سر در گمی در تبیین مقام رهبران بهایی(1)

نخستین و مهم ترین نکته در برخورد اندیشگی با بهائیان این است که باید از آنان خواست باید نخست اثبات کنند که بهائیت دینی آسمانی است آن گاه به بیان تعالیم آن بپردازند. ممکن است جناب بهاء الله یا عبدالبهاء یا شوقی افندی حرف های خوبی زده باشند، اما مهم آن است که ثابت شود آن حرف ها از سوی خداوند است. 

نخست باید اثبات کنند که بهاء الله چه کاره است .آیا پیامبر است یا ظهور کلی الاهی و موعود بیان است یا خداست! البته پیش از آن باید ثابت بفرمایند که جناب باب کیست؟ آیا قائم آل محمد است یا باب امام زمان است یامبشر بهاء الله است یا پیامبر خدا و آورنده ی شریعت جدید است؟ این ها مباحثی است که در اولویت نخست است. این ها که ثابت شد، تا اینها روشن نشده نباید به تعالیم آنان پرداخت .

 

باید عرض کنم پیروان تمامی مکاتب حق و باطل معتقدند که آیین آن ها ‏بهترین آیین است. و البته می دانید که صرف این پندار و ادعا دلیل حقانیت هیچ دینی نمی شود. باید برای ادعای خود استدلال نمایند نه اینکه عقیده شان را قطعی و حق فرض کرده به جای استدلال مدعی همطرازی با ادیان الهی شوند.اهل بهاء برای اثبات دین بودن خود باید برهان بیاورند. بهترین دلیل به نظر ‏بنده بیانات پیشوایان بهایی است.

به عنوان مثال مسلمانان بنا بر آیات شریفه ی قرآن و بیانات رسول اکرم ‏و امامان معصوم علیهم السلام دیانت اسلام را آخرین ادیان می دانند. از آن جا که بهائیان چاره ای ندارند که ‏قرآن و اسلام و نظر پیشوایان دین اسلام را بپذیرند، چاره ای از پذیرش خاتمیت ندارند و جالب تر آن ‏است که خود آنان نیز به این امر معترفند.

یعنی اگر خود بهاء الله به روشنی و صراحت گفته باشد که ‏رسالت و نبوت به وجود مقدس حضرت محمد پایان پذیرفته است، دیگر جای هیچ گونه چون و چرا ‏وجود ندارد. در ضمن حتما می دانید که تفسیر و تأویل بیانات پیشوایان بهایی به هیچ روی جائز نیست. ‏یعنی سخن صریح بهاء الله را هیچ کس حق ندارد توجیه و تأویل و تفسیر کند. 

اکنون به این سخن ایشان ‏در کتاب اشراقات ص 293 توجه بفرمایید:

" الصلوة و السلام علی سید العالم و مربی الأمم. الذی به انتهت ‏الرسالة و النبوة و علی آله و اصحابه دائماً أبداً سرمداً." 

توجه کنید که ایشان اصل رسالت و نبوت را پایان ‏یافته فرموده است این را عرض کردم که به ماجرای قدیمی دور و کور و از این قبیل استدلال نفرمایند.‏ 

 

بنا بر این اصلی ترین نکته در باره ی بهائیت آن است که اثبات شود آیاجناب بهاء الله مبعوث من عند الله است؟ معلوم شود که ایشان از طرف خداوند آمده است و با اخبار آسمان در ارتباط است یا خیر ؟ نخست تکلیف این بحث را روشن بفرمایند. به چه دلیل ایشان را پیامبر می دانند. اگر بفرمایند به دلیل بشارت جناب باب به ایشان، عرض خواهیم کرد: به چه دلیل باب را از جانب خدا می دانند؟

ودر این مسیر باید به سخنان خود رهبران رجوع نموده از طرف خود چیزی نگویند و روشن نمایند اگر رهبرانشان در باره خود مطالبی کفته آیا ملتزم به بیانات حضرات هستند؟

از این رو روشن بفرمایند که اگر حضرت نقطه ی اولی و جناب بهاء الله و عبد البهاء و شوقی افندی، که قولشان را من عند الله می دانند، در باره ی دیانت بهایی و ادعاهای مربوط به آن مطالبی فرمودند، آیا بدون آن که آن را تأویل و تفسیر کنید، می پذیرند یا خیر. توجه داشته باشید پیشتر هم گفته ام اصولا نمی توانید از گریزگاه هایی مانند: سری است از اسرار خدا و از این قبیل استفاده فرمایند. 

به هر صورت از جناب باب شروع می کنیم. بهائیان گفته اند ایشان ابتدا خود را باب امام زمان معرفی فرموده و سپس قائمیت خود را اعلام کردند و سپس دیانت جدید بابی را آوردند و شریعت اسلام را نسخ نمودند و در پایان به آمدن من یظهره الله ( که باید اثبات فرمایند منظور او جناب بهاء الله بوده است) بشارت دادندو می گویند به وجود حضرت محمد (ص) ختم نبوت و رسالت شده است ولی بهالله مظهر ظهور الهی است نه رسول یا نبی الهی و در واقع حضرت محمد ختم رسالت و نبوت بودند ولی با ظهور حضرت بهالله دور جدیدی با مظهریت ایشان شروع شده است. و می گویند آیاتی در قرآن است که مدل بر ظهورات اینده الهی است از جمله : سوره اعراف آیه 24 و 35 و 36 

" لکل امه اجل فاذا جاء اجلهم لایستاخرون ساعه و لا یستقدمون. یا بنی آدم اما یاتیکم رسل منکم یقصون علیکم آیاتی فمن اتقی و اصلاح فلا خوف علیهم و لا یحزنون والذین کفروا و کذبو بایتنا و استکبروا عنها اولئک اصحاب النار هم فیها خالدون." و می گویند:

فعل{ یاتیکم } دلالت بر آینده داشته و نشان از آمدن ر سولان جدید در آینده دارد.

در مورد مقام بهاء الله نیز می گویند او ظهور کلی الاهی است .می گوئیم ظهور کلی الاهی یعنی چه؟ نبی و رسول که نیستند پس چه هستند؟

بنا بر تعالیم اسلام و قرآن که بهائیان هم آن را باید قبول داشته باشند، سرآمد و اجل امت اسلام روز قیامت است. آری هر امتی اجلی دارد و اجل امت اسلام هم معلوم است که روز قیامت است . چون پیامبر اسلام فرموده است: حرام محمد حرام الی یوم القیامه و حرامه حرام الی یوم القیامه. آیه ی بنی آدم هم خطاب به فرزندان آدم است پس از هبوط حضرت آدم به کره ی خاکی که خداوند به آنان می فرماید: اگر پیامبرانی به سوی شما بیایند که حتما می آیند از آنان پیروی کنید. این بیان نقل یک ماجرای تاریخی است. خداوند در بیان داستان حضرت آدم و فرزندانش به آنان بشارت می دهد که پیامبران خواهند آمد اگر از ابتدایی ترین روش های داستان نویسی مطلع باشیدخواهید دانست که در نقل داستان به کار بردن فعل مضارع مانعی ندارد. از گذشته برای آینده خبر داده اند آیه ی مورد استناد از سوره ی اعراف مربوط به داستان حضرت آدم و فرزندان او پس از هبوط به زمین است و بشارت به آمدن پیامبران در آینده برای آنان دارد

هر امتی اجلی دارد و اجل امت اسلام هم قیامت است یعنی پایان جهان. 

پس هیچ دلیلی برای اثبات مقام آنان ارائه نمی دهند.

اگر بگویند :شما اسلام را ثابت کن تا من همانطور بهائیت را برای شما ثابت کنم می گوئیم دست از حیله بردارید زیراشما اسلام را قبول دارید. در نتیجه ما در اثبات اسلام با شما مشکلی نداریم. مهم اثبات بهاء الله است به وسیله ی شما که نمی دانیم چگونه می خواهید آن را ثابت کنید!یکی از آن آیات را که در اثبات حضرت بهاء الله کار ساز است بیان فرمایید. یکی از آن آیات را که بیانگر و اثبات کننده ی ادعای ایشان باشد ذکر کنید البته قبلا گفته ایدایشان رسول و نبی نیستند پس چه هستند؟! 

ایشان چه کاره بوده اند که احکام هم صادر فرموده اند؟در حال مطالعه بعضی نصوص بهائی مطلب جالبی را در کتاب قاموس ایقان نوشته عبدالحمید اشراق خاوری دید ه شدکه دلیل بر همین مطلب بود که آنان نبوت و رسالت را به وجود پیامبر اکرو ختم شده می شمرد: 

"جمال مبارک -منظور بهاءاله است-در آیات مقدسه بصراحت ذکر کرده اند که نبوت ورسالت بحضرت محمد(ص)انتهی یافت وختم شد." جلد ا ص 303و304 

سوال این است که اگر نبوت ورسالت تمام شده پس مقام آقایان چیست؟

 

تمام حقوق این پورتال برای مؤسّسه بهائی‌پژوهی محفوظ است.

کپی‌رایت© بهائی‌پژوهی؛ ۱۳۹۷-۱۳۸۵.

Back To Top