارهایی از قبیل ترک جمیع تعصبات حتی در مساله ای مثل لواط در ابتدا خوش آب و رنگ جلوه می کند و از نظر احساسی و عاطفی توجه هر انسانی را به خود جلب می کند اما انسانها پیش از تایید این گونه شعارها باید تکلیف خود را با این قبیل اعمال شنیع و زشتی چون لواط مشخص کنند و ببینند که آیا حقیقتا این عمل زشت است؟ شخصیت یا کرامت انسانها را به خطر می اندازد ؟ حیات انسانی را تحدید می کند ؟ مطابق فطریات و سرشت پاک آدمی هست یا اینکه خیر ، عملی کاملا عادی و معمولی است و صرفا موضوعی است سلیقه ای و همچون مد لباس و مدل ماشین به سلیقه ی هر انسانی بستگی دارد . که اگر ذره ای حیا و عفت در وجود هر فردی باشد به راحتی تشخیص می دهد که این عمل هادم بنیان اخلاقی انسانها و از بین برنده کرامت انسانی است . لذاست که هر وجدان بیداری گناهانی از این قبیل را تحدیدی برای خود تلقی خواهد کرد و برای اینکه این آلودگی دامن خود و اطرافیان خود را نگیرد به مقابله و مبارزه با گسترش آن خواهد پرداخت. پس نمی توان رای به مقابله با این کار داد و از طرف دیگر تحت تاثیر عواطف و احساسات و شعار هایی ظاهر فریب به دوستی و موانست با عاملان آن پرداخت . آیا این کاری غیر منطقی است ؟ به عنوان مثال اگر در جامعه ای نوعی بیماری واگیردار که زندگی افراد را به خطر می اندازد شیوع پیدا کند با کسانی که دچار این ویروس شده اند چه برخوردی باید کرد ؟ باید اجازه داد احساسات بر منطق غلبه کند و مردم تحت تاثیر شعارهایی مثل محبت و ترک عداوت با آنان همنشین و همراه شوند و دچار این بیماری گردند تا ویروس تمام جامعه را نابود کند یا اینکه بدون معطلی باید این افراد را از تماس مستقیم با بقیه ی جامعه منع نمود تا حداقل جان بقیه از آسیب در امان بماند ؟
لذا هر عقل سلیمی نه فقط برای جوامع مسلمان یا مسیحی و یا پیروان ادیان ابراهیمی بلکه برای هر جامعه ای که انسانی در آن زندگی میکند و از اخلاقیات و کرامت انسانی بهره ای دارد این حق را قائل خواهد شد که به طرق مختلف از شیوع این اختلال روانی جلوگیری کنند . آیا اسم این عمل معقول تعصب است ؟ اگر تعصب است پس چه نیکو تعصبی است و باید این گونه عصبیت ها را تقویت کرد و به داشتن آن نازید نه اینکه ترک آن باعث غرور و افتخار شود .

pajohesh
فعّال
پست: 265
تاریخ عضویت: دو شنبه 7 آبان 1386, 10:02 am

پستتوسط pajohesh » جمعه 24 آذر 1391, 3:19 am

مطلبي از فردي به نام "جاويد مودت" كه ظاهرا يك بهايي منتقد است بدستم رسيد كه چون مربوط به موضوع است در اينجا مي آورم
تارخ مقاله البته سال ٢٠٠٨ است و قبل از موضع گيرى هاى جديد بيت العدل و حرف هاى عرفان ثابتي. اين نشان مي دهد كه طرفداران همجنسگرايي در بهائيت فشارهايي را بر بيت العدل وارد نمودند تا موضعش را از مخالفت به موافقت و نرمي تغيير دهد . به هرحال نظر شما را به ديدگاه اين بهايي منتقد جلب مي كنم:


 
 

دیدگاه بهائی درباره همجنسگرایی

​جاوید موّدت 3/3/2008

​ بهائیت از بسیاری جنبهها دین قشنگ و زیبایی است. مثل تساوی انسانها، صرفنظر از کشور و نژاد آنها. یا اینکه ادیان باید بدنبال رفع اختلاف با یکدیگر ، و کسب تفاهم و توافق باشند. چیزهای دیگری هم هست که اگر بخواهیم ، میتوانیم مطالب زیادی دربارة آنها بنویسم. اما آن چیزی که الآن میخواهم دربارهاش صحبت کنم نیاز دارد که آگاهی و درک بهائی ما دربارة آن بیشتر شود.

​بهائیت البته در بعضی زمینهها... کمتر زیباست. از دیدگاه من، ارزیابی بهائی دربارة همجنسگرایی مهمترین دلیل برای عدم اعتماد من نسبت به بهائیت بعنوان نظام اخلاقی حاکم بر زندگی گردیده. به این دلیل که تعالیم بهائی، همجنسگرایی را درک نکرده و همچون پیشینیان ، همجنسگرایان را از جامعه طرد میکنند. اینکه بهائیت نه در درون جامعة خود، بلکه در جامعة بیرونی هم همجنسگرایان را طرد میکنند و باعث میشوند تا تعدادی از بهائیان تمایلات جنسی خود را مخفی نمایند و این بخاطر قوانین و مقررات غلط بهائی است.

​نکته جالب اینکه بسیاری از بهائیان و مردم دیگر، از دیدگاه بهائی دربارة همجنسگرایی اطلاعی ندارند. لذا مناسب دیدم که همه مطالب را یکجا بیاورم تا شاید بشود یک ارزیابی از آنها کرد. فقط دو نکته را اضافه کنم:

اول: من مطالب را عیناً و بدون هیچ انحرافی ذکر کردهام . آدرس آنها را هم دادهام . چون هدف من ارائه برداشت غلط از تعالیم بهائی نیست. بلکه میخواهم تعالیم را آنطور که هست در معرض دید مردم قرار دهم.

دوم: توجه به این نکته که اینها ادعاهایی درباره " حقایق اخلاقی عینی" از دیدگاه بهائی است. یعنی اینکه تمام مردم و نه فقط بهائیان ، باید آنها را اجرا نمایند . بهاءاله مینویسد:

​هنگامیکه احکام و قوانین من، همچون خورشید در آسمان، در کلام ظاهر میشود، همه مردم باید با اعتقاد کامل آنها را گردن نهند؛ زیرا که با فرمان من احکام سایر ادیان ساقط میشود. او هرچه بخواهد انجام میدهد ، و هیچکس را یارای پرسش از او نیست.

​با حفظ این نکته در ذهن ، حال به ادعاهای مخالف بیتالعدل جهانی، که سعی در توجیه مخالفت و تقبیح   همجنسگرایی دارد توجه نمایید:

​این قانون دلیل نمیشود که بهائیان همجنسگرایان را طرد کنند. اگر آنها بهائی نیستند دلیلی ندارد که از آنها بخواهیم تا قوانین بهائی را اطاعت کنند؛ همانطور که از یک غیر بهائی انتظار نداریم از خوردن نوشیدنی الکلی خودداری نماید.

​بیتالعدل 16 مارس 1992

با توجه به عبارت فوقالذکر از بهاءاله – و بسیاری عبارات مشابه آن – ملاحظه میکنید که بیتالعدل جهانی مزخرف گفته است . این قوانین ذهنی نیستند که تنها مربوط به بهائیان بشود . " اینها همه خواست و مشیت قادر متعال برای جهان است". اینها مواردی است که اگر بخواهیم جهان بطور مناسب و متوازن رشد و توسعه یابد باید به مورد اجرا گذاشته شود. این تعریف دقیق یک ادعای اخلاقی عینی است.

​حال با در نظر داشتن دو نکتة فوق، اجازه دهید ببینیم بهائیت درباره همجنسگرایی واقعاً چه میگوید:

"بهاءاله خیلی صریح و قاطع برعلیه این انحراف جنسی شرمآور صحبت کرده، همانطور که برعلیه زنا و کلاً اقدامات ضداخلاقی گفته است. ما باید تلاش و کمک کنیم تا روح ما بر این موارد غلبه کند"

​شوقی افندی 25 اکتبر 1945

​انجام فعالیت جنسی بین افراد همجنس غلط است. هیچ عذر و بهانه و توجیهی هم ندارد. هرنوع کار غیر اخلاقی از سوی بهاءاله منع شده است، و او روابط همجنس را اینگونه میبیند، ضمن اینکه اینکار خلاف طبیعت است . ارتکاب چنین عملی بار سنگینی بر روح انسانها است. ولی با کمک و مشاوره پزشکان ، با تلاش و پایداری، و از طریق دعا و توسل ، روح    میتواند بر این نقیصه غالب شود .

​شوقی افندی ، 26 مارس 1950

​امور جنسی غیرعادی فراوان است. برخی مردم عقیده دارند که همجنسگرایی غیرعادی نیست و باید به افراد اجازه داد تا با یک یا چند نفر با همجنس خود رابطه داشته باشند... ولی بهائیت ، برعکس ، با صراحت اعلام میدارد که همجنسگرایی کاملاً غیرطبیعی است و برای فرد مرتکب مشکل بزرگی است و باید فرد ، چه زن و چه مرد، بر این مشکل فائق آید. تاثیر اجتماعی چنین نگرشی هم بسیار مهم است. هدف اولیه روابط جنسی بقای نسل است......

​بیتالعدل جهانی، 16 مارس 1992

حال عبارت بالا را که در آن بیتالعدل میگوید روابط همجنسگرایانه غیراخلاقی است- زیرا برخلاف هدف اصلی روابط جنسی است- با عبارت زیر که آنها از روابط جنسی بین دوجنس مخالف ، که نمیتوانند صاحب فرزند شوند ، چشم پوشی میکنند؛ مقایسه کنید

" یک زوج که به دلیل ناتوانی فیزیکی نمیتوانند صاحب فرزند شوند البته میتوانند ازدواج کنند، زیرا تولید مثل تنها دلیل ازدواج نیست. ولی در عین حال این خلاف روح تعالیم بهائی است که یک زوج داوطلبانه تصمیم بگیرند هیچگاه صاحب فرزند نشوند"

​بیتالعدل 3 نوامبر 1982

بنابراین  موضوع به روشنی یک تبعیض آشکار برعلیه روابط همجنسگرایان است. زیرا روابط جنسی بین 2 غیرهمجنس که شانسی برای تولید مثل ندارند ، از دید آثار بهائی ، اشکالی ندارد.

​" همجنسگرایی برطبق آثار بهاءاله ، از نظر معنوی مذموم است. این بدان معنی نیست که افرادی که چنین کاری انجام دادهاند را نباید کمک و نصیحت کرد، نباید با آنها همدردی کرد. بلکه این بدان معنی است که این را راه مجاز زندگی   نمیدانیم. این دیدگاه مورد پذیرش تمام جوامع بشری هم هست".

​شوقی افندی ، 21 مه 1954

​"همجنسگرایی ، از دید بهائی ، امری مذموم و موجب رنج و عذاب فرد است. هر انسانی که مرتکب آن شده باشد باید از طریق دعا و یا هر وسیله دیگر به این نقیصه فایق آید".

​شوقی افندی ، 6 اکتبر 1954

​.....بهائیت همجنسگرایی را بعنوان یک پدیده طبیعی و یا دائمی نمیشناسد. بلکه آنرا رفتاری غیرعادی تلقی میکند . بدون شک در آینده هم اصول ممانعت و مداوای آن ظاهر و پدیدار خواهد شد. درحال حاضر کسانیکه مبتلا به این رفتار هستند باید بدنبال انتخاب راه زندگی خود باشند، یعنی ترک اعمال و رفتار همجنسگرایی".

​بیتالعدل 22 مارس 1987

​وضعیت توجه جنسی به فردی از جنس خود ، و نه از جنس مخالف ، از دید بهائیت ، تحریف طبیعت انسانی، و مشکلی است که باید بر آن فایق آمد؛ بدون توجه به اینکه علت فیزیکی و روانی آن چه بوده است. هر فرد بهائی که از چنین ضعفی     ( همجنسگرایی) رنج میبرد باید معالجه شود و باید به او کمک کرد تا بر این بیماری غلبه کند.

​بیتالعدل  11 سپتامبر 1995

​درباره موضوع... گرایش همجنسگرایی یکی از بهائیان .... چنین اقدامی مورد نکوهش بهاءاله است.... این فرد باید رفتار خود را اصلاح کند... اگر تا 10 روز اصلاحی در رفتارش مشاهده نشده ، باید حق رأی او گرفته شود.

​شوقی افندی ، 20 ژوئن 1953

در بهائیت محروم ساختن فرد از حق رأی ، نوعی مجازات و تحقیر او محسوب میشود. در یک کلام، نوعی طرد است.بیتالعدل این اقدام را بنوعی اخراج از جامعة بهائی میداند.

​و نهایتاً دربارة امکان ازدواج 2 همجنس و تائید آن از سوی بیتالعدل ، بیتالعدل عبارت عبدالبهاء را ذکر میکند:

​بدان که دستور ازدواج جاودانه است. تغییر و تبدیلی در آن نیست. این حکمی الهی و آسمانی است و هیچ تغییر و تبدیلی در آن نیست ( ازدواج).

​بیتالعدل جهانی ، 5 ژوئن 1993

​موضوع: موانع اجتماعی همجنسگرایی

​" شما این واقعیت که زوجهای غیر همجنس فاقد شانس تولید مثل مجاز به ازدواج هستند، ولی همجنسگرایانی که دارای همان نقیصه هستند نباید ازدواج کنند را نوعی تبعیض میدانید".

​" همجنسگرایی یک نقص نیست- حداقل براساس نظر روانشناسان مدرس در دانشگاههایی که م با آنها صحبت کردهام. لذا شما دارید یک حکم و قضاوت مذهبی را مطرح میکنید . این خوب و یا بد، نظر شماست. ولی ارزش علمی ندارد".

 


بازگشت به “دست آورد ها و تعالیم”

چه کسی حاضر است؟

کاربران حاضر در این انجمن: کاربر جدیدی وجود ندارد. و 1 مهمان