ریمی جانشین شوقی افندی

پس از عبدالبها ،شوقی افندی بر کرسی رهبری بهائیت قرار گرفت و شوقی چون فرزند نداشت برای پس از خود چارلز میسن ریمی را جهت رهبری بهائیان تعیین نمود اما تحولات درونی تشکیلات بهایی پس از شوقی ،بهائیت را به دو شاخه منشعب نمود. گروهیرهبری میسن ریمی را گردن نهادند و گروهی که اکثریت بودند از بیت العدل تبعیت نمودند

 

این مقاله توسط معتقدان به ریمی نگارش یافته است:

حضرت شوقی ربانی از ابتدای جلوس بر کرسی ولایت امرالله بموجب نصوص صریحه مصمم بودند بر حسب دستوری که در الواح وصایا تصریح و تاکید کرده بود : 

"" ای احبای الهی ولی امرالله در زمان حیات خویش من هو بعده را تعیین نماید تا بعد از صعودش اختلاف حاصل نگردد. "" 

اقدام به تعیین من هو بعده فرمودند ولی چون در بدو امر شرایط لازم فراهم نبود این امر به تاخیر افتاد تا تاریخ 1951 که طی تلگراف مشروحی خطاب به محفل ملی امریکا می فرمایند : 

"" رشد کنونی محافل نه گانه ملیه من را بر آن می دارد که تصمیم تاریخی خویش را اتخاذ نمایم و آن تصمیم خطیر تاریخی تعیین هیات بین المللی بهایی بود که بعنوان بیت عدل جنینی تعیین و تسمیه گردید "" 

و خط مشی آن هیات را تعیین فرمودند و ان هیات می بایست مراحلی را طی نماید و بعد خود آن هیات تبدیل به بیت عدل عمومی گردد و در اخر می فرمایند 

""در کور پانصد هزار ساله بهایی هیچیک از تشکیلات امری از حیث رتبه و مقام به پای آن هیات نمی رسد "" 

و تاکید می فرمایند: 

 

"" بشارت این تاسیس را بوسیله لجنه ارتباط به عموم یاران شرق و غرب ابلاغ نمایید "" 

همچنین در لوح 105 که به افتخار احبای شرق صادر فرمودند میفرمایند: 

"" این نظم بدیع ... بر دو رکن رکین استوار رکن اول و اعظم رکن ولایت الهیه که مصدر تبیین است و رکن ثانی بیت عدل اعظم الهی که مرجع تشریع است "" - 

تا انجا که میفرمایند

-"" انفصال رکنین نظم بدیع نیز از یکدیگر ممتنع و محال """( لوح 105 صفحه 21) 

و همچنین میفرماید: 

" هر گاه ولایت امر از نظم بدیع حضرت بهاالله منتزع شود اساس این نظم متزلزل ...بدون این موسسه وحدت امرالله در خطر افتد و بنیانش متزلزل گردد و از منزلتش بکاهد و از واسطه فیضی که بر عواقب امر در طی دهور احاطه دارد بی نصیب ماندو هدایتی که جهت تعیین حدود و وظائف تقنینیه منتخبین ضروری است سلب شود." کتاب دور بهایی به قلم ولی اولای امرالله 

"" با حذف موسسه ولایت امر نظم جهانی نظم جهانی حضرت بهاالله تحریف شده و برای همیشه از آن اصل موروثی که طبق نص حضرت عبدالبها همیشه مورد حمایت قانون الهی بوده است محروم میگردد."" کتاب نظم جهانی صفحه 21 

به هر حال براساس نصوص فوق ودهها نص دیگر چون ولی اول امرالله اولادی نداشتند برای حفظ سلسله اولیای امرالله جناب چارلز میسن ریمی ولی ثانی امرالله را که بزرگترین و صالح ترین فرد جامعه بهایی بودند به سمت رییس بیت عدل جنینی تعیین و تنصیص فرمودندو ایشان از سال 1951 به ریاست بیت عدل جنینی منصوب و به خدمات عالیه امریه منصوب گردیدند.

****************

(علاقمندان می توانند به این سایتها مراجعه کنند : 

www.bahai-guardian.com 

www.answeringbahaullah.com 

www.formerbahais.com 

***************** 

شوقی ربانی اولین ولی امر جامعه بهایی در مقایسه بین رهبری در این دیانت و سایر حکومت ها می فرماید :

" بعلاوه نفسی که در این ظهور اعظم بر حسب اصل توارث بر کرسی ولایت جالس است خود مبین کلمه الله است ودر بالنتیجه بر حسب سلطه واقعی که به وی تفویض گشته مانند هیچ یک از سلاطینی که در حکومات مشروطه معموله قدرتی نداشته – جز مقام اسمی ندارند- نیست."نتیجه فرمایش فوق را جهت اطلاع دوستان عزیز خلاصه می نمایم 

1- در این ظهور اعظم بر حسب اصل توارث باید مبین کلمه الله برای همیشه وجود داشته باشد.

2- مقام تبیین اصلی است که تفویض می شود.

3- مقام ولی امر تمامی قدرت را در دست دارد و کس دیگری مالک آن نیست.

ملاحظه می فرمایید که انفصال ولی امر از جامعه بهایی - که بعد از درگذشت اولین ولی امر بهایی انجام شد- به تعبیر میسون ریمی توطئه طراحی شده ایادیانی بود که جام خیانت را سر کشیدند و الواح وصایا را با عمل خود از جامعه سلب نمودند.انفصال ولایت امر از جامعه بهایی از سوی ایادیان – به واسطه حسادتی که نسبت به میسون ریمی به عنوان ولی امر دوم داشتند– صورت پذیرفت.ولی امر دوم از این عمل ایادیان در دشمنی با او به توطئه و عناد با امرالله یاد مینماید.

به تعبیر دیگر این انفصال و حذف رکن ولایت امر گناهی است نابخشودنی که متوجه ایادیانی است که هرگز دارای چنین اختیاری نبودند تا امر مبارک را از مقام عصمت مصون از خطا محروم نمایند.

میسون ریمی ولی امر دوم بهایی در پیام 1958 خود می فرماید:

".... امر اعظم جمال کبریا با حذف مقام ولایت امرالله از صیانت اصلییه و عصمت کبرای الاهیه محروم شده ... " 

تمام حقوق این پورتال برای مؤسّسه بهائی‌پژوهی محفوظ است.

کپی‌رایت© بهائی‌پژوهی؛ ۱۳۹۶-۱۳۸۵.

Back To Top