اعدام جناب باب


Sardabir
فعّال
پست: 458
تاریخ عضویت: یک شنبه 18 تیر 1385, 11:31 am

پاسخ: اعدام جناب باب

پستتوسط Sardabir » یک شنبه 12 تیر 1390, 6:24 am

دوست پژوهشگر habibollah در صمیمیانه نوشته اند:

با عرض سلام خدمت سردبیر محترم سایت بهائی پژوهی و آرزوی سلامتی و موفقیت برای شما و خانوادتان
یکی از دوستانم مقاله ای را درباره ی جریان اعدام جناب باب نوشته است که به نظرم آمد در صورت موافقت جنابعالی تاپیکی در این مورد باز بفرمایید تا مطالب آن را وارد نمایم. پیشنهاد می کنم در صورت موافقت نام تاپیک را «اعدام باب» قرار دهید.
با تشکر



این تاپیک به درخواست ایشان گشوده می شود تا اطلاعاتی در این باره برای کاربران و بینندگان گرامی قرار دهند.

habibollah
فعّال
پست: 531
تاریخ عضویت: دو شنبه 31 اردیبهشت 1386, 11:41 am

پاسخ: اعدام جناب باب

پستتوسط habibollah » یک شنبه 12 تیر 1390, 12:29 pm

با تشکر از سردبیر گرامی

مقدمه
در سال 1260 ه.ق در شیراز شخصی به نام «علی محمد شیرازی» ادّعای نیابت امام عصر –عجّل الله تعالی فرجه الشریف- را نمود و خود را «باب» (راه دسترسی) ایشان معرّفی کرد. بدین روی عدّه‎ای سخنان او را قبول کردند، پیرو او شده و «بابی» نام گرفتند. اینان به سبب سخنان تحریک آمیز باب که آنان را به زمینه‎ سازی ظهور ترغیب می‎کرد، دست به اعمال خشونت آمیزی زدند که به سه جنگ خونین داخلی منجر شد. البته باب در طی چند سال ادعاهای خویش را عوض کرد و ادعای امام زمان بودن و حتّی پیامبری و آوردن دین جدید نمود. به علت این جنگ‎ها و آشوب‎های داخلی، امیرکبیر، نخست وزیر وقت خواستار اعدام باب شد. این مقاله به مختصری از علل، عاملان و وقایع پیرامون اعدام باب می‎پردازد.

habibollah
فعّال
پست: 531
تاریخ عضویت: دو شنبه 31 اردیبهشت 1386, 11:41 am

پاسخ: اعدام جناب باب

پستتوسط habibollah » دو شنبه 13 تیر 1390, 2:24 pm

انگیزه‎ی اعدام
باب در آثار خود همواره پیروانش را به جنگ و قتل مخالفانش -که آنان را کافر می‎خواند- ترغیب و تشویق می‎کرد تا جایی که نویسندگان و مبلغان بهائی به خشونت و شدّت برخورد در عبارات باب معترف هستند:
« حکم جهاد با کفّار و تأکيد در شدّت رفتار با آنان در کتاب قيّوم الاسماء (تفسير سوره يوسف) کرارا و مراراً از قلم اعلی نازل و کمتر سوره‌اي است که در اين کتاب مبارک شامل اين حکم نباشد. و در کتاب بيان مبارک نيز حکم ضرب رقاب (=زدن گردن‎ها) و نجاست احزاب و اخراج کفّار از قطع خمس و ... و ... و ... نازل گرديده ...» (گنجینه حدود و احکام ص 272 و 273. تفسیر سوره یوسف اولین کتاب باب است که آن را به ملا حسین بشرویی ارائه کرد. در واقع این کتاب بیان کننده‎ی اولین ادعاهای باب است.)

باب با تحریک پیروانش به زمینه سازی برای ظهور امام زمان –عجّل الله تعالی فرجه الشریف- سبب ایجاد آشوب و بلوا در کشور شد که در این ماجرا خون مردم بی‌گناه نیز بر زمین ریخته شد. بابيان حتی ملا محمد تقی قزوینی -که بعداً به شهید ثالث ملقب گردید- را به جهت مخالفت او با باب در هنگام نماز به قتل رساندند.(در کتاب کشف الغطاء ص 108 و تاریخ نبیل ص 267 و 270) و همین طور سه جنگ داخلی نیز بر پا کردند که عبارت‌اند از: جنگ قلعه‎ی طبرسی (1265 ه.ق) ، جنگ نیریز (1266 ه.ق) و جنگ زنجان (1266 و 1267 ه.ق). (به کتاب مطالع الانوار (تلخیص تاریخ نبیل) فصل‎های حوادث مازندران، حوادث نیریز و حوادث زنجان مراجعه نمایید.)
این جنگ‎ها ضرر و زیان‎های زیادی بر کشور وارد نمود و در حالی که پس از جنگ‎های نافرجام ایران و روس، مردم و حکومت وقت با مشکلات زیادی دست و پنجه نرم می‎کردند، باعث افزایش مشکلات اقتصادی و سیاسی کشور گردید. به همین علّت «محمد تقی خان امیر کبیر» بر آن شد تا عامل اصلی ناآرامی‎ها یعنی باب را از جریان حوادث خارج کند. از آن جا كه با زندانی شدن باب آشوب‎ها به آرامش بدل نگشته بود، نهايتا امير كبير چاره را در اعدام باب دید.
در همین باره شوقی افندی می‎نویسد:
«... [میرزا تقی خان امیر کبیر] برای نيل به اين مقصود معتقد گرديد که در مقام اوّل بايد به انعدام نفسی که مؤسّس اين نهضت و محرّک اين قيام و رستاخيز است مبادرت ورزد تا اين فتنه خاموش گردد و اين سيل بنيان کن از جريان و سريان باز ماند.» (قرن بدیع ص 132)
همچنین در تاریخ «حقایق الاخبار ناصری» آمده است:
« چون فتنه‌ی بابیه به مرتبه‌ی کمال و در امور ممالک محروسه نهایت اختلال بهم رسید جمعی کثیر از عوام رعیت و چاکران دولت ضایع و تلف گردید. کارگزاران درگاه را افناء (= نابودی) میرزا علی‌محمد لازم و واجب آمد؛ ...» (حقایق الاخبار ناصری ص 75)

habibollah
فعّال
پست: 531
تاریخ عضویت: دو شنبه 31 اردیبهشت 1386, 11:41 am

پاسخ: اعدام جناب باب

پستتوسط habibollah » سه شنبه 14 تیر 1390, 6:10 pm

عاملان اعدام
امیر کبیر به عنوان نخست وزیر وقت خواهان اعدام باب بود و به همین علت باید از علمای وقت نیز فتوا‎ی اعدام را می‎گرفت. امّا بسیاری از علمای شیعه حکم اعدام را امضا نکردند. زیرا باب را شخصی دارای اختلالات فکری و عدم تعادل روانی تشخیص دادند. شبهه‌ای که دو سال قبل و به هنگام محاکمه‌ی باب و توبه‌ی او در مجلس ناصرالدین میرزا نیز مطرح شده بود و به همین سبب، یعنی شبهه‌ی خبط دماغ و عدم تعادل روانی، جان باب در این دو سال حفظ شده بود. گلپایگانی در کتاب کشف الغطا عین نوشته‌ی علمای تبریز در آن دوران را ذکر کرده است. (کشف الغطاء ص 205 جواب علمای تبریز درباره توبه نامه باب: «... سید علیمحمد شیرازی شما ... اقرار بمطالب چندی کردی که هر یک جداگانه باعث ارتداد شما است و موجب قتل ... و چیزی که موجب تأخیر قتل شما شده است شبهه خبط دماغ [= آشفتگی فکر و جنون] است که اگر آن شبهه رفع بشود بلاتأمل احکام مرتد فطری بر شما جاری میشود...» ) امّا چند نفر از علمای تبریز (شهر محل اعدام باب) حکم به قتل او دادند که عبارتند از:
• ملا محمّد ممقانی: او از بزرگان علمای شیخی مسلک بوده که در منابع شیخی از او به به عنوان برترین شاگردان شیخ احمد احسائی و به نیکی یاد شده است. در ماجرای اعدام باب نیز به عنوان یکی از فتوا دهندگان به کفر باب از او یاد شده است و او به علت این که باب در دین اسلام تغییرات فراوانی ایجاد کرده بود، حکم به لزوم قتل او داد. (اعلام مدرسة الشیخ الاوحد ص 380 و ص 381 ( موقف الحجّة الاسلام من الباب ) )
• ملا مرتضی قلی: این شخص از علمای شهیر شیخی بوده که در منابع اعلام شیخیّه از او به عنوان یکی از شاگردان شیخ احمد احسایی یاد شده است. (اعلام مدرسة الشیخ الاوحد ص 418)
• میرزا علی اصغر شیخ الاسلام: این فرد نیز از بزرگان شیخیه تبریز و شیخ الاسلام آن شهر بوده است و در کتب شیخی از او به عنوان یکی از فتوا دهندگان به اعدام باب یاد شده (اعلام مدرسة الشیخ الاوحد ص 381) و در کتب تاریخ بهائی نیز از او به عنوان کسی که در تبریز با باب و پیروان او دشمنی بسیاری کرده و آنها را مورد آزار و اذیّت قرار داده یاد شده است. (مطالع الانوار (تلخیص تاریخ نبیل) ص286 - 288)

habibollah
فعّال
پست: 531
تاریخ عضویت: دو شنبه 31 اردیبهشت 1386, 11:41 am

پاسخ: اعدام جناب باب

پستتوسط habibollah » یک شنبه 19 تیر 1390, 3:49 am

ماجرای اعدام
سرانجام پس از این که حکم اعدام صادر شد، در تاریخ بیست و هشتم شعبان سال 1266 ه.ق (قرن بدیع ص 137) در تبریز باب را به همراه یکی از مریدانش (ميرزا محمّد علی زنوزی ملقّب به انيس) در کنار دیوار سربازخانه از طناب آویزان کردند. عده‎ای سرباز به سمت آنان نشانه گیری کرده و تیراندازی کردند، امّا پس از شلیک گلوله ها و تیرباران، وقتی دود و گرد و غبار ناشی از شلیک گلوله‎ها نشست، کسی باب را ندید و عدّه‎ای گمان کردند که باب غایب شده است، ولی پس از اندکی جستجو مشخّص شد که در هنگام تیراندازی، یکی از گلوله‎ها به طناب خورده و آن را پاره کرده و باب نیز به داخل سربازخانه فرار کرده است.(قرن بدیع ص 135) مأموران پس از پيدا كردن او، بار ديگر وي را بستند و به سمت او تیراندازی کردند و این بار گلوله‎ها به هدف اصابت کرده و باب از پای درآمد.(تاریخ مذاهب و فلسفه در آسیای مرکزی ص 229)

habibollah
فعّال
پست: 531
تاریخ عضویت: دو شنبه 31 اردیبهشت 1386, 11:41 am

پاسخ: اعدام جناب باب

پستتوسط habibollah » سه شنبه 21 تیر 1390, 5:14 am

وقایع پس از اعدام
مأموران پس از این‌که مطمئن شدند باب کشته شده است، جسد او را در خندقی که در اطراف شهر بود انداختند و چند سرباز بر آن گماشتند؛ جسد نیز خوراک درندگان شد و از بین رفت. کتب تاریخی غیر بهائی از جمله «مذاهب و فلسفه در آسیای مرکزی» نوشته‎ی «کنت دو گوبینو» فرانسوی و «حقایق الاخبار ناصری»، مؤید این مطلب هستند. در«حقایق الاخبار ناصری» آمده است:
«چند دسته از دلاوران فوج بهادران حاضر باش نموده [باب را] هدف گلوله‎اش ساختند جسد پلیدش در خارج شهر انداخته طعمه وحوش آمد.» (حقایق الاخبار ناصری ص 76)
ولی در کتب بهایی آمده است که جسد باب توسط یکی از مریدانش به نام حاجی سلیمان خان در همان شبِ پس از اعدام از خندق برداشته شده و در یک کارگاه حریربافی که متعلق به شخصی به نام حاجی احمد میلانی که از بابیان بوده مخفی شد و سپس بعد از 60 سال، به حیفا حمل شده و آن‌جا در جایی که امروزه به مقام اعلی در بین بهائیان مشهور است دفن شده است.(قرن بدیع ص 138) البته در صورت صحيح بودن اين داستان افسانه‌وار، یکی از موارد قابل تأمل این است که حاجی احمد میلانی، مخفی کننده‏‎ی جسد باب، بنا به اعتراف نویسنده‎ی کتاب کواکب الدریّه تحت الحمایه‎ی دولت روسیه بوده است.(کواکب الدریه ج1 ص249)
آن‌چه در ماجراهاي پس از اعدام باب جلب توجه می‎کند این است که در کتاب کواکب الدریه آمده است که کنسول روسیه ماجرای اعدام را پیگیری کرده، بر سر جسد باب آمده و برای آن اشک ریخته است.
• « ... سینه چندان آماج تیر گشته بود که شمردن آن غیر ممکن بود. جمعی از این قضیه محزون و دلخون شدند و قونسول روس اظهار افسوس نموده رقّت آورده بود و گریه کرده ...» (کواکب الدریّه ج1 ص 248)
همچنین شوقی افندی در کتاب قرن بدیع به حضور کنسول روسیه بر سر جسد باب اشاره می‎کند:
• « صبح روز بعد قنسول روس در تبريز با يک نفر نقّاش در محلّ حاضر شده و نقش اجساد را بهمان وضع که در کنار خندق افکنده شده بود برداشت.» (قرن بدیع ص 137)
سؤال اصلي آن است که كنسول كشوري مانند روسیه که سال‎ها با ایران جنگیده و بسیاری از مردمان آن را کشته و اموال آنان را غارت کرده است، چگونه و به چه علّتی بر سر جسد باب آمده و بر آن اشک می‎ریزد؟ آيا اعدام باب يك مسأله‌ي داخلي ايرانيان نبوده است؟ يا آن كه دولت روسيه در ماجراي باب، ذي نفع محسوب مي‌شده است؟ اگر دولت روسيه ذي نفع بوده، كدامين منفعت را تعقيب مي‌كرده و چرا چنين اظهار تأسف عميقي را ابراز كرده در حالی که برای کشته شدگان در جنگ‌های ایران و روس حتی متأسف نیز نبوده است؟
به نظر می‎رسد علت اين اقدام جناب كنسول آن بوده که باب خواسته یا ناخواسته به دولت روس خدمت می‎کرده و در جهت منافع آنان گام برمی‎داشته و کنسول روسیه برای از دست دادن یکی از عوامل خویش ناراحت بوده است.
در هر حال آن چه در جريان اعدام باب مسلم است آن است كه اعدام وي به سبب ایجاد جنگ‎های داخلی و آشوب‎هایی بود که پیروانش به سبب تحریک او ایجاد کرده بودند و اعدام او با انگيزه‌ي مذهبي صورت نپذيرفته است. دومين مسأله آن است كه رفتار تعجب آور كنسول روسيه در تبريز، اين فرضيه كه فتنه‎ي باب از مقطعي با هدايت عوامل استعماري به پيش مي‌رفته را تقويت مي‌كند. سومين مسأله آن است كه اعدام او به هيچ عنوان دليل بر حقانيت وي و مدعيان جانشيني اش، يعني بهاءالله و ميرزا يحيي صبح ازل نخواهد بود. چرا كه اصولا اعدام باب با انگيزه سياسي و نه ديني انجام پذيرفته و حكم عالمان شيخي، تنها دستاويزي براي اجراي حكم توسط اميركبير بوده است.

javaneh
پست: 5
تاریخ عضویت: دو شنبه 4 شهریور 1387, 1:15 am

پاسخ: اعدام جناب باب

پستتوسط javaneh » سه شنبه 21 تیر 1390, 9:39 am

به نظر میرسد مطالب مذکور که از منابع امری استناد شده است،داستان پرداخته شده در مورد ماجرای کتابت یک کتاب توسط باب قبل از اعدام و غیب شدن او برای ادامه کتابت افسانه و لطیفه ای بیش نباشد!!

habibollah
فعّال
پست: 531
تاریخ عضویت: دو شنبه 31 اردیبهشت 1386, 11:41 am

پاسخ: اعدام جناب باب

پستتوسط habibollah » چهار شنبه 22 تیر 1390, 4:01 am

دوست عزیز و گرامی، جناب جوانه
سلام. خوشحالم که نظر خود را در مورد مطالب این تاپیک اظهار فرمودید. نکته ی جالبی را اشاره کردید. از قضا چندی پیش یکی از دوستان این سایت که ظاهراً بهایی بود این را که جناب باب بار اول تیر به ایشان اصابت ننموده و طناب را پاره کرد و ایشان گریختند به عنوان معجزه ای از ایشان ذکر می کرد، اما از ایشان پرسیده شد که اگر واقعا ایشان می خواستند زنده بمانند و معجزه بود به چه دلیل بار دوم این اتفاق نیافتاد؟

javaneh
پست: 5
تاریخ عضویت: دو شنبه 4 شهریور 1387, 1:15 am

پاسخ: اعدام جناب باب

پستتوسط javaneh » جمعه 24 تیر 1390, 8:03 am

با سلام و عرض تبریک ایام نیمه شعبان و ولادت امام عصر عج الله تعالی فرجه الشریف! جناب حبیب الله از پیگیری مطالب ممنونم. نکته ای که در مورد اعدام باب بسیار به نظرم مهم آمد این بود که چندی پیش یکی از دوستانی که به قول خودش تازه بهائی شده بود از روی جهل و مطالعه منابع نادرستی که مبلغ بهائی به ایشان تزریق کرده بود ادعا می کرد که روحانیون دربار قاجار دچار فساد بوده اند کشور رابه زوال و ضعف کشیدند و کشور را به انگلیس و روس وابسته کردند و می خواست طوری بفهماند که کسانی که حکم اعدام باب را صادر کردند همگی آخوندهای فاسد بودند در حالی که ایشان نمی دانست اکثر روحانیون دربار قاجار شیخی مسلک بوده اند و دلیل صدور حکم اعدام این بوده که دعاوی سید باب با اعتقادات شیخیه منافات داشته و از آنجا که سید باب نیز در ابتدا خود را با تکیه بر نظریه سیدکاظم رشتی که اتفاقا استاد این روحانیون بوده مطرح نموده است. ضمن انکه به نظر می رسد آنان از این ادعا را از زبان یکی از هم قطاران خود کمی دچار حسادت شده بودند یا احساس خطر می کرده اند!علت صدور دیر هنگام حکم اعدام باب احتمال جنون وی بوده است. هرچه باشد حکم اعدام باب را کسانی داده اند که به نوعی هم اعتقاد با سید باب بوده اند و به امام عصراعتقاد داشته اند و گویی شیخیه می خواست جلوی ارتداد و زیاده خواهی یکی از مدعیان را بگیرند ضمن انکه باتوجه به سن بدشتیان و سن سید باب و سن این روحانیون درباری به نظر میرسد ناپختگی بابیان و بهائیان متأخر دست به دست هم داد تا سید باب اعدام شود!

habibollah
فعّال
پست: 531
تاریخ عضویت: دو شنبه 31 اردیبهشت 1386, 11:41 am

پاسخ: اعدام جناب باب

پستتوسط habibollah » شنبه 25 تیر 1390, 6:13 am

جناب جوانه
سلام علیکم
بنده نیز به سهم خودم این عید مبارک را خدمت شما و دیگر عزیزان و مراجعه کنندگان محترم تبریک عرض می کنم و امیدوارم که هر چه زودتر خداوند متعال به ایشان إذن ظهور دهد و با ظهور ایشان بالکلّ شبهاتی که دوستان بهائی در مورد ایشان دارند مرتفع گردد.
البته لازم به ذکر است که آن قدر دلایل و نشانه های روشن در حال حاضر برای دوستان بهائی هم هست که اگر فرد منصفی به آن ها مراجعه کند، آن ها را متوجه شده، جای هیچ گونه شک و شبهه ای برایش باقی نمی ماند. اما متأسفانه به جای آن که شبهه هایی را که مثلاً درباره ی وجود حضرت مهدی علیه السلام مطرح می شود به دنبال پاسخ برای آن باشند، و سخنان افرادی که اشکالات آن شبهات را می دانند بررسی کنند، آن را قبول می کنند! با این حال آن قدر وجود امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف برای افرادی که بهائیان آنان را به بزرگی می شناسند و نام می برند واضح و روشن است که به وضوح ازا ایشان نام برده اند و با مراجعه به آن مدارک امری این مسأله فهمیده می شود! یکی از این دلایل روشن فرمایشاتی است که جناب باب نموده اند. همان طور که جناب عبدالبهاء نیز اشاره کرده اند، سراسر تفسیر سوره ی یوسف ایشان به حضرت امام زمان علیه السلام اشاره هایی فرموده اند:
"آغاز گفتار نمود و مقام بابیت اظهار و از کلمه ی بابیت مراد او چنان بود که من واسطه فیوضات از شخص بزرگواری هستم که هنوز در پس پرده عزت است و دارنده کمالات بی حصر و حد، به اراده ی او متحرکم و به حبل ولایش متمسک و در نخستین کتابی که در تفسیر یوسف مرقوم نموده در جمیع مواضع خطاب هایی به آن شخص غائب که از او مستفید و مستفیض بوده نموده و استمداد در تمهید مبانی خویش جسته و تمنای فدای جان در سبیل محبتش نموده و از جمله این عبارت است: یا بقیةالله قد فدیت بکلی لک و رضیت السب فی سبیلک و ما تمنیت الا القتل فی محبتک" (مقاله ی شخصی سیاح، جناب عبدالبهاء، صفحه ی 2)

درست است که جناب عبدالبهاء در ادامه ادّعا کرده اند که منظور جناب باب حضرت بهاءالله بوده است، اما این ادعا به هیچ وجه نمی تواند درست باشد، زیرا:
1) در خود همین عبارتی که از ایشان نقل شده است، جناب باب آن شخص را بقیّةالله خطاب کرده اند. هنگامی که جناب باب برای مردم کتابشان را می نوشتند، بقیةالله برای همه افراد مشخص است که لقب چه کسی است. هم چنین در هیچ کجا چنین لقبی برای جناب بهاءالله به کار نرفته است که کسی بخواهد چنین نتیجه ای را بگیرد.
2) دلیل روشن دیگر هم مراجعه به خود تفسیر جناب باب است که در آن جا روشن می شود که منظور ایشان چه کسی بوده است. در همان صفحات ابتدایی تفسیر چنین آمده است:
"الله قد قدّر أن یخرج ذالک الکتاب فی تفسیر أحسن القصص من عند محمد بن الحسن بن علی بن محمد بن علی بن موسى بن جعفر بن محمد بن علی بن الحسین بن علی بن ابی طالب على عبده لیکون حجة الله من عند الذکر على العالین بلیغا"(خداوند تقدیر کرده است که این کتاب را در تفسیر احسن القصص (سوره یوسف) از جانب محمد بن الحسن فرزند علی ... فرزند علی بن ابی طالب بر بنده اش خارج سازد تا حجت بلیغ خدا از جانب ذکر (جناب میرزا علی محمد) برعالمیان باشد"

لازم به ذکر است که این قسمت از تفسیر سوره ی یوسف را مبلغ شهیر بهائی جناب اشراق خاوری در کتاب رحیق مختوم خویش نقل کرده اند.

حال جای سؤال از دوستان بهائی است که چطور چنین شخصی را انکار می کنند؟

William888
پست: 0
تاریخ عضویت: سه شنبه 14 بهمن 1393, 5:00 am

Re: اعدام جناب باب

پستتوسط William888 » سه شنبه 14 بهمن 1393, 5:13 am

مدت ها بود که بهائیان در پالتاک اتاقی داشتند که هر شب برنامه داشت و هرگاه به [url=http://www.realtests.com]74-409[/url]اتاقشان می رفتم تحمل پرسش های مخالف را نداشتند، چند بار مرا از اتاق بیرون انداختند و چندین بار هم با ناسزا گویی و متهم کردن به بهایی ستیزی از پاسخ به سوالات من طفره می رفتند.

HBK
پست: 0
تاریخ عضویت: سه شنبه 21 بهمن 1393, 10:29 am

Re: اعدام جناب باب

پستتوسط HBK » سه شنبه 21 بهمن 1393, 10:31 am

جریان از این قرار بوده است که یوسف پسر یعقوب به مصر آورده شد؛ به خاطر توطئهء زلیخا زندانی شد. پس از اثبات بی گناهی و آزادی از زندان، خاندان یعقوب (بنی اسرائیل) و زلیخا و بعضی از مصریان ایمان آوردند، و بعضی دیگر نیز نسبت به رسالت ایشان دچار شک و تردید شدند. امّا جالب آن که پس از وفات حضرتش، همان نفوسی که رسالتش را مورد شک قرار می دادند گفتند یوسف آخرین پیامبر است و پس از وی خدا هرگز پیامبری دیگر نخواهد فرستاد!

حسن ارشاد
پست: 0
تاریخ عضویت: پنج شنبه 16 بهمن 1393, 10:55 am

Re: اعدام جناب باب

پستتوسط حسن ارشاد » سه شنبه 21 بهمن 1393, 9:28 pm

hbe گرامي مي شود سند مطلب فوق را عنايت فرماييد آيا اين سخن شما مستند است يا از توهمات عزيزان اهل بهاء است


بازگشت به “رهبران”

چه کسی حاضر است؟

کاربران حاضر در این انجمن: کاربر جدیدی وجود ندارد. و 1 مهمان