تغییر استراتژی "عدم دخالت در سیاست"؟!

کنفرانس بهائیان برای براندازی اسلام و نظام 

 

بسیاری از پژوهشگران و دین پژوهان در بررسی آئین بهائیت و آموزه هاى آن  وقتى به تعالیمى "همچون " عدم دخالت در سیاست" و "لزوم اطاعت از هرحکومت" برمی خورند و آن را با تاریخ بهائیت مى سنجند به دیده تردید درآن نگریسته و از خود می پرسند: 

 

 آئینى که دردهه هاى اول تاریخ خود با وقایعى همچون اقدام به ترور شاه توسط بابیان شاخص همچون بهاءالله و عظیم ، ایجاد سه جنگ داخلى ، اقدام علیه امنیت ملى ، ارتباط با حکومت روسیه و سپس انگلیس ، آشوب هاو

قتل ها و ترورهای درون گروهى( بابیان و ازلیان)  مانند آنچه در دوران تبعید رهبران به عراق اتفاق افتاد ، دریافت لقب "سر" و دعا براى سران روس و انگلیس و عثمانى وبعدها نفوذ در حکومت پهلوی از پزشکی دربار تا دریافت پست وزرات و تا رهبری ساواک و حتى ریاست و معاونت سازمان برنامه و بودجه و سایر ارکان دولت و سپس ارتباط وثیق با دولت اسرائیل و...همراه بوده چگونه از چنین تعالیمی دم می زند؟! 

 

آیا این رفتارها "دخالت در سیاست " محسوب نمی شده و با اطاعت از حکومتها سازگار بوده است؟! آیا شعار عدم دخالت در سیاست صرفا یک تاکتیک براى فریب حاکمیت ها و پنهان کردن نقشه ها و قرار دادن تشکیلات بهائی در امنیت بمنظور پیاده سازی برنامه هاى کلى در جهت ایجاد حکومت جهانى بهائی نبوده است؟! 

 

اخیراً کنفرانسی بین المللى توسط بهائیان با حضور سه هزار و صد نفر بهائی از سراسر جهان با تعدادی میهمانان از اپوزیسیون خارج از کشور( مثل نوری زاده و نوری علاء و جهانبگلوو...) با عنوان "اتحاد، کلید بازسازی ایران" از سوی " انجمن دوستداران ایران" که تشکلى مربوط به بهائیان است در شیکاگو برگزار گردید که سخنرانانى مشهور از شخصیت هاى مشهور بهائی همچون دکتر شاپور راسخ (معاون یا رئیس سازمان برنامه و بودجه حکومت پهلوی) از براندازی نظام حاکم و تغییرات بنیادی در قانون اساسی و برداشتن حکومت دینى و حذف اسلامیت از هویت ایرانى و ایجاد حکومت سکولار بر اساس تعالیم بهائی سخن گفتند و در سخنرانى افتتاحیه و هم اختتامیه، بر لزوم اتحاد همه اقوام و گروهها برای فرو کشیدن نظام جمهوری اسلامی  ایران از قدرت تاکید نمودند. 

این رویداد نشان داد همه آن شعارهاى عدم دخالت در سیاست ، بیهوده و تنها یک تاکتیک برای فریب اذهان بوده است. آئینی که یکی از ارکان تعالیم دوازدهگانه خویش را اصل عدم دخالت در سیاست معرفی کرده واز قول عبدالبها در متون خود نقل می کند که "هرگونه دخالت در سیاست موجب خروج از بهائیت می گردد" چگونه به خود اجازه می دهد حقوق مسلم هسته اى مردم ایران را زیر سؤال برده و با واژه "مزورانه" براى تلاش دانشمندان این کشور، آب به آسیاب اربابان قدرت و سردمداران استکبار جهانى بویژه رژیم اشغالگر قدس بریزد؟! آیا شباهت موضع گیری شاپور راسخ در سخنرانى افتتاحیه خود که در قامت بیانیه رئیس یک حزب سیاسی برای سرنگونى حکومت ایران می باشد (فایل صوتى و متنى آن ضمیمه است) در موضوع هسته اى و بی نتیجه بودن اصلاحات در دولت جدید با سخنان نتانیاهو تصادفى است؟!آیا این شباهت  تفسیر همان سخن روحیه ماکسول همسر شوقى افندی رهبر جامعه بهائی نیست که خطاب به رئیس جمهور اسرائیل گفت " ما و اسرائیل همچون حلقه های یک زنجیریم"؟! آیا کف زدن هاى متوالى حضار برای سخنان براندازانه سخنرانان آنهم در شرایطی که عموم مردم ایران بر حقوق هسته اى خود پای می فشرند و مزورانه خواندن آن  نشانه همراهى با دشمنان ایران بویژه اسرائیل نیست؟! 

 

شاپور راسخ این تعابیرو جملات را در سخنرانى خود به کار برده است:   

"حکومت استبداد مذهبی ، شب سیاه حکومت، اولیای نظام سرکوبگرکنونى، ملایان حاکم ، تبعیضات ناروای عملی رژیم به نفع سران سپاهیان انقلاب، بسیجی ها و یارانه بگیران یعنی مزدوران حکومت و دیگر اعوان و انصارشان، نظام تفرقه افکن، رهبر معمم ایران، ملیت پرستی کاذب که نمونه اش اهتمام مزورانه برای دسترسى یافتن به نیروی هسته ای است به هوای قدرتمندی ایران،جمهوری اسلامی ا به هیچ یک از اهداف خود نرسیده و آوای ورشکسته آن از همه سو بلند است و ناچار ادامه چنین نظامی در آینده معقول نخواهد بود ،تشیع تبدیل به یک دین عرفی در خدمت قدرتی بهره مند از درامد بی حساب نفت شد، اندیشه ولایت فقیه منجر به استبداد مطلق مذهبی  شده و عینا تحقق پذیرفته است،در قالب قانون اساسی فعلی که همه قدرتها و از جمله قدرت نظامی در دست رهبر متمرکز است موفقیت اصلاح گرایی امکان ناپذیر است و... 

ودر آخر هم نتیجه می گیرد که فقط در سایه تعالیم بهائی و حکومت جهانى بهائی است که اوضاع ایران بهبود پیدا می کند و چنین کنفرانس هائی بدین منظور طراحی شده است: 

 

" از جمله این پیش بینی ها (ی بهائیت) یکی در مورد ایران تفکیک سیاست از دین ،سلب قدرت از علمای شرع ،استقرار حکومت مشروطه و پارلمانی برقراری عدالت ... است که دلیلى ندارد بوقوع نپیوندد...که به فرموده حضرت عبدالبها :"جمیع عالم توجه و نظر احترام به ایران خواهند نمود و دولت ایران در جمیع بسیط زمین محترم ترین حکومات خواهد گشت و ایران معمورترین بقاع عالم خواهد شد."  

 

حال قضاوت را وا می گذاریم به افکار عمومی ایران و جهان تا قضاوت فرمایند آیاشعار عدم دخالت در سیاست بهائیان، فریبى بیش نبوده و قصد تشکیلات بهائی حیفا نشین، براندازی همه حکومت ها و ایجاد حکومت جهانى بهائی می باشد یا خیر؟!

 

تمام حقوق این پورتال برای مؤسّسه بهائی‌پژوهی محفوظ است.

کپی‌رایت© بهائی‌پژوهی؛ ۱۳۹۸-۱۳۸۵.

Back To Top