بیت العدل و تبلیغ

بیت العدل در پیام مورخه هشتم فوریه 2013 خطاب به بهائیان جهان برای جذب مشارکت جوانان جهت تشکیل 95کنفرانس در تابستان 2013 در کشورهای گوناگون مطالبی دارد. بیت العدل وفق رویه همیشگی برای تشویق به تبلیغ ،در این پیام نیز از آحاد بهائیان می خواهد تا جانفشانی نموده تلاش نمایند تا غیر بهائیان را که محروم از نعمت بهائیت هستند بسوی بهائیت تبلیغ نمایند تا آنها نیز از این محرومیت نجات یابند و در زمره محرمان در آیند! 

در فراز پایانی این پیام میگوید: 

"دوستان محبوب، برای هر نسلی از مؤمنین جوان فرصتی مغتنم پیش می‌آید تا خدمتی منحصر به زمان خود به مقدّرات عالم انسانی ارائه دهد... جوانانی که سرمشق‌شان حضرت عبدالبهاء و سعی‌شان بر این خواهد بود که "محرومان ناسوت را محرمان لاهوت" گردانند؛ جوانانی که وقوفشان بر نقایص و نارسایی‌های کنونی جامعۀ بشری، آنان را به کناره‌گیری از اجتماع سوق ندهد بلکه به کوشش برای تقلیب آن مصمّم سازد؛ و جوانانی که به هر قیمت، از نادیده گرفتن بی‌عدالتی‌های فراوان اجتماعی به هر شکل و صورتی، امتناع ‌ورزند و با جدّیّت تلاش نمایند تا "انوار عدل عالم را احاطه نماید." 

بیت العدل تکمضراب تبلیغ را در پیام های سالهای قبل نیز داشته است برای نمونه در پیام 7 جون 2007 و 28 فوریه 2005 خود خطاب به هیئت یاران ایران که همان اعضا محفل ملی می باشند بیانیه ای ارسال نموده و از آن ها درخواست کرده بود تمهیدات لازم جهت مطالعه پیام مذکور برای خانواده های بهائی فراهم نمایند. پیام مذکور و هم چنین پیام 28 فوریه 2005که به آن اشاره گردیده دارای مطالب بسیار مهمی در رابطه با تبلیغ فردی و اطاعت از حکومت نکاتی را یادآور می شود.در این مقاله برآنیم دیدگاه بیت العدل را درباره تبلیغ بهائیت در اقصی نقاط دنیا بررسی کنیم.

 

محورهای اصلی پیام بیت العدل درباره تبلیغ

الف: تشویق بهائیان به تبلیغ و ممانت از خروج آن ها از ایران 

ب: القا این نکته که تبلیغ فردی با حکم اطاعت از حکومت تعارضی ندارد. 

ج: تبلیغ فردی از امور وجدانی است و کسی نمی تواند، حتی حکومت، بهائیان را از تبلیغ منع نماید. 

د: اطاعت از حکومت فقط در امور اداری است و در مسائل اعتقادی بهائیان شهادت را بر اطاعت ترجیح میدهند. 

هـ. با یک ترفند زیرکانه می خواهد به اصحاب حکومت بگوید ما تشکیلات نداریم و اگر هم تبلیغ می کنیم این تبلیغ فردی است و ربطی به تشکیلات ندارد مانند نماز و روزه و سایر اعمال عبادی است بنابراین کسی نمی تواند مانع امر تبلیغ فردی شود. 

ز: اصرار بر این نکته که در ایران نفوس مستعده برای قبول آئین بهائی زیاد هستند لذا فرصت را غنیمت شمرید و زمان را از دست ندهید و به تبلیغ نفوس بپردازید. 

 

نکاتی پیرامون پیام بیت العدل

1-اصولاً تبلیغ اعم از فردی و غیر فردی،امری است اجتماعی چون روح و حقیقت تبلیغ برقراری ارتباط است با دیگری و یا دیگران تفاوتی هم نمی کند که شما به تنهائی تبلیغ کنید و یا به صورت گروهی مهم برقراری ارتباط است که حقیقت تبلیغ می باشد بنابراین امر تبلیغ فردی ،علی رغم انفرادی بودن آن به جهت ماهیت عمل ،وارد حوزه اجتماعی می گردد و دیگر مشمول احکام و قوانین حوزه فردی نخواهد بود. 

لازم به ذکر است امور وجدانی و معنوی و اعتقادی تا زمانی که در حوزه فردی است کسی نمی تواند از آن مطلع گردد چه برسد بخواهد مخالفت و ممانعت نسبت به آن اعمال نماید. 

البته بیان اعتقادات و تشریح آن و اصرار بر درستی آن و اثبات برای دیگری و ایجاد بسترهائی جهت انتقال این اعتقاد و فکر به دیگری طبیعتاً از حوزه فردی خارج می گردد و تابع احکام خاص عمل در حوزه اجتماعی می شود. 

2-اگر کسی مختصری با ساختار تشکیلات بهائی آشنا باشد می یابد تبلیغ فردی بدون تشکیلات بی معنا است و اساساً عنوان فردی کوششی است برای گریز از فشارهای اجتماعی و حکومتی جهت ممنوعیت تبلیغ در ایران همین پیام از چه طریق به بهائیان ایران رسیده به غیر از طریق تشکیلات؟ توسط چه کسانی توزیع شده است؟ به غیر از ناظمین ضیافات 19 روزه که قاعده هرم تشکیلات بهائی می باشد مگر به همه بهائیان توصیه نمی شود در امر تبلیغ از رهنمود های کتاب های روحی که توسط بیت العدل تهیه شده استفاده نمائید. پی گیری امر تبلیغ فردی و نتایج حاصل از آن چگونه خواهد بود؟ جز از طریق تشکیلات؟ 

بنابراین تبلیغ فردی (با این توضیح که تبلیغ فردی امری وجدانی و شخصی است و حتی در صورت فرمان حکومت هم غیر قابل ترک می باشد) یک ترفند سیاسی است از سوی بیت العدل در جهت پیشگیری اقدام دولت برای ممنوعیت تبلیغ در ایران. 

3-با توجه به همه مطالبی که در امر تبلیغ و حیاتی بودن آن گفته شد چرا تبلیغ در اسرائیل برای بهائیان ممنوع است؟ 

آیا این امر وجدانی –اعتقادی- شخصی در نقاط مختلف جهان فرق می کند؟ 

آیا تعریف وجدان در امور وجدانی در اسرائیل و ایران متفاوت است؟ 

آیا تعریف حکومت و اطاعت از آن و احکام مربوطه نسبت به دولت های مختلف گوناگون است؟ 

این جاست که پارادوکس تبلیغ فردی و اطاعت حکومت از پیام بیت العدل بیرون می زند. 

4- بر اساس نصوص بهائی مفسر و مبین آیات فقط جناب عبد البها و شوقی ربانی هستند در حالی که بیت العدل در حال حاضر هر گونه که بخواهد احکام قطعی و مصرح مانند اطاعت از حکومت که یک حکم کلی است را آن چنان که نیاز دارد تفسیر و تبیین می نماید... 

چنانکه می دانیم تشکیلات بهایی (بیت العدل) با امثال این پیام ها و دستور به تبلیغ ، وارد یک ماجراجوئی خطرناک می شود تا برنده اصلی آن خود او باشد.برای او فرقی نمی کند در این میان ضایعه ای رخ دهد چه در میان بهائیان چه مسلمانان و چه نیروهای حکومتهای اسلامی.در این بازی قدرت ، بیت العدل به پیروزی خود می اندیشد. 

 

بیت العدل چرا ماجراجویی میکند؟

به نظر می رسد امروز بیت العدل نجات خود را در ا این ماجراجوئی ها می داند چون سالهاست که وعده داده اوضاع درست می شود و نشده است!بدین ترتیب حواس بهائیان را از شکست هائی که هر روز بر اثر رخداد های متوالی نصیبش می شود منصرف نموده در گیر مسائل دیگر نماید. 

شکست هائی که این روز ها بیت العدل را می آزارد و به انفعال می کشاند: 

1- رشد بهائیان ارتدکس که بیت العدل را قبول ندارند و آن را بدلی می نامندوشعب خود را هر روز در کشورها زیاد تر می کنند. 

2-رشد بهائیان روشنفکر که به مخالفت با بعضی تصمیمات بیت العدل می پردازند و از دستورات او سرپیچی می کنند و تن به سانسورهائی که می خواهد در کتابهاشان که جدیدا تالیف می کننداعمال کند نمی دهند و برای خود شان سایت و تشکیلات راه انداخته اند. 

3-خروج بعضی بهائیان از بهائیت و بعضا مسلمان شدن آنها و اقدام آنها به افشاگری در مورد نقشه های بیت العدل و تشکیلات بهائی در مبارزه منافقانه با ادیان ابراهیمی (برخلاف ظاهری که خود را مدافع نشان می دهند) و پرده برداری آنهااز تناقضات بهائیت. 

4-رشد سایت های منتقد بهائی در فضای اینترنت که از نظر علمی اعتقادات بهائی را به شدت به چالش کشیده ونشان می دهد که پاسخ متینی برای نقدها ندارند. 

5- نا کارآئی تبلیغی سایت های یکطرفه بهائی که تنهابه قاضی رفته و راضی برمیگردند! 

6-دروغ در آمدن وعده هائی که در مورد ایران می دادند که "عنقریب همه در ظل امر در می آیند و سلطنت کلیه و فتح الفتوح خواهد شد".

7-آگاه شدن تدریجی افکار عمومی جهانی از واقعیت نداشتن شعارهای فریبنده وحدت عالم انسانی و تساوی حقوق رجال و نساء با آشکار شدن اختلافات بها و ازل و عباس و محمد علی و فحش های رکیک آنها به یکدیگر و تناقضات موجود در کتب و تحریفات بیت العدل و... 

و موارد بسیار دیگر که برای پوشاندن آنها بیت العدل باید به این ماجراجوئی ها دست بزند! 

 

ممنوعیت تبلیغ در اسرائیل

از ابعاد مختلفی می توان وجود این حکم در آیین بهاییت را بررسی کرد که بررسی آن به هر شکل ممکن ، با توجه به مطالبی که در ادامه ارائه خواهم کرد به آشکار شدن یک تناقض و دوگانگی در رفتار سران تشکیلات بهاییت و رهبران آن می انجامد . 

بررسی اول : یکی از علت هایی که می تواند باعث شود تبلیغ امر بهایی در اراضی اشغالی فلسطینیان برای بهاییان حرام شود وجود محدودیت هایی است که حکومت اسرائیل برای بهاییان وضع کرده است . که البته این علت برای این حکم بیشتر به واقعیت نزدیک است تا دلایل دیگر . یعنی دولت اسرائیل است که اجازه ی سکونت بهاییان را نمی دهد ( چه برسد به تبلیغ ) حال که طبق اعتراف سخنگوی جامعه بهایی ، بهاییان به دلیل اطاعت از حکومت از تبلیغ در اسرائیل خودداری می کنند علامت سوال خیلی بزرگی ایجاد می شود که چرا بهاییان در ایران از حکم حکومتی اطاعت نمی کنند و در ایران هم مثل اسرائیل تبلیغات خودشان را ( چه فردی چه جمعی ) تعطیل نمی کنند ؟ این دوگانگی از کجا نشات می گیرد ؟ آیا به این دلیل نیست که هیچ چاقویی دسته خودش را نمی برد ؟ به هر حال بهاییت آش دهان سوزی است که استعمار گران برای مسلمانان و مخصوصا شیعیان پخته اند و نیازی نیست که اسرائیلیها که در این دوره از قوی ترین حامیان بهاییت می باشند از این آش دهان سوز میل کنند و دهان مبارکشان بسوزد . این شبهه ایست که به ذهن هر انسان آزاد اندیش ، وقتی که با چنین دو گانگی بزرگی برخورد می کند ، خطور می کند. باز هم این سوال مهم را تکرار می کنم : اگر این اصل اعتقادی بهاییت (اطاعت از حکومت) باعث شده است که بهاییان دست از تبلیغ خود در اسرائیل بکشند ، چرا در ایران به دلیل اطاعت از حکومت فعالیت های تبلیغی خودشان را تعطیل نمی کنند ؟ 

بررسی دوم : اگر بپذیریم که عدم تبلیغ در اسرائیل ربطی به اطاعت از حکومت ندارد و به دلیل دستور و سنتی است که از زمان جناب بهاءالله به جا مانده است هنوز یک مشکل اساسی دیگر حل نشده باقی می ماند و آن اصل اطاعت از حکومت در بهاییت است . طبق این اصل بهاییان موظف اند بی چون و چرا تابع حکومتی باشند که بر سر کار است و به مردم حکومت می کند و ابدا اجازه ی خروج از دستورات حکومت را ندارند . حال شاهد آن هستیم که حکومت ایران تبلیغ را برای بهاییان ممنوع کرده و تبلیغ بهاییان را جرم می داند . پس بهاییان بر اساس موازین دینی خودشان باید از حکومت اطاعت کنند . بیت العدل خودش هم از این اصل آگاه است لذا با زرنگی خاصی سعی می کند این حکم مسلم آیین بهایی را دور بزند و به نوعی کلاه شرعی بر سر خود و بهاییان ایران بگذارد . 

در پیام های بیت العدل این چنین استدلال شده است که چون تبلیغ فردی حق مسلم هر انسانی است و هیچ حکومتی حق ندارد آن را از شهروندان خود سلب کند لذا بهاییان باید برای اطاعت از حکومت فقط کارهای تبلیغی که به شکل گروهی انجام می شود را تعطیل کنند و لازم نیست فعالیت های انفرادی خود را تعطیل کنند . اما مساله اینجاست که هیچ حدی برای اطاعت از حکومت در احکام بهایی نیامده است و عمدتا گفته اند که باید از حکم حکومت اطاعت کردو اگر هدف بهاییان از تعطیلی تبلیغات گروهیشان اطاعت از حکومت است باید متذکر این نکته شد که حکومت فقط با تبلیغات گروهی بهاییان مخالف نیست و اصل تبلیغ را ، چه فردی باشد و چه گروهی ، برای بهاییان جرم می داند . لذا بهاییان باید تبلیغات فردی خودشان را هم تعطیل کنند و با این کلاه های شرعی از نوع بیت العدلی نمی توانند روی مساله را متناسب با پاسخی که دوست دارند عوض کنند . ( یعنی نمی توانند بگویند چون حکومت با تبلیغات گروهی بهاییان مخالف است پس بهاییان تبلیغات گروهی خودشان را تعطیل می کنند )

بررسی سوم : یکی از اصول دوازده گانه آیین بهایی اصل تطابق دین با علم و عقل است که بر اساس آن هر گزاره ی دینی در بهاییت باید مطابق با علم بشری و عقل بشری باشد و اگر اینگونه نباشد اوهام است . حتی احکامی که در این آیین وجود دارد نیز باید مطابق با علم و عقل باشد . لذا مباحثی مانند بررسی کتاب اقدس و احکام آن که در این سایت هم مطرح شده اند به این دلیل است . چون که آنها با وجود اینکه جزو احکام و فروعات دینی بهاییت هستند ، باید مطابق با علم و عقل باشند و اگر حکمی در بهاییت دیدیم که با عقل بشری سازگار نبود معلوم می شود که اوهام است . پس حرمت تبلیغ در اسرائیل حتی اگر بوسیله جناب بهاءالله ابلاغ شده باشد به چه دلیل با عقل سازگار است ؟

 

چرا تبلیغ در ایران؟

پیام ١٢ اسفند ٩١ از بهائیان مى خواهد: 

"دعای این جمع به درگاه حضرت پروردگار این است که به مدد تأییدات الهى موفق شوید که چارچوب ترسیم شده در این صفحات را برای همسایگان ، دوستان، هم کاران و آشنایان خود تشریح نمایید ..." 

در این پیام مشخصا می گوید همسایگان و دوستان وهمکاران و آشنایان خود را نسبت به این مبانی که درپیام ده صفحه ای بیت العدل آمده است توجیه نمایند. توجیه و تبیین این پیام برای این اقشار نیاز به یک برنامه اقلا بیست ساعته تبلیغی دارد. بیت العدل با این دستور تشکیلاتى از هر بهایی ایرانى می خواهد برای هر نفر اقلا بیست ساعت وقت بگذارد و او را نسبت به پیام ده صفحه اى مذکور توجیه و تبلیغ نماید. 

از بیت العدل می برسیم آیا برای بهائیان اسرائیل هم چنین پیام ده صفحه اى فرستاده تا هموطنان اسرائیلی خود را تبلیغ نمایند؟! 

می دانیم که بیت العدل تبلیغ در اسرائیل را حرام نموده است و اجازه تبلیغ در آنجا را به هیچ بهایی نمی دهد. چرا اینگونه است؟ 

اگر مطلب یک وظیفه الاهى است استثنا و تبعیض و یک بام و دوهوا که نمى شود! 

چرا بیت العدل از اسرائیل تلاش مى کند بهائیان ایران را به تبلیغ همسایگان و همکاران و آشنایان وادار نماید و به این ترتیب آنها را به تقابل با جامعه اسلامى بکشاند که کاری بر خلاف قانون اساسى کشور انجام دهند و بعد که با مخالفت روبرو شوند کوس مظلومیت جهانى سر دهند که بهائیان ایران در تنگنا هستند وایران را بخاطر نقض حقوق تبلیغى بهائیان در محافل بین المللى محکوم نمایند؟! 

اساسا اگر تشکیلات بهایی، ایران را نداشت چه حرفی براى گفتن داشت؟ 

اصلی ترین نکته در اینجا است که در مورد تبلیغ رفتاری دوگانه از بیت العدل شاهد هستیم. در حالی که تبلیغ در ایران علی رغم مخالفت جدی حکومت با آن و به تبع، ایجاد مشکلات برای بهائیان، حتما باید انجام شود و به برای توجیه آن تبلیغ به امری فردی تبدیل می‌شود، تبلیغ در اسرائیل امری اجتماعی است که برای آنکه طبق نظر بزرگان بهائی مخالف دستور حکومت نباشد نباید انجام شود. حال باید کدام استدلال را پذیرفت؟ 

بیت العدل تبلیغ را وظیفه اى عبادى اعلام نمود که به هیچوجه تعطیل بردار نبوده و مثل مسائل عبادى کنارگذاشتنى نیست و وظیفه اى است که حتى با منع حکومت ها هم ساقط نمى گردد. لذا معنى آن این مى شود که اگر حکومت ایران نیز این تبلیغ تهاجمی و تبشیرى را غیرقانونى و جرم اعلام نمود باز بهائیان حق ندارند این وظیفه را که مثل سلیر عبادات چون نماز و روزه است تعطیل نمایند حتی اگر به زندان منجر شود. 

تبلیغ تبشیرى اقلیت هاى دینى( چه رسد به فرقه ها) در ایران غیر قانونى است. یعنی تلاش برای بیرون بردن مسلمین از آئین خود غیر قانونى و جرم است. مسیحیان و یهودیان و زردشتیان حق ندارند برنامه تبلیغ تهاجمى و تبشیرى برای غیر مسلمان کردن شهروندان مسلمان تنظیم و اجرا کنند چه رسد به اقلیت هاى غیر رسمى و فرقه ها که بهائیت در عداد آن بشمار است. چنانکه در بسیارى از کشورها هم تبلیغ تبشیرى بمنظور بیرون راندن مردم از آئین رسمی ممنوع و جرم است حتی در اسرائیل نیز تبلیغ تبشیرى و تهاجمی برای یهودى زدائی و بیرون بردن یهودیان از آئین خود ممنوع و غیرقانونى است. آزادى مذهب یک مسئله است و ممنوع بودن تبلیغ تبشیرى و تهاجمی ، مسئله اى دیگر. 

 

چرا بیت العدل بر تبلیغ پافشاری میکند؟

چرا بیت العدل این همه بر تبلیغ آن هم از نوع تبلیغ تهاجمی و تبشیری پای مى فشرد و چنین مى گوید: 

"تبلیغ به عنوان افضل اعمال از جانب حق توصیف شده از جمله مظاهر روحانی است که هر فرد بهائی در آثار مبارکه به انجام آن موظف شده است بدین ترتیب تبلیغ امری وجدانی و به طور قطع جاذب تائیدات روح القدس ... "

و تاکید می نماید که: 

"دوستان محبوب، برای هر نسلی از مؤمنین جوان فرصتی مغتنم پیش می‌آید تا خدمتی منحصر به زمان خود به مقدّرات عالم انسانی ارائه دهد... جوانانی که سرمشق‌شان حضرت عبدالبهاء و سعی‌شان بر این خواهد بود که "محرومان ناسوت را محرمان لاهوت" گردانند؛ جوانانی که وقوف‌شان بر نقایص و نارسایی‌های کنونی جامعۀ بشری، آنان را به کناره‌گیری از اجتماع سوق ندهد بلکه به کوشش برای تقلیب آن مصمّم سازد؛ و جوانانی که به هر قیمت، از نادیده گرفتن بی‌عدالتی‌های فراوان اجتماعی به هر شکل و صورتی، امتناع ‌ورزند و با جدّیّت تلاش نمایند تا "انوار عدل عالم را احاطه نماید."

این اصرار که همه بهائیان بویژه جوانان را برمی انگیزاند که همه جهان را به بهائیت تبلیغ کنند و باصطلاح نامحرمان را محرم نمایند تا انوار بهائیت(!) همه جهان را فراگیرد براى چیست؟ 

این همه دعوت به جدّیت در تبلیغ از سوى بیت العدل با عنوان "تغییر مقدرات عالم انسانی " (که طبیعتا با بهایی شدن مردم محقق می شود) به چه منظور است؟! 

چرا بهائی کردن همه مردم جهان و محرم کردن آنها نسبت به بهائیت ( بویژه در ایران) ، برای بیت العدل با هر هزینه ای ( از جمله ایجاد تضییقات برای مبلغین در بعضی کشورها) اینقدر مهم و ضروری و استراتژیک است؟! 

پاسخ به این سوالات را با تعمق در اهداف برنامه بیست ساله و شرایط جدید بهائیت و جهان و قول هایی که داده اند که تا پایان برنامه ٥ ساله آخر،( از برنامه بیست ساله)یعنی سال ٢٠٢١ ،افواج مومنین به بهائیت وارد شده و بهائیت فراگیرى جهانى پیداکند می توان تبیین نمود. 

عدم تحقق قسمت هاى زیادى از برنامه ، عدم موفقیت طرح هایی مثل روحى، اختلافات داخلى که بعضی به آن لقب " بهار بهاىى" (مثل بهار عربی) داده اند،ناکارآمدى تعالیمی مثل عدم دخالت در سیاست و شرکت در انتخابات واطاعت از حکومت ها با افکار امروزین زندگى در جهان مدرن ، از همین ردیف است... 

توضیح این که بیت العدل فکر می کرد با برنامه کلاس ها و طرح ها و کتاب هاى روحی -چنانکه مبتکر آن در بنیاد راکفلر در طرح هاى آموزشی درکلمبیا (فرزام ارباب عضو بیت العدل ) تبیین کرده بود- می تواند به این هدف که تا سال ٢٠٢١ ورود افواج مومنین از سراسرجهان به بهائیت تحقق پیداکند، برسد ولی در عمل با شکست این طرح (که گفته شد هویت بهائی را سست و ریشه کن می کند ومخالفت های متعدد بهائیان در سراسر عالم و با کنارگذاشتن مبتکر این طرح فرزام ارباب و جناح او از عضویت بیت العدل ( البته بدلیل کهولت سن!) به فکر چاره دیگرى افتاده و تلاش دارد بطور مستقیم بهائیان را درگیر تبلیغ نماید و لذا یکی از اهداف پیام دوازده اسفند را پافشارى بر تبلیغ همسایگان و دوستان و آشنایان و همشهریان قرار داده و دستور داده بهائیان به تبلیغ تمامى این اقشار در ایران بپردازند. 

با اعتراضات افراد متعدد بهائی در جاهای مختلف دنیا حتى بعضى اعضاى بیت العدل نسبت به طرح روحی و عدم توفیق آن، سرانجام بیت العدل تصمیم بر کنارگذاشتن جناح موسوم به روحی (فرزام ارباب و کیسر بارنز ) از عضویت در بیت العدل البته ظاهرا به دلیل کهولت سن و خستگى می گیرد تا بر اعتراضات فائق آید و کمى براختلافات درونى سرپوش گزارد... 

 

پیام ایرانیان به اعضای رهبرى بهائیان، بیت العدل ، اسرائیل 

مطلع شدیم شما در دوازده اسفند طی پیام طولانى ده صفحه اى، از بهائیان ایران خواسته اید به سراغ ما آیند و موکّدا و مصرًّا ما را به بهائیت فراخوانند و اهداف باصطلاح جهانى شما را برای ما تبیین کنند.

در این پیام همچنین علیرغم دستورات رهبرانتان ودر یک گردش ١٨٠ درجه ای(برخلاف تعلیم عدم دخالت در سیاست و انتخابات) ،از آنان خواسته اید در سیاست ( البته گفتید غیر حزبى)دخالت کنند و رأی دهند و در حرکت هاى اجتماعى ظاهر شوند و دوستان و آشنایان و همسایگان را تبلیغ کنند وبا سازمان ها و نهادها همکارى و مشارکت نمایند و در راستاى نقشه بیست ساله( که وعده داده اید دخول افواج مومنین محقق شود)، راه حل هاى جهانى مطرح شده از سوی بیت العدل براى جهان را به پیش ببرند... 

در همین راستا ،توجه شما را به نکات ذیل معطوف می داریم: 

١-چرا چنین پیامى را برای توجیه مردم اسرائیل و تبلیغ آنها به بهائیت صادر نکرده و آنان را استثنا نمودید؟ آیا آنها لایق نیستند که انوار بهائیت را درک کنند یا شما به اولیای حکومت اسرائیل تعهد سپرده اید که در آنجا تبلیغ بهائیت نکنید لذا تبلیغى را که براى ایران واجب نموده اید برای آنها حرام کرده اید؟! به عنوان یک دین ، این تناقض در حکم (یعنى وجوب تبلیغ در ایران و حرمتش در اسرائیل) را چگونه توضیح می دهید؟ 

٢-چه اصراری براى تبلیغ تهاجمى و تبشیرى در ایران دارید؟ مگر نمى دانید طبق قوانین ایران، خروج مسلمین از دینشان و تبلیغ آنها به دین یا فرقه دیگر ، جرم وخلاف است و طبیعتا مردم و مراجع دینى و نیزحکومت با آن برخورد می کنند و اختلاف و درگیرى و باصطلاح شما ضوضا می شود و امنیت عمومى آسیب می بیند و وحدت ملى مخدوش می گردد؟ 

خودتان در اسرائیل نشسته اید و با دستور دینى و ماجراجوئی ، بهائیان ایران را وارد معرکه تبلیغ تهاجمى و غیر قانونى می کنید تا بعد از برخورد مردم و علما و حکومت، فرصت انحراف افکار عمومى جهانى را پیدا نموده و مظلوم نمائی کنید؟ 

این نیت خصمانه با ملت ایران را از کجا پیدا کرده اید؟ 

نکند از اینکه بعد از یکصد و هفتاد سال تبلیغ با همه قوا و امکانات و قدرت رژیم گذشته - که سرتابا در آن نفوذ کردید- جز معدودى از ایرانیان مرام شما را نگزیدند ، قصد انتقام از ایرانیان را دارید و باز مى خواهید دردسر درست کنید؟ 

سه جنگ در دوره بابیه که به ایران تحمیل کردید که هزاران نفر کشته و زخمى شدند کافى نبوده و با این ماجراجوئی ها قصدایجاد جنگ داخلى جدیدى را دارید؟ 

٣-شما که در طول سالیان اخیر ، تهاجم فرهنگى شدیدی را با رادیو وتلویزیون ها و سایت هاى اینترنتى و امکانات گسترده ارتباط مجازى و غیر حضورى خود شروع کرده اید و به مدد خرج هاى کلان و همراهى شبکه هائی همچون بی بی سی و صداى امریکا و رادیو فردا و ده ها شبکه دیگر، همه مقدسات اسلامی را به سخره گرفته و اسلام را منسوخ و خلاصه "تاریخ مصرف گذشته "معرفى نموده اید ، از این تبلیغات چه طرفى بسته اید که باز با پیام دوازده اسفند، قصد تشدید تبلیغ را دارید؟ 

ممکن است بتوانید با تبلیغات گسترده تعدادى ناآگاه از واقعیت اهداف و چند و چون محتواى اصلى تعالیمتان راجذب کنید ولى همانها هم وقتى کمى مطالعه کنند بر مى گردند و سوالاتى از شما می کنند که بی پاسخ مى ماند. مثل همین تناقض وجوب تبلیغ در ایران و حرام بودنش در اسرائیل. که پاسخ نداده اید. باز مى پرسیم ایرانیان را به چه نعمتى فرامى خوانید که اسرائیلیان را ازآن محروم مى دارید.؟ 

٤.ایرانیان را با نوروز و بهار و عدالت ، پیوندى دیرینه است، هرگز بهار موعودشان یعنى صاحب الزمان سلام الله علیه را با چیز دیگرى عوض نمى کنند. مدعى که یکصد و هفتاد سال پیش دعوى مهدویت کرد و موجب جنگ و برادر کشی در ایران شد و چند سال بعد پرونده اش مختومه شد اما شما قبر و زادگاهش را زیارتگاه و مطاف و حج خود قرار داده اید، فکر مى کنید با این بهار دروغین ایرانیان فریب مى خورند؟ 

دلیل ومعیاربراى بهار حقیقی در خود اوست : 

اگر عدالت را محقق کرد بهار حقیقی و مهدویت موعود است و بهار بدلى ، میراست.! 

امیدواریم ما ایرانیان را با فرهنگ چند هزارساله و تاثیرگذار برفرهنگ جهانى در طول حیاتش، کمى بشناسید سپس یارانتان را به سراغمان بفرستید!

پیام نوروزی بیت العدل

به این جمله ها که در پیام کوتاه نوروزی بیت العدل آمده توجه فرمایید: 

"خوشا به حال شما برگزیدگان حضرت کبریا که به نور ایمان منوّرید، به خلق و خوی رحمانی مزیّنید، در ایجاد این تقلیب روحانی کوشایید، و در راه کمک به تأسیس مدنیّتِ لاشرقیّه و لاغربیّۀ الهیّه از هیچ‌گونه فداکاری و از جان‌گذشتگی دریغ ندارید. شمایید پیش‌تازان جنود ملکوت‌ الهی و شمایید خادمان عالم انسانی که در لهیب امتحان چون زر ناب رخ برافروخته‌اید و در طوفان افتتان خاموش و افسرده ننشسته‌اید"... 

بیت العدل با عبارت" در ایجاد این تقلیب روحانی کوشائید" ، بهائیان را برمی انگیزد که برای تقلیب بهار بر زمستان (که بهائیت را بهارى پس از زمستان و اصطلاحا بهارى معنوى خوانده است) کوشا باشند. 

این پاراگراف پس از پاراگراف قبلى این پیام است که ظهور باب و بهاء را آغاز بهارى دانسته که قرار است اوضاع جهان را به سامان و تکامل برساند و اوضاع انسانى را مشکین و عنبرین کند و دنیایی را سبز و خرم سازد: 

" این تغییراتِ عالم طبیعت یادآوری است از حلول بهاری معنوی که با طلوع امر حضرت ربّ اعلی مبشّر و منادی تجدید حیات روحانی در این عصر نورانی و با ظهور حضرت بهاءالله مظهر کلّی الهی و بانی تمدّنی بدیع و جهانی آغاز گردید. همان ‌گونه که از نفخۀ بهار دل‌نشین جهان مشکین و عنبرین می‌شود و دشت و صحرای بی‌گیاه از نو سبز و خرّم می‌گردد، قوای منبعث از نسایم جان‌بخش این بهار پرانوار نیز عالم وجود را حیاتی تازه ‌بخشد و آن را برای ترقّیات شگرف مادّی و معنوی آماده نماید، فرا رسیدن بلوغ جمعی نوع بشر را نوید ‌دهد و ملل و اقوام مختلف را به سوی دنیایی مخصّص به اصل وحدت در کثرت به پیش بَرد...."! 

بیت العدل تعالیم بی تناقض بهائیت را قوایی منبعث از بهار باب و بهاء شمرده که باید توسط بهائیان باطلاع همه مردم رسانده و تبلیغ شود و در این راه هر جانفشانى هم که لازم است توسط بهائیان معمول گردد و خلاصه از آنها می خواهد:" از هیچ‌گونه فداکاری و از جان‌گذشتگی دریغ ندارید. شمایید پیش‌تازان جنود ملکوت‌ الهی و شمایید خادمان عالم انسانی که در لهیب امتحان چون زر ناب رخ برافروخته‌اید و در طوفان افتتان خاموش و افسرده ننشسته‌اید"... 

ذکر الفاظی هیجانى و ماورائی برای بهائیان در این پیام همچون " خادمان عالم انسانى"، "جنود ملکوت الهی"، " زر ناب" ، و کسانی که در طوفان ها و آتش ها افسرده نشده بلکه برافروخته تر می شوند(!) برای تشویق بیشتر بهائیان به تبلیغى تبشیرى و تهاجمى است... 

تاکید کنیم که همه این تشویق ها و تحریک ها برای بهائیان ایران است که ایرانیان را تبلیغ نمایند نه اسرائیلیان که از بیم آنکه نکند اثر پیام دوازده اسفند در تشویق به تبلیغ کمرنگ و فراموش شود دوهفته بعد در آخر اسفند باز به بهانه پیام نوروزی از آنها می خواهد برای تقلیب زمستان اسلام به بهار بهائیت که تقلیبى معنوی است تلاش کنندو پیشاپیش نیز پیش بینى نموده که اگر با این کار شما طوفان و آتش هم برپا شد و مشکلاتى برایتان ایجاد گردید، مبادا افسرده و سرد شوید بلکه باید در لهیب فتنه ها افروخته تر و مقاوم تر شوید...! 

بیت العدل در حال یادگیری!

خیلى جالب است که در پیام مذکور، بیت العدل اعتراف می کند که هم جامعه بهایی و هم بیت العدل در حال یادگیرى هستند! توضیح این که بیت العدل در تبیین اوضاع جهانى و مشکلات جهانى، این تحلیل را ارائه می کند که این چالش ها در سیاست و فرهنگ و اقتصاد و... نیاز به راه حل های جدید و امروزین دارد که بهائیان با همکاری بقیه باید تحقیق کنند و مطالب نوئی را یادبگیرندو تجربیات جدیدى بدست آورند و زیر نظر بیت العدل این فرآیند یادگیرى را ادامه دهند تا موفق شوند راه حل هاى یاد شده را تکمیل و ارائه دهند! 

به عبارت دیگر بهائیان در این پیام ، موظف می شوند بروند و با دیگران در یک فرایند یادگیرى ، دستورالعمل هایی را برای حل مشکلات بشرى پیدا کنند و در اختیار بیت العدل گزارند تا این نهاد از طرقی که دارد آنها را در اختیار نهادهاى بین المللى قرار دهد بلکه مشکلات بشرى حل شود! 

این است عاقبت دینى که جدیدترین دین مرتبط با وحى است! 

در واقع دین و وحی و ارتباط با ملکوت براى ارائه تشریع الاهى را در بهائیت باید فراموش کرد. بیت العدل که مقام تبیین و تشریع است و نه نفر انسان که تک تکشان محتمل الخطا و جمعشان "مصون از خطا"ست(!) برای حل مشکلات بشرى سیستم یادگیرى را پیشنهاد می کند که بهائیان به کمک سایر آدمیان و موسسات و گروه ها باید بروند سعى و خطا کنند و تجربیات جدید بدست آورند و راه حل هائی را یاد بگیرند و در اختیار گیرند تا شاید اوضاع انسانی به سامان آید! 

کارى که خود بیت العدل عملا در موضوع همجنسگرائی انجام داد : 

عده اى از بهائیان همجنسگرا شدند یا عده اى همجنسگرا متمایل به بهائیت گردیدند و از بیت العدل سوال کردند که تکلیف ما چیست و نظر شما در مورد آنها و ازدواج همجنسگرایان چه مى باشد ؟ 

بیت العدل ابتدا مخالفت کرد و تحریم نمود اما با زیاد شدن فشار همجنسگرایان یاد گرفت که منعطف شود و اخیرا اعلام نماید که همجنسگرایان مظلوم واقع شده اند و باید از مظلومین حمایت نمود و تحریم منتفى است و این موضوع از مسائل مدنى است که به خود جوامع مربوط است و ما دخالت نمی کنیم! 

این است فرایند یادگیرى ، که جامعه بهایی باید با همکارى سایر جوامع انجام دهد و بیت العدل نیز محور این یادگیرى است. 

براى این که متهم به افترا نشویم سری به فراز هاى پیام دوازده اسفند می زنیم: 

"...تبدیل آرمان ها به واقعیت ها، ایجاد تقلیب در افراد و پى ریزى ساختارهاى اجتماعى مناسب، کار کوچکى نیست. جامعه بهایی یک فرآیند یادگیری درازمدت را که لازمه این مشروع عظیم است با جدیّت تمام دنبال می کند... 

این فرآیند یادگیرى در جوامع مختلف بهایی در هرگوشه از جهان در جریان است... 

جامعه بهایی شیوه عمل معینى اتخاذ کرده است که ویژگى آن اقدام، بازنگرى، مشورت و مطالعه ای است که نه تنها مراجعه به آثار امرى بلکه تجزیه و تحلیل علمى الگوهاى حاصله را نیز در بر می گیرد... 

مسیر کلى این فرآیند یادگیرى از طریق یک سلسله نقشه هاى جهانى هدایت مى شود که جهت و چارچوب آن را بیت العدل اعظم تعیین می کنند...!!"

(پیام بیت العدل ،١٢ اسفند٩١)

توجه فرمودید بیت العدل - که خودش را اعظم مى نامد - مسیر این یادگیرى را از طریق یک سلسله نقشه هاى جهانى هدایت می نماید و افراد بهاىى در همه جا ابزار این یادگیرى هستند تا از طریق اقدام، بازنگرى،مطالعه، مشورت و تجزیه و تحلیل علمی الگو هاى موجود ،در نهایت به راه حل هاىى برسند براى مشکلات بشرى! 

آنوقت بفرمایید این رفتار با رفتار یک حزب سیاسی غیر مرتبط با دین و وحى که سعی می کند برنامه هایی را مطالعه و تحقیق کند تا براى رسیدن به قدرت آنها را ارائه نماید و نوعا هم راه حل هایش دنیایی و قابل تغییر و مشکلدار است که نتیجه اش شرایط نازیباى فعلى جهان است، چه تفاوتى می کند؟! 

 

بیت العدل و دخالت در سیاست 

در پیام دوازده اسفند، محور اصلی بعد از تبلیغ و یادگیرى که به آن پرداخته شد، دخالت در سیاست است . 

در واقع عمده متن ده صفحه اى این پیام شرح دیدگاه بیت العدل در مورد سیاست جهانى از مرحله نطفه تا بلوغ و نقش بهائیان در حرکت سیاسى جهان و یادگیرى راه حل هاى امروزین برای مشکلات سیاسى می باشد لذا مصرّا از بهائیان خواسته است این دیدگاهها را خیلی خوب برای همسایگان و دوستان و آشنایان، شرح دهند تا سوء تفاهم ها از بین برود. 

خوب است ابتدا نگاهى داشته باشیم بر بعضی از نصوص بهایی در مورد دخالت در سیاست و اطاعت از حکومت و سپس به نقد دیدگاه بیت العدل در پیام دوازده اسفند بپردازیم تا اختلاف نصوص و نظر بیت العدل را نشان داده باشیم: 

بهاء الله در کتاب اقدس : 

« لَیسَ لأحَدٍ أن یَعتَرِضَ عَلی الَّذین یَحکُمُونَ عَلَی العِبادِ. دَعوا لَهُم ما عِندَهُم وَ تَوَجَّهُوا إلَی القلوب " 

بر هیچ کس جایز نیست که بر کسانی که حکومت می کنند اعتراض کنند. آن چه را که نزد آنان است به ‏خودشان واگذارید و به دل ها توجه کنید."‏ 

عبدالبهاء : 

‏« نفسی از احبا اگر بخواهد در امور سیاسیه در منزل خویش یا محفل دیگران مذاکره بکند، اول بهتر ‏است که نسبت خود را از این امر قطع نماید و جمیع بدانند که تعلق به این امر ندارد، خود می داند.»‏ 

رساله سیاسیه: 

چه که امور سیاست و حکومت و مملکت و رعیّت را مرجع محترمیست و مصدر معیّن و هدایت و دیانت و معرفت و تربیت و ترویج خصائل و فضائل انسانیّت را مرکز مقدّسی و منبع مشخّصی این نفوس تعلّقی بامور سیاسی ندارند و مداخله نخواهند . اینست در این کور اعظم و رشد و بلوغ عالم این مسئله چون بنیان مرصوص در کتاب الهی منصوص است و باین نصّ قاطع و برهان لامع کلّ باید اوامر حکومت را خاضع و خاشع و پایه سریر سلطنت را منقاد و طائع باشند یعنی در اطاعت و عبودیّت شهریاران رعیّت صادق و بنده موافق باشند . چنانچه در کتاب عهد و ایمان و پیمان باقی ابدی جمال رحمانی که امرش قاطع و فجرش ساطع و صبحش صادق و لامعست بنصّ صریح میفرماید ، امر منصوص این است : " یا اولیاء الله و امنائه ملوک مظاهر قدرت و مطالع عزّت و ثروت حقّند دربارهء ایشان دعا کنید حکومت ارض بآن نفوس عنایت شد و قلوب را از برای خود مقرّر داشت نزاع و جدال را نهی فرمود نهیاً عظیماً فی الکتاب هذا امر الله فی هذا الظّهور الاعظم و عصمه من حکم المحو و زیّنه بطراز الاثبات انّه هو العلیم الحکیم مظاهر حکم و مطالع امر که بطراز عدل و انصاف مزیّنند بر کلّ اعانت آن نفوس لازم " 

" احبّاء نباید کلمه‌ای از امور سیاسی بر زبان رانند زیرا تعلّق به ایشان ندارد. بلکه به امور و خدمات خویش مشغول شوند و بس. در فکر آن باشند که بخدا نزدیک شوند و به رضای الهی قیام نمایند و سبب راحت و آسایش و سرور و شادمانی عالم انسانی گردند .... علی الخصوص که بنصّ قاطع الهی ممنوع از مداخله و محاوره در امور حکومتیم. بکلّی اینگونه امور مباین رضای ربّ غفور است." 

و در لوح ابن اصدق :"میزان بهائی بودن و نبودن این است که هر کسی در امور سیاسیّه مداخله کند و خارج از وظیفه خویش حرفی زند یا حرکتی نماید. همین برهان کافیست که بهائی نیست دلیل دیگر نمی خواهد." 

و در لوحی دیگر :"ابداً در مجلس شور از امور سیاسیّه دم نزنند بلکه جمیع مذاکرات در مصالح کلیّه و جزئیّه، اصلاح احوال و تحسین اخلاق و تربیت اطفال و محافظه عموم از جمیع جهات باشند. و اگر چنانچه نفسی بخواهد کلمه‌ای از تصرّفات حکومت و اعتراضی بر اولیای امور نماید دیگران موافقت ننمایند زیرا امرالله را قطعیّاً تعلّق بامور سیاسیّه نبوده و نیست. امور سیاسیّه راجع به اولیای امور است چه تعلّقی بنفوسی دارد که باید در تنظیم حال و اخلاق و تشویق بر کمالات کوشند. باری هیچ نفسی نباید که از تکلیف خود خارج شود." 

همچنین :"منع عموم از آنچه سبب فتنه و فساد و عدم مداخله در امور سیاسیّه بالکلّیّه و عدم مکالمه در این خصوص ولو بشقّ شفه و دلالت بر تمکین در جمیع احوال و سکون و محبّت و دوستی با عموم." 

 

شوقی افندی : 

" ما از انجام دو کار ناگزیریم. یکی اینکه از مسائل سیاسی چون طاعون دوری کنیم و دیگر اینکه در هر کجا ساکنیم مطیع دولت حاکم باشیم." ... 

" هیچ چیز بیشتر از طغیان آشکار در مقابل دولتمردان یک کشور، با روح امرالله تخالف و تناقض ندارد." و می فرمایند: " و نیز ماذون نیستیم به نهضتهای زیرزمینی یعنی اقلیتهایی که بر علیه حکومت وقت شورش می کنند بپیوندیم." و می فرمایند: " با درگیر شدن با این سیستمها ما نمی توانیم آنها را تغییر بدهیم بلکه برعکس آنها ما را تباه خواهند کرد." 

ومی فرمایند: " آنچه آنان (بهاییان) باید به طور اصولی تحت همه ی شرایط از آن اجتناب کنند تحزّب گرایی و طرفداری سیاسی در تمام اشکال آن است." 

" او (فرد بهایی) پشتیبان اصول مصرحه توسط حضرت بهاءالله می باشد که من اعتقاد راسخ دارم برنامه ی هیچ حزب سیاسی با آن تطابق کامل ندارد." و در جای دیگر می فرمایند: "هیچ بهایی نباید تحت هیچگونه شرایطی خود را نسبت به برنامه های سیاسی و یا سیاستهای هر حزب سیاسی متعهد سازد زیرا وابستگی به چنین حزبی ضرورتاً متضمن انکار بعضی از اصول و تعالیم امر مبارک و یا به منزله ی پذیرش ناقص بعضی از حقایق اساسیه ی آن می باشد." 

" ورود به عرصه ی احزاب سیاسی بدون شک مضرّ به مصالح عالیه امرالله است و به آن آسیب می زند." و می فرمایند: " ما به عنوان اشخاص بهایی وظیفه نداریم که درباره عادلانه و یا غیرعادلانه بودن حکومتمان اظهار نظر کنیم زیرا چه بسا هر بهایی دارای نقطه نظر جداگانه ای باشد و در درون جامعه آتش تفرقه شعله ور گردد و وحدت از میان برود." 

بیت العدل

" جمال اقدس ابهی (حضرت بهاءالله) تاسیس نوعی حکومت مشروطه را که در آن آرمانهای جمهوریخواهی و عظمت سلطنت که به آن لقب "آیتی از آیات الهی" عنایت فرموده اند، با هم ترکیب و تلفیق شود به عنوان توفیقی شایسته و ممتاز توصیه فرموده اند" 

" جامعه ی بهایی سازمانی جهانی است که در صدد تاسیس صلح عمومی بر کره ی خاکی می باشد اگر شخص بهایی در جهت اهداف یک حزب برای غلبه بر حزب دیگر کوشش کند این خود انکار روح واقعی دیانت بهایی است." 

پیام ١٢ اسفند: 

"بهائیان مى کوشند تا حدی که امکاناتشان اجازه مى دهد با تعداد فزاینده اى از جنبش ها، سازمان ها، گروههاو افراد همکارى نمایندو به اقدامات مشترکى بپردازند...رویکرد جامعه بهائی در مورد عدم مشارکت در این گونه فعالیت ها به منزله اعتراضى بنیادین نسبت به امر سیاست به معناى واقعى آن نیست زیرا نوع بشر مآلا از طرق سیاسی امور خود را سازمان مى دهد. بهائیان در انتخابات مدنى شرکت مى کنند..." 

ملاحظه مى فرمایید، چرخش عدم دخالت در سیاست و طاعون خواندن آن در نصوص با دستور مشارکت سیاسی بیت العدل و ممدوح خواندن سلطنت با رنگ جمهورى(!) و ایجاد نظم نوین برای جهان و ...با عبارت "بشر لزوما امور خود را از طریق سیاسی سازمان مى دهد" و شرکت در انتخابات مدنى که لازمه مدنیت و سیاست در دنیاى امروز است و... چگونه در پیام دوازده اسفند آمده است...

تنزّل به حزبى سیاسى 

بیت العدل مصون از خطا،در لابلاى پیام دوازده اسفند، خطایی بزرگ مرتکب شده و خود را در قد و قواره یک حزب سیاسى تنزل داده است. 

او براى بهائیان - که طبق نصوص مأذون به دخالت در سیاست نیستند- تعیین تکلیف کرده که در سیاست( البته از نوع غیر حزبى!) ، دخالت نمایند، در انتخابات شرکت کنند ، با موسسات و سازمان هاى اجتماعى مشارکت نمایند،مظالمى را که بر آنان مى رود بازگو کنند،در مورد برقرارى عدالت فعال باشند و از طرق قانونى علیه اصلاح نابرابری و بى عدالتى علیه خود و دیگران ، در قالب قوانین موجود اقدام نمایند! 

این اقدام بیت العدل، عکس العمل اعتراضات زیادی بوده که در طول سالیان از داخل و خارج بهائیت نسبت به اصل عدم دخالت در سیاست و اطاعت محض از حکومت ها ، به او وارد مى شده و به قول خودش در یک فرایند یادگیری او را به این نتیجه رسانده که باید تغییرى ایجاد نماید. 

بیت العدل دیگر نمى توانسته به جوانان بهائى در دوران جدید جهانى همچون سابق بگوید چشم و گوش بسته باشند و به آنها امر کند که در سیاست دخالت نکنید و از حکومتها - فارغ از عدالت و ظلم - اطاعت محض نمائید. دیگر نمى توانسته مثل نصوص قبلى آنها را از شرکت در انتخابات هاى مهم کشور منع کند -در حالیکه مردم دیگر را مى بینند که در اندازه هاى خود آزادانه ، در سازمان دادن به سیاست کشورشان از طریق انتخابات و اجتماعات صنفى یا اجتماعى یا سیاسى دخیل هستند - و به آنها تشر بزند که از مسائل اجتماعى و سیاست مثل طاعون ، احتراز کنند و به قول رهبرانشان طبق نصوص "چکار داشته باشند که حکومت ظالم است یا عادل؟! این قبایی است که خدا بر آنان پوشانده و قباى بهائیت قباى قلوب است نه ابدان که حاکمان بر آن مسلّطند و لیس لاحد ان یعترض الى الذین یحکمون على العباد، دعوا لهم...! 

پس باید راه چاره اى می اندیشیدند تا بتوانند نسل جدید را حفظ کنند و از این سرافکندگى نجات دهند. 

از سوى دیگر براى اعتراضات خارج از بهائیت که آنها را با این تعلیم "عدم دخالت در سیاست و اطاعت محض از حاکمان "، به گروهى جاسوس یا مزدور استعمارگران و توجیه گر ظلم ظالمان و تحکیم کننده بنیاد ستم حاکمان وجائران و...توصیف مى نمودند، پایان دهند و تغییراتى ایجاد کنند و هردو این سرافکندگى که جامعه بهاىى را احاطه کرده است را چاره جویی نمایند. 

این شد که در پیام ١٢ اسفند ٩١ دامن همت به کمر زده ابتدا در اوائل پیام، تعلیم مشهور" عدم دخالت در سیاست" را به " عدم دخالت در سیاست حزبى" تغییر داده و سپس با توجیهات ده صفحه اى سعى کندکه دخالت در سیاست و شرکت در انتخابات و مشارکت عمومی با سازمان ها و دیگر کنشگران اجتماعى را از نظر بهائیت مشروع جلوه دهد و از بهائیان بخواهد که در سیاست دخالت کنند و دیگر آن را طاعون ندانند و این تغییر موضع را براى دوستان و همسایگان و آشنایان تبیین نمایند! 

افزودن واژه حزبى، براى تعلیم " عدم دخالت در سیاست " هم براى این بوده که در این فرایندهای سیاسى که معمولا احزاب به انشقاق و حزب هاى جاندارتر منتهى می شوند، جذب غیر بیت العدل نشوند و بدانند براى همیشه باید زمامشان دست بیت العدل باشد و از او تبعیت نمایند و گرنه با مجازات طرد روبرو می شوند چنانچه دیگرانى با این مجازات ، تنبیه شدند و از جامعه بهایى اخراج! 

باصطلاح " حزب" بد است اگر غیر بیت العدل باشد اما اگر بیت العدل ، بدتر از هر حزب دیگری ، براى رسیدن به یک قدرت جهانى به نام دین، عمل کند، قبحى ندارد چون آنها مصون از خطایند و اطاعتشان واجب! 

راستى را استبداد مطلقه از این بیشتر که نه نفر آدم محتمل الخطا را از طریق مثلا انتخابات دور هم بنشانند و به همه جهانیان بگویند از اینها اطاعت کنیدو لم و بم هم نگوئید چون اینها ملهم به الهامات الاهى هستند! 

اینها که خودشان مى گویند از طریق فرایند یادگیرى در حال یادگیری هستند و در این فرایند ممکن است هر روز یک تصمیم بگیرند: روزی همجنسگرایی را حرام و روزی مباح اعلام مى کنند، تبلیغ در یکجا را واجب وهمزمان در جاى دیگر حرام اعلام نمایند و هکذا امور دیگر... این ها را بر مقدرات خود حاکم کنند و ببینند امروز چه مى گویند و فردا چه چیز و خرده فرمایشات آنها هم الهامات الاهى است و لازم الاتباع! 

همه اینها تنزل بیت العدل به یک حزب سیاسى آن هم حزبى از نوع استبدادى با رنگ دینى است.

"بهائیان در هرکجا که ساکن باشند می کوشند که موازین عدالت را رعایت نمایند و برای اصلاح نابرابرى و بى عدالتى نسبت به خود و دیگران در قالب قوانین موجود فعالیت کنند...این رویکرد و این راهبرد، جامعه بهایی را قادر می سازد...همبستگى و یکپارچگى خود را در مقام یک موجویت جهانى حفظ کند..." 

(پیام ١٢ اسفند٩١)

حال مقایسه فرمایید با متون و نصوصی که از بهاءالله و عبدالبها و شوقى در مورد عدم اعتراض به حاکمان و اطاعت محض از آنان و ارائه معیار بهایی بودن به عدم دخالت در سیاست و طاعون بودن سیاست و... 

بیت العدل و تمدّن سازى

بیت العدل در هر دو پیام (هم دوازده اسفند و هم نوروز) سخن از تمدن سازى نموده و مدعى شده بهائیت با تعالیمی مثل وحدت عالم انسانى به فرایند تمدن سازی کمک نموده است.! 

کاربرد ناشیانه واژه تمدن سازی - که در جامعه شناسی، مبحثى علمى و عمیق بوده و اصولا واژه ساختن براى آن بى معنى و غیر علمى است (مثل فرهنگ سازی)و حاصل فرایند های گوناگونى است که طى قرون بر اثر عوامل مختلف شکل می گیرد-از سوی بیت العدل همان قدرمضحک است که کاربرد واژه "لاشرقیه ولا غربیه" در بیام نوروزى براى تمدن بهائی! 

گذشته از ادبیات تصنعى و تقلیدى بیت العدل در این پیام ها (که به سبک ادبیات طلعات مقدسه با تکرار واژه های نامألوف و بعضا غلط مثل تقلیب و خمودت و جمودت و...) ضعف مفرط علمى نیز مثل همین موضوع تمدن سازی و لاشرقیه و لاغربیه کاملا هویداست. 

گمان بردن به اینکه با یک کتاب بشری و یا یک شعار وحدت توسط یک نفر در یک گوشه جهان می توان تمدن ساخت عوامی گرى در تحلیل های فرهنگى و اجتماعى است که هر دانشجوى علوم اجتماعى را بهت زده می کند. اگر اینگونه می بود باید سعدى علیه الرحمه را با شعار  " بنى آدم اعضاى یکدیگرند که در آفرینش زیک گوهرند" که ششصد سال قبل از بهاءالله گفته است ، بانى تمدن جدید بشری قلمداد نمود! 

بی اطلاعى بیت العدل مصون ازخطا از واژه "لا شرقیه ولاغربیه" و تقلید ناشیانه از شعارهاى مسلمین براى پز دادن و ادعاى علمیت کردن در نثرهاى تصنعى ، خیلى دور از انتظار نبوده و نیست. جمعی که به اعتراف خودشان در حال یادگیرى هستند، با تقلید هاى کور، هر فضیلتى را می خواهند در توبره خود گرد آورند تا شاید مریدانى را محو خود کنند غافل از آنکه این مریدان، چندى بعد این سوى و آنسوى منشأ حرف ها را پیدا مى کنند و دست بیت العدل در مونتاژ ها رو می شود و از آنها فاصله مى گیرند و بر عمر تلف شده افسوس می خورند. این که تمدن جدید بشرى را مدیون شعار بدیع (!)وحدت عالم انسانى بهاءالله معرفى کنند، اظهار جهل از سوى کسانى است که خود را اعظم و مصون از خطا و ملهم به الهامات الاهى می شمرند! 

اگر اسلام خود را "لاشرقیه و لا غربیه " مى خواند چون تعالیمش بشری نیست و الاهى است و نه رنگ شرقی دارد و نه غربى چون وحیانى است.( أللَّهُ نُورُ السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْضِ مَثَلُ نُورِهِ کَمِشْکَاةٍ فِیهَا مِصْبَاحٌ الْمِصْبَاحُ فِی زُجَاجَةٍ الزُّجَاجَةُ کَأَنَّهَا کَوْکَبٌ دُرِّیٌّ یُوقَدُ مِن شَجَرَةٍ مُّبَارَکَةٍ زَیْتُونِةٍ لَّا شَرْقِیَّةٍ وَ لَا غَرْبِیَّةٍ یَکَادُ زَیْتُهَا یُضِیءُ وَ لَوْ لَمْ تَمْسَسْهُ نَارٌ نُّورٌ عَلَى نُورٍ یَهْدِی اللَّهُ لِنُورِهِ مَن یَشَاء وَ یَضْرِبُ اللَّهُ الْأَمْثَالَ لِلنَّاسِ وَ اللَّهُ بِکُلِّ شَیْءٍ عَلِیمٌ سوره نور ؛ آیه ٣٥)

تشبیه تمدن باصطلاح بهائى(!) که مى گوید ما در فرایند یادگیرى در انظمه جهانى هستیم و بتدریج راه حل هایى بشرى پیدا می کنیم و توسط نه نفر محتمل الخطاى مصون از خطا(!)به چیزهایی مى رسیم (چنانکه براى همجنس گرائی و ازدواج فامیلى به راه حل رسیدیم و ارائه فرمودیم و جوازش را صادر نمودیم) به امور وحیانى اسلام با عبارت "لاشرقیه ولاغربیه " ، چه مستندى دارد؟! 

اگر می شود بهائیت با چند شعار وحدت عالم انسانى و صلح عمومى و ... تمدن بسازد، همه مصلحان بشرى که از این ردیف سخنان گفته اند که فضل تقدم دارند! فرهنگ و ادبیات ما ایرانیان هزاران مرتبه کامل تر از این سخنان را به شعر و نثر در خود جاى نداده است ؟! از سعدی علیه الرحمه که شعر بنى آدم او - که بشریت را همچون اعضاى یک بدن ، متاثر از یکدگر توصیف نموده است - و بر سر در سازمان ملل نصب است به عنوان نمونه پیشتر نام برده شد علاوه بر انبوه آیات و روایات اسلامى که در این زمینه متواتر است... 

این چه داعیه گزافى است که بیت العدل اصرار دارد بهائیان را برانگیزد تا این نوع تمدن سازی را براى ما ایرانیان تبیین کنند و همسایگان و دوستان و آشنایان وبستگان را تبلیغ نمایند؟! اروپائیان ، یا بهتر بگوئیم شرق و غرب با تمدن بشرى خود ، به بن بست رسیده اند باز بیت العدل می خواهد انسانها از همان سوراخى که گزیده شدند، دوباره گزیده شوند؟ آزموده را آزمودن خطاست. 

توجه فرمایید چگونه و با عبارات برانگیزاننده اى بهائیان را براى تبلیغ ما ایرانیان در پیام نوروزى بسیج می نمایند: 

"خوشا به حال شما برگزیدگان حضرت کبریا که به نور ایمان منوّرید، به خلق و خوی رحمانی مزیّنید، در ایجاد این تقلیب روحانی کوشایید، و در راه کمک به تأسیس مدنیّتِ لاشرقیّه و لاغربیّۀ الهیّه از هیچ‌گونه فداکاری و از جان‌گذشتگی دریغ ندارید. " 

این هم پیام ١٢ اسفند٩١: 

"مشغله ذهنى جامعه بهائیت این است که چگونه می تواند به فرایند تمدن سازی کمک کند...جامعه بهائی یک فرایند یادگیرى درازمدت را که لازمه این مشروع عظیم است با جدیت دنبال می کند...مسیر کلی این فرایند یادگیری از طریق یک سلسله نقشه هاى جهانى هدایت مى شود که جهت و چارچوب آن را بیت العدل اعظم تعیین می کند... الهام بخش اقدامات بهائیان بینشی از اجتماع است که حضرت بهاءالله یک قرن و نیم پیش در یکى از الواح خود به آن اشاره فرموده عالم بشری را به هیکل انسان تشبیه می نمایند..."! 

بیت العدل و آینده 

محور دیگر در پیام ١٢ اسفند ٩١ ترسیم آینده بشریت توسط بیت العدل است. توضیح اینکه یکصد و هفتاد سال قبل که بهائیت با پیشینه بابیت، اصل بنیادین مهدویت را به سخره نشست و اعلام کرد آن جوان شیرازی همان مهدی موعود است ، در پاسخ اینکه اگر او مهدى است پس استقرار عدالت در زمین و پایان جنگها و نزاع ها و نابرابرى ها و نیز وعده هائی که بوجود او محقق خواهد شد و ایجاد آینده روشنى که به ظهورش نوید داده شده کجاست، مجبور شد دست به دامن توجیهاتى براى این موضوع شود و اعلام نماید که صبرکنید این وعده ها بدست خود بشر کم کم محقق می شود! 

در طول حدودیکصد و شصت سال پس از مرگ آن جوان شیرازی که بهائیت او را همان مهدى موعود و نقطه اولاى آئین خود شمرد و مقبره اش را در اسرائیل زیارتگاه بهائیان جهان قرارداد، نه تنها وضع جهان بهتر نشد که دائما وضع بشریت نابسامان تر شد : 

وقوع دو جنگ جهانى خانمانسوز، جنگهاى محلى و کشورى و منطقه اى، کاربرد سلاح هاى کشتارجمعى و بمب اتمى و شیمیائی -که ملیىونها انسان را به خاک و خون کشید،-ازدیاد فقر و گرسنگى و تبعیض و نابرابرى و برده داری مدرن و فریب و تجاوز به حقوق انسانها، لشگر کشی و اشغال کشورها به بهانه هاى واهى، تخریب محیط زیست و رواج فریب وبازى با کلماتى همچون حقوق بشر و صلح و آزادى و برخوردهاى دوگانه با قوانین باصطلاح جهانى، استفاده ابزاری از سازمان ملل و شوراى امنیت و شوراى حقوق بشر، حاکمیت بانکدارها و کارتل ها و تراست ها که فریاد اعتراض و تظاهرات هرروزه مردم و جنبش نود ونه درصدى را رقم زده است که مصداق کامل "ظهر الفساد فى البرّ والبحر" است، منکران مهدویت را با چالش هر روزه مواجه ساخت که هرروزه باید اصلاح را به آینده وظهور تدریجى موکول نمایند! 

بیت العدل نیز که وارث رهبرى این آئین است از ابتداى کار دائما در بوق آینده دمیده و در همه پیام هاى کوچک و بزرگ خود از جمله پیام اسفند ماه نوید داده که عجله نکنید اوضاع با مساعى ما و شما و بشریت زیر نظر بیت العدل بهبود خواهد یافت ! 

ستیز با آئین الهى و وعده تاریخی حق در قرآن کریم براى ظهور اراده خدا دراستقرار عدل توسط بقیه الله الاعظم ارواحنا فداه، منکران مهدویت را رسوا نمود و به چوپانان دروغگوئی بدل ساخت که هرروز براى ادامه حیات خود باید دروغ دیگرى ساز کنند! 

این ها همه شاهدى است که استقرارعدالت موعود، وراثت زمین به مستضعفان،امامت صالحان و پاکان ، استخلاف اولیاء الاهى، تبدیل دوران بیم به امن، تمکین دیانت مورد رضاى الاهى به جاى آئین هاى دروغین، و اعتلاى پرچم توحید و یگانگى، فقط بدست همان منجى جهانى است که کتابهاى الاهى پیشین نویدش را داده بودند و قرآن کریم نیزتصریح نموده که قوله تعالی: (وَعَدَ اللَّهُ الَّذِینَ آَمَنُوا مِنْکُمْ وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ لَیَسْتَخْلِفَنَّهُمْ فِی الْأَرْضِ کَمَا اسْتَخْلَفَ الَّذِینَ مِنْ قَبْلِهِمْ وَلَیُمَکِّنَنَّ لَهُمْ دِینَهُمُ الَّذِی ارْتَضَى لَهُمْ وَلَیُبَدِّلَنَّهُمْ مِنْ بَعْدِ خَوْفِهِمْ أَمْنًا یَعْبُدُونَنِی لَا یُشْرِکُونَ بِی شَیْئًا وَمَنْ کَفَرَ بَعْدَ ذَلِکَ فَأُولَئِکَ هُمُ الْفَاسِقُونَ) (النور:55)

بیت العدل از یکسو در همین پیام اعتراف نموده که "حل بحران فزاینده محیط زیست و وخامت اوضاع خانواده و نقض مداوم حقوق زنان و کودکان و تداوم استبداد و تمرکز ثروت در دست گروهى کوچک که از بنیاد به غلط طرحریزى شده مستلزم تغییرى بنیادین در تارو پود اجتماع است" اما در همان صفحه نتیجه مى گیرد که بفرموده عبدالبهاء ، این امور متدرّجا حاصل خواهدشد! 

هم وحدت نژاد،(!) هم وحدت وطن (!)هم وحدت در امور عظیمه(!) وهم وحدت در سیاست (!)، متدرجا و به مرور مطابق پیش بینى بهائیت شکل خواهدگرفت!(روشنفکران جهان باید جمع شوند و تبیین کنند وحدت نژاد و وطن، هم به مرور ایجادشدنى است!)

دقت فرمایید به عین عبارت در پیام ١٢ اسفند٩١: 

"اتحاد و یگانگى به فرموده حضرت عبدالبهاء در عرصه هاى مختلف حیات بشرى، متدرّجا حاصل خواهدشد. 

وحدت سیاست، وحدت در آراء عظیمه، وحدت نژاد، وحدت وطن با تحقق این امور ساختارهاى لازم در دنیائی برخوردار از اتحاد سیاسى... به مرور شکل خواهد گرفت"! 

با شکست طرح های موسسه روحی که به جای روش های سنتی تبلیغ تهاجمی بهائیت( همچون بیوت تبلیغی که برای بهایی کردن افراد تشکیل می شد) می خواست از طریق بحث های کلی مثل وحدت و صلح و تساوی و...افراد زیادی راسمپات بهائیت کند تا بتوانند جمعیت بهائیان را در پایان برنامه بیست ساله در 2021 بسیار زیاد نشان دهند اما نتایج عکس ببار آورد، به این نتیجه رسیدند که باز تبلیغ مستقیم تبشیری و تهاجمی را مثل سابق زنده کنند و نتیجه اش اصرار بر این نوع تبلیغ همسایه و دوست و آشنایان و بستگان باشد که در پیام اسفند و نوروزی آمده است...

تلاش بیت العدل براى رفع تناقض از تبلیغ تهاجمى 

در یکی از پیام هاى بیت العدل تلاش شده که به نوعى تناقض بین تشویق به تبلیغ بهائیت که دائما از سوی بیت العدل اعمال می شود و تلاش برای تغییر نگرش و تغییر دین فرق گذاشته شود. زیرا بهائیان متهمند که با دستور العمل هاى متعدد بیت العدل مجبور به تبلیغ تهاجمی در هر کشوری هستند و این یعنى تلاش برای تغییر دین افراد و در نتیجه جنجال با نخانواده ها و همشهریان و اولیای دینى کشور و در نتیجه صدمه زدن به وحدت ملى. 

به متن توجه فرمایید: 

" صحیح است که حضرت بهاءالله ، وظیفۀ تبلیغ أمر مبارک را به عهدۀ کلّیۀ آحاد بهائیان گذاشته اند ؛ أمّا در عین حال ، ما از دعوت دیگران به ترک عقیدۀ خود ممنوعیم؛ لهذا بسیار حائز أهمّیّت است که کلّیۀ أحبّاء ، تفاوت بین تبلیغ و دعوت دیگران به ترک عقیدۀ خود را درک کنند. بین این دو تفاوت بارزی وجود دارد و در بعضی ممالک که تبلیغ دین ، مجاز ؛ أمّا دعوت دیگران به ترک عقیدۀ خود ممنوع می باشد تفاوت مزبور در قوانین آن سرزمین ، بیان گردیده است . دعوت دیگران به ترک عقیدۀ خودبه وارد کردن فشار بی مورد بر نفس دیگر برای تغییر دادن دین خود است . همچنین از آن چنین استنباط می شود که به عنوان کردن تهدیدها یا وعدۀ منافع و مزایای مادّی برای ترغیب فرد موردنظر به تغییر دین خود دلالت دارد . در بعضی ممالک ، علی رغم تمام أمور مفیدی که مدارس و بیمارستان های میسیونری انجام می دهند ، أولیاء حکومت محلّی با سوء ظنّ و حتّی تنفّر به آنها نگاه می کنند ؛ زیرا انگیزه و مشوّق مادّی برای تغییر دین و از این رو ابزار دعوت به دین خود تلّقی می شوند . ... " 

( بیت العدل أعظم ، 3 ژانویه 1982 ، خطاب به یکی از بهائیان )

 

تمام حقوق این پورتال برای مؤسّسه بهائی‌پژوهی محفوظ است.

کپی‌رایت© بهائی‌پژوهی؛ ۱۳۹۶-۱۳۸۵.

Back To Top