بيست و چهار ولي امر

سردبیر:مطابق نصوص بهایی بیست وچهار ولی امر از نسل جناب بها،اداره امر بهایی رابه عهده خواهند گرفت.

 

جویا:

جناب اسپرینگ ... هنوز معلوم نفرموده اید که اگر بنده مدرک امثال پیش گویی جناب عبدالبهاء را در باره ی 24 نفر بودن ولی امر و عقیم بودن شوقی را بیاورم شما چه می کنید؟ لطفا این صریحا بفرمایید. دیگر آن که قربان شما بروم آیا شما معنای « لا ینعزل » را می دانید یعنی چه؟ یعنی نمی شود ولی امر در رأس بیت العدل نباشد. جواب آخری که شما فرموده اید این است: 

این بحث درون دینی است و همان طور که قبلا گفته شد نیازمند آگاهی شما از بیانات دیگر در این زمینه است که در ابتدا پیشنهاد مطالعه ی آثار بهائی در این زمینه را به شما می دهم. 

دوست عزیز، حقیر اگر حمل بر خودستایی نباشد، بی تردید نسبت به آثار امری از جناب عالی آشناترم. مرا به ناکجا آباد ارجاع ندهید. شما لطف کنید و آن قسمت از آثار امری را که روشن کننده ی این مبحث است، بیان فرمایید. عزیزم انصاف دهید، چرا شجاعانه نمی گویید: نمی دانم. مانده ام چه بگویم! اگر این اعتراف را بکنید وجدانتان هم راحت تر است. 

از محضر مبارک شما پوزش می طلبم اما گمان می کنم کمی نیاز به مطالعه ی ادبیات داشته باشید. من عرض کردم: بکر یعنی نخست زاده. این در ترجمه ی کتاب مقدس آمده است. کجا؟ بماند. منظور من هم از بیان این مطلب اشاره به معنای بکر است. یعنی فرزند نخستین پسر. یعنی ولی امر که رئیس لاینغزل بیعت العدل است، باید پسر بزرگ ولی امر قبلی باشد. این را جناب عبدالبهاء فرموده است ولی نمی دانسته که ممکن است شوقی عقیم باشد. 

دیگر آن که دوست بهایی شما جناب پژمان گفته است بیان جناب بهاء در اقدس به گونه ای است که احتمال عدم وجود ولی امر در آن جا آمده است. بنده عرض کردم: آیا جناب عبداالبهاء آن قسمت از فرمایش بهاء الله را در اقدس خوانده است یا خیر؟ اگر خوانده است چرا با قاطعیت فرموده است که ولی امر عضو لا ینعزل بیت العدل است؟ کاش ایشان هم مانند پدرش احتمال می داد که شاید یکی از ولی امر ها عقیم باشد. تازه ایشان مدعی شده است که ولی امر در ادیان دیگر 12 نفر بوده و در این دین عظیم دو برابر یعنی 24 نفرند( مدرکش را نمی گویم تا جناب اسپرینگ موضعش را معین کند). جناب عبدالبهاء برخلاف احتمال پدر بزرگوارش خیلی محکم در باره ی ولی امر صحبت کرده است. به مطالبی که از قول جناب پژمان از الواح وصایا(در بحث مشروعیت بیت العدل) آوردم، مراجعه فرمایید.

 

میلیاردر: 

به به عجب استدلالی 

میشه بفرمایید در کجا گفته شده ولی امر باید رئیس دایمی بیت العدل باشند؟؟یعنی وقتی رئیس نباشد نمیتوان کارها را انجام داد؟؟ 

سامان جان نمیدانم شما بهایی هستید یا خیر اما اگر بهایی باشید به نظر شما وقتی ناظمی در هیئتی حظور نداشته باشد آن هیئت برای همیشه از کار می افتد؟؟ یعنی هیئت تنها با ناظم مشروعیت پیدا میکند؟((این را بنده جدیدا از شما شنیدم)) 

جناب جویا هم که مطالب و نظراتشان در همه جا به چشم میخور انگار طاقت از کف بریده اند

 

جویا:

...راستش من به شدت ناراحت و نگران ام که مبادا جناب میلی رنجیده خاطر شود و ما را از حضور فعال و پرشورش محروم کند ... به ویژه از جناب میلی خواهش می کنم مرا به فراق خود مبتلا نکند. و مبادا چنان باشد که بگوید مسلمان ها نتوانستند پاسخ مرا بدهند من هم قهر کردم و از سایت بهایی پژوهی خارج شدم. 

و اما جواب شما در این که کجا گفته شده که ولی امر باید عضو دائم باشد، قربان شما بروم در همین تاپیک در قسمت های قبل به تفصیل این بحث آمده است که من فقط به یکی از آن ها اشاره می کنم: ولی امر عضو ممتاز لا ینعزل بیت العدل است. چون قرار است کاری به ادبیات و املا و انشا نداشته باشم، جرات نمی کنم که خدمت شما عرض کنم که به معنای لا ینعزل دقت بفرمایید. اما چه کنم چاره ای نیست . باید بحث لغوی را مطرح کرد تا قصه روشن شود. قربانت بروم لا ینعزل یعنی همان دائمی، یعنی عزل نشدنی. یعنی همیشگی. برای همین هم جناب ع.ع. فرموده است تعداد ولی امرها 24 نفرند و بکر بعد بکر به ریاست بیت العدل می رسند. اما شما نمی خواهید بپذیرید که کسی فکر نمی کرد جناب شوقی بلاعقب و ابتر می ماند و بساط ولی امر و در نتیجه بساط بهائیت برچیده می شود. متاسفم که یک بهایی شجاع پیدا نمی شود که از بیت العدل بپرسد با عدم حضور ولی امر شما چه کاره اید؟

 

سامان:

دوستان عزیز بهایی 

در ادامه بحث موضوع ولی امر دوم بهایی به استحضار میرسانم 

بنده احساس میکنم بیان مطالب مربوط به ولی امر دوم عالم بهایی برای کسانی که علاقمند به دنبال کردن تاریخ تحولات ان میباشند مفید بوده و روشن کننده حقایقی که در نیم سده گذشته از یک سو هم جامعه فارسی زبان بهاییان از ان محروم بوده اند و از سوی دیگر پرتوی بر زوایای تاریک رهبری مشروع و قانونی درامر بهایی خواهد بود 

مشکل بنیادین و زیر بنایی رویارویی صاحبان دو نظریه انقطاع و استمرار ولایت امر در جامعه بهایی باید هر چه سریعتر مطرح میشد تا با ایضاح منطق طرفین امر انتخاب برای ازاد اندیشان میسر می شد اما با وجود موانعی از سوی جامعه بهایی چنین فرصتی را بوجود نیاورد 

محدوده بسیار تنگ تشکیلات امری زمینه هر گونه پرسش را برای بهاییان از بین برده است و اشنایی انها با صریح مدارک امری که طی مباحث گذشته مطرح شده است ذهنیت افراد پرسشگررا به تجدید نظر در اعتقادات گذشته ایشان فرا میخواند 

اما در مورد موضوع تشکیل جلسات بیت العدل بدون حضور ولی امر باید عرض نمایم که موضوع ریاست دایمی ولی امر بر بیت العدل حضور مقام مصون از خطای ایشان در راس مجمع موسوم به بیت العدل است 

و این مطلب تفاوت بسیار بنیادین با انچه که بصورت معمول در تشکیلات امری با حضور ناظم یا رییس برگزار میشود دارد به بیان دیگر اصولا انتخاب ناظم یامنشی یا رییس برای یک لجنه یا هیات یا محفل به هدف ایجاد نظم و ارتباط معین با سایر محافل و لجنات برابر با نظامات تعریف شده بهایی است اما اهمیت حضور ولی امر در بیت العدل از جانب سوال کنندگان مورد غفلت واقع شده است چرا که بیت العدل مرجع تشریع و قانون گذاری بوده و رهبری ولی امر در راس ان نه تنها برای ایجاد نظم که برای حفظ و صیانت تصمیمات از هر نوع خطا و لغزش می باشد. پس این دو ریاست که در بالا ذکر شد از بنیاد هم سنخ نیستند. 

 

اسپرینگ:

جناب Saman 

اگر دلیلی دارید که آقای میسن ریمی می تواند ولی ثانی امرالله باشد در تاپیک چارلز میسون ریمی ولی امر دوم بهای دلایل خود را بیاورید و به حواشی نپردازید. همه ی ما می دانیم که اگر ولی امری وجود داشت رئیس بیت العدل می بود. شما دلایل ولایت آقای ریمی را بفرمائید. 

 

جویا:

جناب اسپرینگ ضمن خوش آمد گویی مجدد به حضور محترم شما، واقع مطلب آن است که نه بیت العدل کنونی وجاهت شرعی و قانونی دارد و نه میسن ریمی بر حق است. اما اگر حق مطلب را بخواهید اگر قرار بود بهائیت دین باشد، حق با ریمی است چون او می گوید مقام ولایت امر از بیت العدل تفکیک ناپذیر است و بیت العدل بدون ولی امر مرخص است. منتهی چون دیده پیشگویی جناب ع . ع غلط از آب در آمد ، گفت ولی امر من ام. 

راستی جناب اسپرینگ هنوز نفرموده اید اگر جناب ع. ع فرموده باشند تعداد ولی امر 24 نفرند ولی پیشگویی شان با عقیم بودن جناب شوقی نقش بر آب شده باشد، چه می کنید؟ شرمنده ام دوباره این مطلب را عنوان می کنم. آخر استخوان توی گلویم شده است.

 

میلیاردر:

شرمنده جناب جویا از چند نفر جواب این سئوال خود را میخواهید؟؟ جواب شما را داده ام لطفا به حاشیه نپردازید منتظر شما در همان تاپیک هستم. 

جانتان خوش

 

جویا:

از آن جا که میلی گرامی در باره ی مساله ی 24 نفر ولی امر در بهائیت تحقیق کرده است، بنده به موضوع ولایت امر اشاره می کنم و آن مطلب را می آورم. بهترین کار هم نقل بیانات جناب عبد البهاء است: 

‎* ‎حضرت عبدالبهاء در‎ ‎الواح وصایا صفحه‎ ‎‏11‏‎ ‎می فرمایند:‏‎ 

‏... زیرا آیت الله و غصن ممتاز و ولی‎ ‎امرالله و مرجع جمیع اغصان و افنان‏‎ ‎و ایادی امرالله و ‏احباالله است و ‏مبین آیات‎ ‎الله و من بعده بکرا بعد بکر ‏‎

بکر بعد بکر یعنی پسر بزرگ پس از پسر بزرگ 

حضرت‎ ‎عبدالبها ء در الواح وصایا صفحه‎ ‎‏13درباره جانشینی ولی امرالله می فرمایند:‏‎ 

ای‎ ‎احبای الهی باید ولی امرالله‎ ‎در زمان حیات خویش من هو بعده را تعیین نماید تا بعد‎ ‎از ‏صعودش ‏اختلاف حاصل‎ ‎نگردد. و شخص معین باید مظهر تقدیس و تنزیه و تقوای الهی و‎ ‎علم و فضل و کمال‎ ‎باشد. ‏لهذا اگر ولد بکر ولی امرالله مطهر(مظهر) الولد سر ابیه نباشد‏‎ ‎‏... باید‎ ‎‏غصن دیگر را‎ ‎انتخاب نماید ...‏‎ 

اینک این عبارات را در کنار این عبارت بگذارید: 

جناب عبدالبهاء در تفسیر مکاشفات یوحنا در بخشی که آمده است:« و آن بیست و چهار پیر که در حضور خدا بر تخت های خود نشسته اند...» چنین می فرماید: 

و در هر دوری اوصیا و اصفیا دوازده نفر بودند. در ایام حضرت یعقوب دوازده پسر بودند و در ایام حضرت موسی دوازده نقیب رؤسای اسباط بودند و در ایام حضرت مسیح دوازده حواری بودند و در ایام حضرت محمد دوازده امام بودند. ولکن در این ظهور اعظم بیست و چهار نفر هستند. دو برابر جمیع. زیرا عظمت این ظهور چنین اقتضا تماید. این نفوس مقدسه در حضور خدا بر تخت های خود نشسته اند، یعنی سلطنت ابدیه می کنند... مفاوضات: 45-46 

آری جناب عبدالبهاء دل به آن بسته بود که شوقی و نسل او بکر بعد بکر، آن 24 نفر خواهند بود، ولی مع الاسف او عقیم از آب در آمد و بهائیت با چالشی جدی به ویژه در مشروعیت بیت العدل مواجه شد. دیده بگشایید ای خردمندان. 

دیدم که جناب میلی اشاره کرده است که منظور از آن 24 نفر 24 نفر پیرمرد هستند. اما با توجه به مقایسه ای که جناب عبدالبهاء با اسباط که رؤسای اسباط بودند و نیز حواریون مسیح و امامان شیعه، منظور کاملا روشن است. منتظر عکس العمل بهائیان به ویژه جناب اسپرینگ و میلی عزیز هستم.

 

میلیاردر:

جویای عزیز جدا برای شما متاسفم که یک مسائله را همه جا عنوان کنید مسئله بیت العدل را همانجا جواب دادم و مسئله 24 ولی هم نبوده پس لطفا شما هم تاویل نکنید در ضمن من هم نگفتم پیر خود حضرت عبدالبها گفته اند و حال جناب جویا چه مقایساتی انجام دادند که چون با دوران گذشته مقایسه کردند یعنی ولی و شما در تمام این مدت ذکر کردید ولی و حال اصل آنرا که من گفتم که پیر است قرار دادید با این کار نشون داید تا چقدر میتوان به حرفهای شما اعتماد کرد و میخواستین از این حربه سوء استفاده کنید و موضوع پیر را آنطور که خواستید به ولی تعبیر کردید حال که تا الان چنین چیزی نبوده.شما از کجای پیر را بع معنی ولی را برداشت میکنید ؟؟ 

اگر جواب را بخوانید کامله این 24 ولی که 1 ماه جناب جویا همه را منتظر سندیت آن میکنند 24 پیر است و ایشون به دروغ گفته اند ولی که 20 نفر آنها مشخص شده که 19 نفر آنها حروف حی و حضرت اعلی هستند و نفر 20 را هم الان یادم نیست و حضرت عبدالبها گفتند 4 نفر هنوز مشخص نشدند((حالا چگونه جناب جویا تشخیص داده اند ولی هستند و باید ولایت از پدر به پسر برسه خدا میدونه)) و مقایسه ای که انجام شده بعد از آن ذکر شده به خاطر عظمت این امر این 12 که عنوان شده 2 برابر شده یعنی24 .جناب جویا چرا بقیه آنرا قرار نداید که این موارد توضیح داده شده؟؟ شاید نخواندید و یا نخواستید قرار بدهید؟؟ 

((جناب جویا خواهشمندم به بخش "سخنی با سردبیر برگردید" و تاویل در کتب دیانت بهایی نکنید چون در آنجا کامل توضیح داده شده)) 

عکس العمل من هم نسبت به دروغ گویی شما که 1 ماه بر آن اصرار داشتین کاملا مشخصه و همه خوانندگان دیدند که شما گفته اید ولی اما اصلا چنین کلمه ذکر نشده و همان پیر است که من توضیح داده ام و الان هم که قرار دادید بقیه این مطلب را ذکر نکردید.جدا با این کار ها چگونه میخواهید دیانت بهایی را زیر سئوال ببرید؟؟در مورد پسر بعد از پدر هم منبع به شما معرفی کردم بخوانید تا به جواب برسید.اینجوریشو ندیده بودم جلوی خود بهاییان مطالب را آنجور که میخواهند تعبیر میکنند حال که من جواب ایشون رو کامل گفته ام. 

جناب جویا در قسمت سخنی با سردبیر منتظر پاسخ شما هستم.این مورد که دروغ گویی آشکار شما هم بود دیگر جای بحثی ندارد. موفق باشید

جناب جویا متذکر میشم گفته شده 4 نفر آنها مشخص نشده اند پس اصلا آن چیزی که شما میخواهید برداشت که ولایت از پدر به پسر باید برسه اصلا امکان نداره چون اصلا کلمه ولی که شما عنوان کردید ذکر نشده و همان پیر است و کامل توضیح دادم پس خواهشمندم دیگر این چنین دروغهایی عنوان نکنید. 

 

جویا:

خدایا شکر! به راستی چه نیکو حق را آشکار می فرمایی. دوستان بهایی، مسلمانان گرامی، بنگرید استدلال دندان شکن این میلی عزیز را. ببینید چه جالب و با چه طرفند خنده داری 20 نفر را جور کرده اند. آقا جان کمی به خود بیایید. اولا حروف حی که نخستین گروندگان به سید باب بوده اند، چه ربطی به بهائیت دارد بابیت خودش به قول شما دین جداگانه ای است. 

ثانیا مگر حروف حی همگی پیرمرد بوده اند. میلی جان قربانت بروم جضرت عبدالبهاء مکاشفات را تأویل و تفسیر فرموده نه آن که آن 24 نفر که در این ظهور که اعظم است باید بیایند، همگی پیرمردند. 

ثالثا مجددا مجبورم می کنی کپی پیست کنم: ‎حضرت عبدالبهاء در‎ ‎الواح وصایا صفحه‎ ‎‏11‏‎ ‎می فرمایند:‏‎ 

‏... زیرا آیت الله و غصن ممتاز و ولی‎ ‎امرالله و مرجع جمیع اغصان و افنان‏‎ ‎و ایادی امرالله و ‏احباالله است و ‏مبین آیات‎ ‎الله و من بعده بکرا بعد بکر ‏‎

بکر بعد بکر یعنی پسر بزرگ پس از پسر بزرگ 

حضرت‎ ‎عبدالبها ء در الواح وصایا صفحه‎ ‎‏13درباره جانشینی ولی امرالله می فرمایند:‏‎ 

ای‎ ‎احبای الهی باید ولی امرالله‎ ‎در زمان حیات خویش من هو بعده را تعیین نماید تا بعد‎ ‎از ‏صعودش ‏اختلاف حاصل‎ ‎نگردد. و شخص معین باید مظهر تقدیس و تنزیه و تقوای الهی و‎ ‎علم و فضل و کمال‎ ‎باشد. ‏لهذا اگر ولد بکر ولی امرالله مطهر(مظهر) الولد سر ابیه نباشد‏‎ ‎‏... باید‎ ‎‏غصن دیگر را‎ ‎انتخاب نماید ...‏‎ 

اینک این عبارات را در کنار این عبارت بگذارید: 

جناب عبدالبهاء در تفسیر مکاشفات یوحنا در بخشی که آمده است:« و آن بیست و چهار پیر که در حضور خدا بر تخت های خود نشسته اند...» چنین می فرماید: 

و در هر دوری اوصیا و اصفیا دوازده نفر بودند. در ایام حضرت یعقوب دوازده پسر بودند و در ایام حضرت موسی دوازده نقیب رؤسای اسباط بودند و در ایام حضرت مسیح دوازده حواری بودند و در ایام حضرت محمد دوازده امام بودند. ولکن در این ظهور اعظم بیست و چهار نفر هستند. دو برابر جمیع. زیرا عظمت این ظهور چنین اقتضا تماید. این نفوس مقدسه در حضور خدا بر تخت های خود نشسته اند، یعنی سلطنت ابدیه می کنند... مفاوضات: 45-46 

دیده بگشایید ای خردمندان!

 

میلیاردر:

جویای عزیز شما که فقط بلدید بنگارید بنده 20 نفر را جور نکردم بقیه همان کتاب را که احتمالا ندارید بخوانید خود حضرت عبدالبها گفته اند و من برای شما 20 تا جورد نکردم. 

((شما هم دیده بگشای و بقیه کتاب را بخوان نقل قول جایز نیست اگر کتاب را دارید بقیه قسمتهایی که در همین رابطه گفته شده را ببینید بعد میفهمید من 20 نفر جور کردم یا حضرت عبدالبها خود گفته اند.جویای عزیز از شما در عجبم پیر را که ولی تشبیه میکنید و حال آنکه خود حضرت عبدالبها منظور از این پیر را حروف حی میدانند میگویید کجای آنها پیر بوده؟پس در این صورت ما هم به شما میگوییم کجا ولی امرالله پیر بوده؟؟ جویا جان اینهمه تندی نکن ادامه همان کتاب را بخوان کاملا توضیح داده شده)) 

در ضمن بهتر است این دروغ گویی را کنار بگزارید چون همه دیدند که به جای کلمه ولی همان پیری بود که من گفتم. وسلام

 

جویا:

میلی جان کدام کتاب را می گویی؟ اگر منظورت مفاوضات است که هم اینک کتاب جلوی روی من گشوده است و به هیچ روی آن چه که تو می گویی در آن نیست. چرا به جناب عباس افندی تهمت می زنی؟ باز هم می گویم: حروف حی هیچ ربطی به بهائیت ندارد آن ها بابی بودند و ع. ع از بهائیت سخن می گوید. دنباله مطلب هم ویژگی های دیانت بهایی را که وحدت عالم انسانی است بر می شمارد. در بابی که کشت و کشتار بوده و وحدت عالم انسانی نبوده منطوق بیان حرق کتب و قتل نفوس بوده یادت رفته است؟

 

اسپرینگ:

جناب Jooya 

1) آگر واقعا به قصد تحقیق برآمده ای که دیگر اینگونه ننگار:"مطلب آن است که نه بیت العدل کنونی وجاهت شرعی و قانونی دارد و نه میسن ریمی بر حق است" 

شما که نام خود را Jooya نهاده اید و ایمیل خود را مزین به "... ی حقیقت" کرده ای شایسته ات نیست که چنین مرقوم داری که از پیش داوری است و به قول شما:"به دور از شرایط تحری حقیقت" 

ولی سعی کن تا حقیقت را دریابی نه آن چزی را که شنیده ای. 

2) عجب می نگاری! عجبا! فرمودید:"اما اگر حق مطلب را بخواهید اگر قرار بود بهائیت دین باشد، حق با ریمی است چون او می گوید مقام ولایت امر از بیت العدل تفکیک ناپذیر است و بیت العدل بدون ولی امر مرخص است" می دانی که برای بر حق بودن حزبی (یا گروهی یا عقیده ای یا ...) می بایستی تمامی شرایط مهیا باشد نه تنها یک شرط. ولی امر بودن شرایط دارد. ریمی ها فاقد آنند. خودت می دانی و برای ریمی ها هم نگاشتی که آقای ریمی داریا شرایط "بکر بعد بکر" نمی باشد و در سلاله ی شوقی نه. پس عجبا که می روی:"حق با ریمی است". آن هم فقط بخاطر آنکه معتقد به ادامه ی ولایتند. 

آیا تا بحال مطالب بیت العدل را در این مورد خوانده ای؟ آن سایت انگلیسی را خواندی؟ نظرت در مورد آن چه بود؟ صریح بنگار. اگر هم نخواندی برو و بخوان و نظرت را در پست بعدی حتما بنویس. 

3) کهولت و سن بالا، قوه ی تخیلت را فزوده، عجب و ظاهرا بدور از چشم آن Sardabir لایق می نگاری:"به شک می افتم که نکند اسپرینگ نازنین آن پیر خردمند و فرزانه از آب حیات نوشیده و میلی جوان شده است" نخیر Jooya، همان طور که آقای Milyarder فرمودند چیزی بنام IP در کار است که کهنگان را بدان راه نه. 

4) باز عجبا! این بار از آن طرف! الحق که انتظار چنین چیزی را نداشتم:"یک بار دیگر دلیل مشروعیت بیت العدل را بیاورید." 

چشما! متحیر و متعجبم که بالاخره رفتی سر اصل مطلب. از این بابت ممنون. ادامه ی بحث را در همین راستا برانیم. از milyarder هم خواهشمندم در همین زمینه ادامه دهند و همچنین باقی دوستان. 

5) و امام انتظارها به پایان رسید و خوشحالم که شما هم بدین نتیجه ی فخیمه رسیدید که:"بهترین کار هم نقل بیانات جناب عبد البهاء است" خداوند خیرت دهاد. 

Jooya، در این بیان بحث "اوصیا و اصفیا" می باشد. در ترجمه ی انگلیسی داریم: 

In each cycle the guardians and holy souls have been twelve. So Jacob had twelve sons; in the time of Moses there were twelve heads or chiefs of the tribes; in the time of Christ there were twelve Apostles; and in the time of Muhammad there were twelve Imams. But in this glorious manifestation there are twenty-four, double the number of all the others, for the greatness of this manifestation requires it. These holy souls are in the presence of God seated on their own thrones, meaning that they reign eternally. 

اگر دقت کرده باشی اوصیا و اصفیا "The gurdians and holy souls" ترجمه شده است و انحصاری در ولات امر ندارد یعنی "Guardians" بلکه شامل نفوس مقدسه هم می شود یعنی"Holy souls". 

در این مورد در کتاب apocalypse unsealed مطلب بسیار جالب بود که نقل آن را برای روشن شدن بحث ضروری می دانم. (از کمی قبلتر تا کمی بعتر از موضوع اصلی که همگی مرتبط با موضوع اند را نقل می کنم:) 

Baha'u'llah, the Glory of God, was manifested in the station of the Father, that is, as a Manifestation of God the Father. Thus as Baha'u'llah sits on the throne with God He is the representative of God, acting as a communication *See Revelations 3:21.* link between God and man. 

The twenty-four elders are guardians and holy souls of the Baha'i Dispensation._/3 The fact that they sit on their own thrones means that they rule eternally. 'Abdu'l-Baha has revealed the names of only twenty of these holy Figures._/4 They are: 

The Bab 

The Eighteen Letters of the Living (Disciples of the Bab) 

Haji Mirza Muhammad-Taqi 

 

These pages are too few to recount their deeds and characters. As for the remaining four elders, there are many great Figures who could be considered as candidates. Among them are certainly His Holiness 'Abdu'l-Baha and Shoghi Effendi._/5 Many others can be found in the Baha'i writings. 

 

The twenty-four elders are shown seated in a circle around the throne of Baha'u'llah and in correspondence with the signs of the zodiac. In former Dispensations there were only twelve elders. For example, Jacob had twelve sons; there were twelve chiefs of tribes under Moses. Jesus had twelve Apostles, and there were 

twelve Imams* of Islam (Some *According to the Shi'ite Answered Questions_, p. 67). Now, tradition in the Muslim in the Baha'i Dispensation, there world, the Imams were the are twice-twelveإ of these holy true and rightful leaders 

Figures, two for each zodiacal of Islam following the sign. The doubling of the usual Ascension of Muhammad. number is necessary because of the More will be said about greatness of Baha'u'llah's the Imams in a later 

Dispensation and the double chapter. Manifestation, the Bab and 

Baha'u'llah. 

 

اگر متن فوق را بخوانی، خواهی دید که می توانی 24 نفر را در آئین بابی و بهائی مشخص کنی. در ضمن می توانی علت دو برابر بودن این نفوس مقدسه را نسبت به ادیان قبل بیابی که علت همان وجود دو ظهور بوده است. 

همچنین توجه به تاریخ نوشته شدن مفاوضات و مقایسه ی آن با الواح وصایا -که جایی است که مسئله ولایت امرالله مطرح و وضایف آن تشریح شده است- حقایق بیشتری را آشکار می سازد.برای آن که تکلیف ولی امر روشن شود، فعلا صرفا به این مطلب می پردازم.

 

جویا:

مرا باز مجبور می کنید کپی پیست ‏کنم منتهی این بار بیانات جناب سامان را :‏ 

"جناب اسپرینگ‎ 

حضرت ولی امرالله - آن کسیکه اهل بها و جنابعالی و بنده باید‎ ‎از ایشان و فرمایشاتشان اطاعت نماییم - به این روشنی میفرمایند‎  ولی امر حاضر و ولاة امر در مستقبل ایام باید با اقوال‎ ‎و اعمال خود کا ملا به حقیقت این اصل مهم آیین نازنین ما شهادت دهند‎ معنی بعضی لغات بیان مبارک که برای جناب اسپرینگ هنوز روشن نیست‎ ولاة امر جمع ولی امر است یعنی ولی امر ها‎ مستقبل یعنی ا ینده‎  معنی جمله مبارک فوق اینست بعد از حضرت شوقی افندی ولی امر های دیگری در‎ راس رهبری امر بهایی قرار خواهند داشت‎ حال این سوال مهم مطرح است‎ ‎جایگاه این ولی امر ها در کجاست ؟‎ ولی امر ها باید در راس بیت العدل و در‎ ‎مقام ریاست دا یمی آن باشند‎ بنده تا کنون از جناب اسپرینگ سوال نکرده ام‎ ‎اما لازم است از ایشان بپرسم بر کدامیک از چندین دوره ای که بیت العدل تشکیل شده‎ ‎است ولی امر در مقام ریاست آن‎ حضور داشته است؟‎ جنابعالی با کدامین جواز‎ ‎بیت العدل بدون حضور ولی امر را قبول کرده اید؟‎ جنابعالی با کدامین مجوز‎ ‎متون صریح الواح وصایا و فرمایشات اولین ولی امر بهایی را ابطال مینمایید؟‎ آیا این نوع برخورد با روشنترین بیانات ، ناشی از فقدان ونبود تعقل در میان‎ ‎طرفداران نظریه انقطاع نیست؟‎ من تردیدی ندارم که شما به حقیقت بزرگ فوق‎ ‎آگاهی دارید اما فرار از این بن بست‎ غیر ممکن است‎ امیدوارم نظریات روشن‎ ‎جنابعالی را حول موضو ع فوق روشن فرموده و تجدید نظری در مبانی پاسخگویی بفرمایید‎ موفق باشید

 

جویا:

جناب اسپرینگ تا زمانی که متن اصلی در دست است استناد به متن ترجمه صحیح نیست. مفاوضات هم اینک پیش روی من است. من هم عینا از کتاب مفاوضات نقل کردم. جالب است که شما مرتکب فعل حرام شده و بیان جناب عبدالبهاء را بی اجازه ی ایشان تفسیر کرده اید. از کجا می فرمایید که منظور ایشان هر دو ظهور ( یعنی ظهور باب و بهاء ) بوده؟ میلی مدعی شده است که جناب عبدالبهاء در دنباله ی کتاب معین کرده که 20 نفر از آن 24 نفر چه کسانی اند. اولا نفرموده اید کدام کتاب؟ در مفاوضات خلاف فرمایش شما آمده است. به سخنان ایشان در مفاوضات دقت کنید و سپس نزد وجدانتان( اگر بیدار باشد) داوری کنید. 

ص 46 کتاب مفاوضات عبدالبهاء ( گفت و گو بر سر ناهار): 

و در هر دوری اوصیا و اصفیا دوازده نفر بودند. در ایام حضرت یعقوب دوازده پسر بودند و در ایام حضرت موسی دوازده نقیب رؤسای اسباط بودند( دقت کنید) و در ایام حضرت مسیح دوازده حواری بودند و در ایام حضرت محمد دوازده امام بودند( معنای امام در شیعه روشن است) ولکن در این ظهور اعظم( جناب اسپرینگ دقت کنید فرموده اند در این ظهور اعظم . این در فارسی اشاره به یک است.) بیست و چهار نفر هستند. دو برابر جمیع. زیرا عظمت این ظهور چنین اقتضا نماید. 

اینک دنباله ای که میلی مدعی آن بود: 

این نفوس مقدسه در حضور خدا بر تخت های خود نشسته اند. یعنی سلطنت ابدیه می کنند و این بیست و چهار نفوس بزرگوار هر چند بر سریر سلطنت ابدیه استقرار دارند، با وجود این به آن مظهر ظهور کلی ساجدند. و خاضع و خاشع و گویند که ترا شکر می کنم « ای خداوند قادر مطلق که بودی و هستی و خواهی آمد. زیرا قوت عظیم خود را به دست گرفته به سلطنت پرداختی» یعنی تعلیمات خود را به تمامه اجرا خواهی کرد و جمیع من علی الارض را در ظل خویش جمع خواهی نمود ....

 

میلیاردر:

من کی گفتم در دنباله کتاب گفتم بیشتر بخوانید هم اینک هم در حال پیدا کردن این اسامی هستم. شما هم کمی صبر کنید و برای دروغ گویی خود که 24 پیر را 24 ولی ذکر کردین چیزی نفرمایید. تا من برای شما دقیقا اسم آنها را بیاورم.

 

جویا:

بسیار خوب بگردید و هر گاه پیدا کردید خبرم کنید. یادتان باشد ایشان فرموده است در این ظهور اعظم. این ظهور یعنی بهائیت. بابیت ظهور جداگانه ای است که ماهیتا با بهائیت فرق دارد چون احکام باب بکش بکش و ضرب اعناق و حرق کتب و .. بوده ولی این ظهور اعظم بر وحدت عالم انسانی و شعار همه بار یک دارید و برگ یک شاخسار استوار است.

 

میلیاردر:

جناب جویا در کتاب مائده آسمانی جلد دوم صفحه 50 چنین نقل شده: 

"باب چل و یکم:در مورد 24 پیر کتاب یوحنای حواری در لوح مرحوم ناطق نیسانی حضرت عبدالبها میفرمایند: 

قوله الاحلی : از نفوس مبارکه اشخاص خمسه سئوال نموده بودی یکی از آنها حضرت متصاعد الی الله حاجی میرزا تقی افنان است. و در لوح احبای باد کوبه آقا موسی و آقا کیشی فرموده اند قوله الاحلی ...ولی در این ظهور اعظم دو برابرند در این دور بدیع هیجده نفر حروف حی و ذات مقدس حضرت اعی که جمعا 19 نفر میگردند ..." 

جناب جویا فکر میکنم مساله باید برای شما کاملا روشن شده باشد دوست داشتین به کتاب مائده آسمانی مراجعه کنید.حال کجای این معنی ولی امر میدهد؟ وسلام

جویای گرامی نمیخواهید برای ما تاویل و تفسیر بکنید من دیگر برای شما همه چیز را قرار دادم و حال باز اشکال گیری شما شروع شده این ظهور بدیع اگر نمیدانید تاریخش از سال 1260 شروع شده پس لطفا دوباره دلایل بنی اسرائلی نگرید اسمهارا هم که برای شما قرار دارم. 

حال بهتر است سریعتر به سئوالات من جواب دهید.

اگر هم نمیدانید متذکر شوم که حضرت بهاالله بسیاری از موارد زمان حضرت اعلی را از جمله همین بکش بکش و.. را برداشتند اما بعضی دیگر مانند تقویم دور بهایی را همانطور که حضرت اعلی درست کرده بودند پا برجا گذاشتند.باز دلیل بنی اسرائلی پیدا کن جناب جویا. 

مشروعیت بیت العدل هم که با این حساب درست در میاید و شما باید به سئوالات من جواب دهید.

 

جویا:

جناب میلی قربانت بروم تازه اگر هم چنین چیزی باشد تازه می شود تناقض آشکار در بیان حضرت ع. ع. عزیزم این ظهور اعظم چه ارتباطی به باب و حروف حی دارد؟ بابیت دین خشونت و کشت و کشتار بوده و این ظهور اعظم ندای همه بار یک دارید و برگ یک شاخسار سر می دهد. خدایا انصاف! انصاف!

مساله ی ولاة امر در مستقبل ایام را هم پاسخ دهید مدرکش هم کتاب دور بهایی. بخوانید و داوری کنید و پاسخ دهید

 

میلیاردر:

دوست گرامی تناقضش کجاست من نفهیمیدم؟!!!!!!!! فکر کنم بحث منو شما با هم فایده ندارده. من چی میگم شما چه میگویید گفته شده در این ظهور اعظم 24 نفر هستند و تنها اسم 20 نفر عنوان شده در کجا شما دیدید از حوادث گذشته یاد کنند؟؟ 

فکر کنم نخواندید چه گفتم عرض کردم برخی موارد حذف شده و برخی موارد وجود داره.در ضمن چه اشکالی دارد حروف حی مثل حواریون یا امامان مقایسه بشه؟ برای اثبات که میشود باید از بابیت شروع کنیم به حضرت اعلی ایراد میگیرد که بی سواد نبوده یا توبه نامه داره و... حال که ما خود داریم میگوییم باز میگویید چرا با دیانت بابی اثبات میکنیم؟؟جدا دیگه من موندم چه جوری با شما حرف بزنم . 

 

جویا:

اولا سلام. ثانیا متاسفم که با کسانی از بهائیت طرف هستم که اهل اصطلاح نیستند. عزیزان نخست لازم ‏بدانید که جناب عبدالبهاء و نیز پدر بزرگوارشان بسیاری از اصطلاحاتی را که به کار می برند از اسلام ‏آموخته اند. کلمات ولی و وصی و صفی و امام از اصطلاحات اسلامی اند که همگی به یک معنایند. و نیز ‏متاسفم که به عبارت جناب ع. ع بی توجهی می فرمایید. ایشان می فرماید: و در هر دوری اوصیا و اصفیا دوازده نفر‎ ‎بودند. در ایام حضرت ‏یعقوب دوازده پسر‎ ‎بودند و در ایام حضرت موسی دوازده نقیب رؤسای‎ ‎اسباط بودند و در ایام حضرت مسیح‎ ‎دوازده ‏حواری بودند و در ایام حضرت محمد دوازده‎ ‎امام بودند‎.‎ 

این اصطلاحات همگی معنای خاص خودشان را دارند اصلا کلمه ی ولی امر هم یک کلمه کاملا اسلامی و از نام های دیگر امام و وصی است. من چه کنم که شما اصطلاح نمی دانید و مرتب وقت مرا می ‏گیرید.

 

میلیاردر:

اولا سلام.ثانیا متاسفم با کسانی طرف هستم که قولشنا با عملشان فرق میکند.عزیزان نخست متذکر میشوم حضرت بهاالله و حضرت عبدالبها گفته اند تاویل و تعبیر در کتب نکنید. 

کلمات ولی و صفی و صفی و امام هیچکدام معنی ولی امر را نمیدهند زیرا ولی امر در دین با انچه که در اسلام وجود دارد کاملا متاوت است.و نیز ‏متاسفم که به بیانات حضرت عبدالبها بی توجهی می فرمایید. ایشان می فرماید: و در هر دوری اوصیا و اصفیا دوازده نفر‎ ‎بودند. در ایام حضرت ‏یعقوب دوازده پسر‎ ‎بودند و در ایام حضرت موسی دوازده نقیب رؤسای‎ ‎اسباط بودند و در ایام حضرت مسیح‎ ‎دوازده ‏حواری بودند و در ایام حضرت محمد دوازده‎ ‎امام بودند‎.‎ و به خاطر این این ظهور اعظم 24 نفر هستند که 20 نفر آنها مشخص شده حال در کجا این 24 نفر پدر بعد از پسر بوده اند که آنرا با اسلام مقایسه میکنید؟؟کدامشان مانند اسلام مسیحیت و ادیان قبل یک فرقه برای خود تشکیل داده؟؟ کدامشان یک کتاب مستقل دارد؟؟ و... 

جناب جویا متذکر میشوم ولی امرالله با آنچه که شما عنوان میکنید فرق دارد ما اصطلاحات را خوب بلدیم اما مثل اینکه برداشت شما از آیات غلط است بهتر است دیگر مجادله نکنید. 1 بار دروغ گفتید و حال میخواهید خود را از اتهام تبرعه کنید اما نمیتوانید.و دوباره بیانات نقض شما شروع شد برای مقایسه ولی امر به اسلام اکتفا میکنید اما وقتی ما میخواهیم بگوییم میگویید در دین شما چیز دیگری است. جدا جناب جویا ما چگونه با شما صحبت کنیم. 

شما چه نشانه ای میتوانید بیاورید که ولی امر جامعه بهایی مانند ادیان قبل است؟؟ ولی امر تنها مکز هدایت جامعه بهایی بوده و حتی حق تاویل و تفسیر را هم نداشته به همان کتاب دور بهایی مراجعه کنید وظایف ولی امر جامعه بهایی را با دیگر ادیان مقایسه کنید و چند نوع از تشابهات را عنوان کنید. 

موفق باشید. 

((به سئوالات جواب دهید)) 

*آیه در مورد تحریف که یا صراحتا اسم کتاب بیان شده باشد و یا کتب قبل را تحریف شده بداند بیان کنید. 

*آیه ای از انجیل که قرآن از آن یاد میکند بیان کنید. 

*در مورد حدیث جعلی هم بهتر است دلیل قانع کننده ارائه دهید.و بگویید چه کسی این حدیث جعلی را وارد بحالانوار کرده و هنوز هم چاپ میشود.زیرا شما کتب مارا قبول ندارید. 

*در مورد مسائلی هم که عنوان کردید برای تحریف لطفا سندیت قرآن ذکر کنید زیرا ملاک تشخیص تحریف از نظر شما قرآن است پس به آن استناد کنید.

*برفرض اینکه من تحریف انجیل را قبول کرده باشم لطفا در مورد تورات و دینکرد هم از قرآن سند قرار دهید.که خدایی در آنها انکار شده. 

به سئوالات جناب اسپرینگ یادتان رفته جواب بدهید. منتظر جواب شما هستم.

 

جویا:

میلی عزیز قربانت بروم به چه چیز سخیفی استناد می کنی. مساله ی تقویم مهم است یا مساله احکام بیان که تماما خشونت و کشت و کشتار و سوزاندن بوده؟ بالاخره نفرمودید دین باب جزء این ظهور اعظم است یا خیر؟ اگر بگویید آری باید به احکامش هم گردن نهید. که از جمله ی احکام باب سوزاندن همه ی کتاب ها به جز کتاب بیان است. اگر خیر، بنابراین جناب ع. ع نمی تواند حروف حی و باب را جزء آن 24 نفر به حساب بیاورد.

ضمناالبته مطلب قبلی به موضوعی که شما در صفحه ی قبل گفته اید مربوط می شود اما پاسخ مطلب اخیر: 

میلی جان به این سادگی از بحث ولی امر نمی توانی بگریزی. با عنوان کردن سئوال از من هم نمی توانی از ‏چنبره ی بحث ولی امر بگریزی. بحث ولی امر چالش جدی در بهائیت است این را اگر نمی دانی عزیزم ‏بدان. مرا مجبور می کنی که مرتب مطالب را نقل کنم چون تلاش می کنی از این چنبره نجات یابی ولی ‏ممکن نه! دوباره می گویم: ‏

مساله ی ولایت امر در بهائیت به همان اندازه مهم است که امامت در اسلام و بلکه مهمتر است. به بیانات ‏جناب سامان توجه کنید: حضرت ولی امرالله - آن کسیکه اهل بها و جنابعالی و بنده باید‎ ‎از ایشان و‎ ‎فرمایشاتشان اطاعت نماییم - به این روشنی میفرمایند‎ 

ولی امر حاضر و ولاة‎ ‎امر در مستقبل ایام باید با اقوال‎ ‎و اعمال خود کا ملا به حقیقت این اصل مهم آیین‎ ‎نازنین ما شهادت دهند‎ معنی بعضی لغات بیان مبارک که برای جناب اسپرینگ هنوز‎ ‎روشن نیست‎ ولاة امر جمع ولی امر است یعنی ولی امر ها‎ مستقبل‎ ‎یعنی ا ینده‎ معنی جمله مبارک فوق اینست بعد از حضرت شوقی افندی ولی امر‎ ‎های دیگری در‎  راس رهبری امر بهایی قرار خواهند داشت‎ حال این‎ ‎سوال مهم مطرح است‎ ‎جایگاه این ولی امر ها در کجاست ؟‎ ولی امر ها باید‎ ‎در راس بیت العدل و در‎ ‎مقام ریاست دا یمی آن باشند‎ بنده تا کنون از‎ ‎جناب اسپرینگ سوال نکرده ام‎ ‎اما لازم است از ایشان بپرسم بر کدامیک از چندین دوره‎ ‎ای که بیت العدل تشکیل شده‎ ‎است ولی امر در مقام ریاست آن‎ حضور داشته است؟‎ جنابعالی با کدامین جواز‎ ‎بیت العدل بدون حضور ولی امر را قبول‎ ‎کرده اید؟‎ جنابعالی با کدامین مجوز‎ ‎متون صریح الواح وصایا و فرمایشات‎ ‎اولین ولی امر بهایی را ابطال مینمایید؟‎ آیا این نوع برخورد با روشنترین‎ ‎بیانات ، ناشی از فقدان ونبود تعقل در میان‎ ‎طرفداران نظریه انقطاع نیست؟‎ من تردیدی ندارم که شما به حقیقت بزرگ فوق‎ ‎آگاهی دارید اما فرار از این بن‎ ‎بست‎ غیر ممکن است‎ امیدوارم نظریات روشن‎ ‎جنابعالی را حول موضو ع‎ ‎فوق روشن فرموده و تجدید نظری در مبانی پاسخگویی بفرمایید‏‎ موفق باشید

 

میلیاردر:

به به مجددا جناب جویا اگر نمیدانید به اطلاع میرسانم کتاب بیان با آمدن کتاب اقدس نسخ شده .و مجددا یاد آوری میکنم تنها دستورات و احکامی مورد قبول واقع شده که معنای همان همه بار یک دارید و برگ یک شاخسار را برساند. 

دین باب هم جز این ظهور است در مورد احکام هم گفتم ولی شما انگار ندید دوباره تکرار کردم. فکر کنم دوباره باید بیان خود حضرت اعلی را بیاورم که میگویند با آمدن ظهور جدید این کتاب یعنی بیان نسخ میشود.((معنی نسخ را که انشاالله میدانید؟؟)) 

عزیزم فکر کنم من از شما بهتر به دستورات دینم آگاه باشم وبدونم معنی ظهور اعظم یعنی چه و اگر شما متنی آوردی که گفته باشد دقیقا یعنی بهایی حق با شماست. 

در مورد ولی امر هم وقتی به یکی از سئوالات من جواب دادید همان متن انگلیسی را میگویم جناب اسپرینگ برای شما ترجمه کند تا قشنگ مساله برای شما روشن شود. 

جناب جویا قانون را فراموش نکن یک بار شما توپ فرستادی و حالا من فرستادم ((البته شما بیشتر توپ فرستادی و میخواهی قانون شکنی کنی)). به یکی از سئوالات به دلخواه خود پاسخ دهید.و هر وقت پاسخ دادید بگویید که منم جواب شمارا بدم و از این بحث 24 ولی که دیگه کاملا روشن شده بیایید بیرون زیرا بیشتر از این لازم نیست دروغ خود را عنوان کنید و باز به دروغ برای ما مدرک تراشی بکنید. 

تا بعد..

 

جویا:

خوب عزیز دل برادر من هم همین را می گویم: با آمدن بهائیت، بابیت، فاتحه! خودت هم می گویی ظهور جدید. تو را به خدا طفره نرو و روشن و صریح بگو: دین باب که سوزاندن کتاب و کشتن نفوس است با دین بهاء که روح و ریحان است، روی هم یعنی ظهور اعظم!!! دیده بگشایید ای میلی جان و اسپرینگ جان و همه ی بهائیان! 

در ضمن در باره ی متن انگلیسی که مرتب آن را به رخ می کشید من قبلا هم جواب دادم: بیانات حضرات پیشوایان بهایی یا عربی است و یا فارسی. به جز شوقی افندی که انگلیسی می دانسته بقیه ی سران امر از جمله جناب ع. ع( هر چند ایشان علاقه ی خاصی به انگلستان و امپراطور جرج پنجم داشته و در حقش دعا کرده ) انگلیسی را بلد نه! 

بنابراین تا زمانی که من متون اصلی را در اختیار دارم از متون خارجی استفاده نمی کنم چون به آن ها اطمینان ندارم وقت مقایسه هم ندارم. میلی جان بگیر که توپ آمد. در ضمن قربانت بروم من هرگز به این سادگی از بحث ولی امر دل نمی کنم. کیان و اساس امر به بحث ولی امر راجع.

 

میلیاردر:

کی گفت بابیت فاتحه؟؟ 

جدا که دیگه از حرف زدن با شما خسته شدم خوبه دارم میگم گفتم احکام نسخ میشه اگر شما جایی دیدی که گفته شده باشه بابیت قبول نیست به منم نشون بده چرا همه چیو اونجور که میخوای برداشت میکنی؟ آقای محترم عرض کردم احکام کتب نسخ شده .((یعنی باطل شده احکام کتب ارزشی ندارد اما جایی گفته نشده بابیت ارزشی ندارد)) تورو خدا طفره نرو گفتم متنی بیاور که این دو ظهور را جدا بداند. یا آیه ای بیاور که بگوید بابیت کشک است. ((برای بار چندم عنوان میکنم احکام بابیت نسخ شده)) 

توپ را گرفتم جناب جویا ما هم به همین راحتی اطلاعات در اختیار شما نمیگزاریم . هر وقت که به یکی از اونها جواب دادین با هم بحث میکنیم که الان تبدیل به جدل شده که با روح دیانت بهایی سازگار نیست اما چه کنم که قانون بازی شماست

 

جویا:

قربانت بروم نسخ یعنی فاتحه. در ضمن چون دیر به این تاپیک رسیدم مجبورم جوابی را که خواسته بودید( البته بدون جدل) برایتان بگذارم 

میلی عزیز که همانند میله ای فولادین در برابر استدلال ها ایستادگی می کنی. مقاومتت را می ستایم. ‏خطاب به تو و همه بهائیان ناظر این مباحث لازم است عرض کنم که میلی جان من از آن جا که از عهده ی ‏بحث ولی امر بر نمی آید می خواهد مرا به بی راهه بکشاند. سئوالات ایشان ربطی به مباحث ما ندارد. لطفا ‏دقت کنید. ایشان مدعی شد که در حدیثی آمده است که حضرت محمد ادعای خدایی کرده است و خواست ‏ادای مرا در آورد و گفت اگر چنین حدیثی بود من چه عکس العملی نشان می دهم؟ من هم گفتم: قاطعانه ‏می گویم آن حدیث جعلی است. حالا این عزیز دوست داشتنی چسبیده به اینکه حدیث جعلی چیست و ‏چرا در کتاب آمده. مادری به فرزندش گفت: قربان چشمان بادامی ات بروم. پسرک به یاد بادام افتاد و ‏گفت: مامان من بادام می خواهم. میلی جان بحث حدیث جعلی و اینکه چرا در کتاب ها آمده را جواب داده ‏ام منتهی تو عزیز تو دل برو می خواهی بحث را منحرف کنی و نگذاری تکلیف ولی امر روشن شود. ‏

و اما مساله ی تحریف. لطفا شما خونندگان گرامی و نیز تو میلی محترم و نیز اسپرینگ نازنین خودم توجه کنید. قرآن یک حکم کلی داده و تکلیف را روشن کرده است. قرآن می فرماید: اگر این کتاب از جانب غیر خدا می بود در ان اختلاف بسیار می یافتید. بنا براین هر کتابی که در آن اختلاف و تناقض باشد، از جانب خدا نیست. میلی جان دقت کن. چون در تورات و انجیل و کتاب های باب و بهاء اختلاف و تناقض هست، از طرف خدا نیست. خلاص. عزیزم قرآن که لزومی ندارد آن گونه که حضرت عالی میل دارید مطلب را بیان کند. آن گونه که خود می خواهد می فرماید. آری این ملاک جاودانه است. در هر کتابی که تناقض و اختلاف یافتید بدانید که از جانب خدا نیست. مثل همان داستان ولی امر و عقیم بودن بودن شوقی. مثل اختلافاتی که در حتی انجیل های چهارگانه با هم دارند. ولی میلی جان بحث ولی امر و قانونی نبودن بیت العدل هم چنان باقی است

در ضمن فراموش کردم بگویم احکام نسخ شده آن هم با آن شدت و حدت (که اگر خواستید برایتان می آورم ولی خدا وکیلی آبرو ریزی است، ) یعنی همان لفظی که به کار بردید . فرمودید کشک؟

 

تمام حقوق این پورتال برای مؤسّسه بهائی‌پژوهی محفوظ است.

کپی‌رایت© بهائی‌پژوهی؛ ۱۳۹۷-۱۳۸۵.

Back To Top